نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

مسجد الاقصی با مسجد قبه الصخره و رسانه ملی
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
 

 

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است . مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.
بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.
در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".


 

توصیف مسجد الاقصی:
مسجد الاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آنرا دیوار در برگرفته واین دیوارها هم در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند.
مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصی ، قبه الصخره به همراه آثار دیگری که تعداد آنها به 200 اثر می رسد .مسجد الاقصی بر فراز فلاتی کوچک به نام فلات موریا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترین نقطه آن است ودقیقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است.
ابعاد مسجد از جنوب 281 متر ، از شمال 310 متر ، از شر 462 متر واز غرب 491 متر است .
این مساحت یک ششم مساحت بخش قدیمی شهر قدس را تشکیل می دهد .
این ابعاد از زمان ساخته شدن این مکان بعنوان مسجدی برای نمازگزاردن تغییر نکرده است وبر خلاف مسجد الحرام ومسجد نبوی در مکه مکرمه ومدینه منوره این محدوده در طول تاریخ خود شاهد توسعه مساحت نبوده است.
مسجد الاقصی چهارده دروازه دارد که پنج یا چهار دروازه از آنها بعداز فتح این شهر توسط صلاح الدین بسته شدند این دروازه ها عبارتند از باب الرحمه از شرق ، باب المنفرد ، المزدوج والثلاثی در جنوب از دروازه های بسته شده بودند.
اکنون ده دروازه همچنان باز می باشد که عبارتند از : باب المغاربه (النبی) ، باب السلسله (باب داوود) ، باب المتوضا (باب المطهره)، باب القطانین ، باب الحدید ، باب الناظر و باب الغوانمه (باب الخلیل) که همگی در قسمت غربی ونیز باب العتم (باب شرف الانبیاء) ، باب حطه ، باب الاسباط هم در بخش شمالی واقع اند.
مسجد الاقصی دارای چهار گلدسته است.
نام ها :
مسجد الاقصی




نامی است اسلامی که خداوند برای این مکان برگزیده ودر قرآن کریم به آن اشاره شده است .
" سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".
اقصی به معنای دورترین است ومقصود از آن اینکه این مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ دیگر مسلمانان در مکه ومدینه دورتر ست.
مسجد الاقصی پیش از آنکه این نام در قرآن ذکر شود به بیت المقدس معروف بود.
مسجد الاقصی به اشتباه حرم قدسی شریف خوانده می شود این در حالی است که توصیف حرم تنها برای مسجد الحرام ومسجد النبی می باشد.
مهمترین آثار موجود مسجد الاقصی (حرم شریف)
مقصود از حرم شریف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و یا سکوی مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قدیمی شهر قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شریف بدین شرح است.
ضلع جنوبی ( 281 م )
ضلع شمالی ( 310 م )
ضلع شرقی ( 462 م )
ضلع غربی ( 491 م )
این منطقه از دو ناحیه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاریخچه آن به دوران اسلامی سلسله ایوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحیه شمالی و غربی، مسجد به رواقهایی احاطه شده که در دوران ایوبی ها و مملوکیان ساخته شده بود.
مسجدالاقصی از تعدادی ساختمان تشکیل شده است که به همراه مساجد ، گنبدها ، رواق ها ، منابر ، گلدسته ها وغیره به 200 اثر می رسند.

مسجد الاقصی در لغت نامه دهخدا :

مسجد بیت المقدس در شهر قدس و نخستین قبله مسلمانان بوده است. این مسجد را حضرت داوود علیه السلام بنا کرد و سپس فرزندش، حضرت سلیمان، تکمیلش فرمود، و از آن پس در طول تاریخ بارها تجدید بنا شد، از جمله در عهد عبدالملک بن مروان خلیفه اموی.
مسجدالاقصی یک بار در زلزله‌ای شدید ویران شد، در سال 585 م و در سال 583 هجری قمری توسط صلاح الدین ایوبی مرمت شد، و در قرن نهم هجری قسمت دیگری از مسجد ساخته شد.
در زمان جنگهای صلیبی مسیحیان در همین مسجد توقف داشتند؛ حتی دالانی در آن موجود است که انبار اسلحه لشگریان آنان بوده.
در این مسجد مصلای معروفی است که مورخین آن را مقام حضرت زکریا می‌شمارند. نام مسجدالاقصی در قرآن مجید در سوره اسراء در آیات مربوط به معراج پیامبر اسلام آمده است:«سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجد الاقصی»
در زمان عمر، در سال 15 هجری، شهر قدس توسط مسلمانان فتح شد و عمر خودش نیز به قدس آمد.
بیت المقدس در تاریخ 30 مرداد 1348 هجری شمسی دچار آتش‌سوزی مهیبی شد و قسمت‌های زیادی از آن ویران شد که در سال‌های بعد با کمک کشورهای اسلامی از جمله ایران مرمت گردید.

گفته می شود زمین مسجدالاقصی دومین مکانی است که پس از مسجدالحرام بر زمین قرار گرفت. اولین کسی که به فرمان خدا پایه های بنایی را در آن ساخت، حضرت آدم بود که حدود آن را مشخص کرد.
مسجدالاقصی به عنوان یکی از مقدسترین مساجد مسلمانان، از دیرباز مورد توجه بوده است، یکی از علتهای عمده آن به مهمترین رخداد تاریخی یعنی معراج حضرت محمد و شب اسراء باز می گردد که با توجه به تأکید قرآن بر آن، نزد مسلمانان از قداست و کرامت خاصی برخوردار است.


حدود 2 هزار سال پیش از میلاد حضرت ابراهیم و سپس فرزندانیش یعقوب و اسحاق بنا را ترمیم و بازسازی کردند. هزار سال پیش از میلاد نیز این بنا توسط حضرت سلیمان ترمیم شد .

مسجدالاقصی قبل از نزول آیات الهی به بیت المقدس معروف بود که در احادیث حضرت محمد (ص) نیز به آن اشاره شده است. پیش از این نام شهر قدس به ایلیا معروف بود که این نام به معنای عظمت، قداست و برکت مسجدالاقصی به وجود مسلمانان است. انبیاء و پیامبران الهی چون حضرت ابراهیم ، حضرت داوود، حضرت سلیمان و حضرت عیسی نیز در جوار مسجدالاقصی زندگی کرده اند، بنابراین شکی در قداست آن وجود ندارد.

در سال 15 هجری (636 میلادی)، عمر بن خطاب از خلفای راشدین وارد قدس شد و به منظور برقراری ارتباطی دینی و سیاسی با قدس و فلسطین دستور داد مسجدی در ضلع جنوبی قدس بر ویرانه های حرم شریف بسازند. وی نمازخانه ای که بخشی از مسجدالاقصی بود را در این دوران ساخت.

حرم شریف این مکان مقدس شامل مسجدالاقصی، قبة الصخره با گنبد طلایی، صحنها و ساختمانهای پیرامون آن است که در مجموع به مساحت 14 هکتار بر فراز کوه موریا قرار دارد و 14 دروازه از جمله درهای اسباط، حطه، شرف‌الانبیا، ناظر، نو، قطانین، مطهره، سلسله، مغربیان، مغاربه، داوود، حدید، غوائمه و دروازه طلایی و همچنین اتاق‌های متعدد، 8 چاه در صحن قبة الصخره و 17 چاه در حیاط مسجدالاقصی و در مجموع 4 گلدسته را شامل می شود .

یک گلدسته بر بالای دروازه مغاربه (جنوب غربی)، گلدسته ای بر دروازه سلسله (جنوب غربی)، گلدسته بر بالای دروازه غوائمه ( شمال غربی) و دیگری بر بالای اسباط (شمال) قرار دارد.

طول این بنا به 80 متر و عرض آن به 55 متر می‌رسد و اکنون بر 53 ستون مرمری و 49 ستون مربع ‌شکل استوار است. درهای مسجد در زمان امویها از طلا و نقره پوشیده شده بود، اما به فرمان ابوجعفر منصور صفحات طلا و نقره را کنده، به دینار تبدیل و به مصرف مسجد رساندند.

در سال 1927میلادی مجلس اعلای اسلامی به منظور تعمیر و بازسازی مسجد از کشورهای عربی و اسلامی استمداد جست. بزرگترین و مهمترین مرحله این عمران، برداشتن ستونهای قدیمی بود که گنبد بر آنها استوار بود و به جای آنها شصت ستون جدید که پی آنها از بتن مسلح بود، قرار داده شد.

پس از آن بر اثر زلزله، به برخی از رواقها و اجزای مسجد صدمه وارد شد که مجلس اسلامی با استفاده از اموال اوقاف به مرمت آن پرداخت. در همین راستا این هیئت اسلامی رواق شرقی را منهدم و از نو بنا کرد. رواق میانی را نیز بازسازی کرد و ستونهای مورد نیاز را از ایتالیا آورد. بخش زیرین مسجدالاقصی دهلیزی وسیع وجود دارد که به اقصی قدیم موسوم است و آن عبارت است از مجموعه ای از طاقها که بر ستونهای محکم و قطور استوار شده است.
یکی از بزرگ ترین مطالب انحرافی درباره «مسجدالاقصی» ، جابجا کردن تصویر این مسجد با مسجدی دیگر به نام «قبة الصخره» است. تا سالیان سال ، این مسجد به عنوان نماد شهر قدس و حتی نماد فلسطین در سراسر جهان ، خصوصا در کشورهای اسلامی معرفی می شد.
«مسجدالاقصی» نام مسجدی است در شهر «بیت المقدس» که در قرآن طی آیه اول سوره« اسراء» به آن اشاره شده است:



«سبْحَانَ الَّذِی أَسرَی بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسجِدِ الْحَرَامِ إِلی الْمَسجِدِ الاَقْصا الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنرِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا إِنَّهُ هُوَ السمِیعُ الْبَصِیرُ»
«منزّه‌است آن خدایی‏ که بنده‌اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الأقصی- که پیرامون آن را برکت داده‌ایم- سیر داد، تا از نشانه‌های خود به او بنمایانیم، که او همان شنوای بیناست.
مسجدالاقصی ، هم اکنون درسرزمین های تحت اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و صهیونیست ها از همان آغازین سال های تجاوزات خود در خاورمیانه ، برنامه های مفصلی را برای دست اندازی به این مسجد شریف و آسیب رساندن به شان و جایگاه حقیقی آن در پی گرفتند و حتی تا مرحله تلاش آشکار جهت به آتش کشیدن آن پیش رفتند. در همین راستا ، چندین دهه است که مطالب تحریف شده و انحرافی درباره مسجدالاقصی و تاریخ آن ، در رسانه های دیداری و شنیداری سنتی و مدرن سراسر دنیا و خصوصا جهان اسلام منتشر می شود. هدف از ترویج این مطالب ، کاستن حساسیت افکار عمومی نسبت به این مکان مقدس است تا برنامه های اصلی صهیونیست ها برای تخریب این مسجد و جایگزین کردن یک «معبد یهودی» به جای آن ، هزینه های کمتری داشته باشد.
مسجد قبه‌ الصخره‌



قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعی است که گنبدی طلایی بر آن قرار گرفته است ، موقعیت آن به نسبت مسجد الاقصی به مانند قلب در بدن انسان است ودقیقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، این گنبد به مثابه گنبد تمامی این محوطه محسوب شده ویکی ازقدیمی ترین وعظیم ترین آثار اسلامی شاخص است.
علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخره ای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترین بقعه مسجد الاقصی هم محسوب می شود.
قبه الصخره اکنون مصلای زنان در مسجد الاقصی است ، این صخره آنگونه که گفته می شود دیگر بین زمین وهوا معلق نیست بلکه غار کوچکی در زیر آن قرار دارد.
مسجد قبلی (با کسر قاف وتسکین)
این مسجد در بخش جنوبی مسجد الاقصی به طرف قبله قرار گرفته است واز این رو به مسجد جامع قبلی شهرت یافته است ، این مسجد با گنبد طوسی رنگش اکنون مصلای اصلی مردان است .این مسجد در محلی که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجری در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بنای این مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش ولید بن عبد الملک آنرا به پایان رساند.
مصلای مروانی
این مصلی زیر مسجد الاقصی در بخش جنوب شرقی واقع است .
اقصای قدیم
اقصای قدیم زیر مسجد قبلی قرار گرفته است ، آنرا امویان ساختند تا مدخلی اختصاصی برای آنها از کاخ های امویه به داخل مسجد الاقصی باشد ،
مسجد براق :
این مسجد در کنار دیوار براق (جایی که نقل است پیامبر زمان معراج اسب خود را به این دیوار بست که وجه تسمیه این دیواردر واقع به دلیل این است که نام اسب پیامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است.
مجموعه سقاخانه ها وچاه های اطراف الاقصی هم جزو آثار آن می باشند.
مدرسه اشرفیه به همراه تعداد زیادی از مدارس در اطراف مسجد الاقصی بنا نهاده شده اند.
دروازه های دایر در مسجد الاقصی:
ضلع غربی:
باب المغاربه ــ دروازه مغربی ها ـ (به دروازه نبی نیز معروف است)، دروازه سلسله (به دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نیز گفته می شود )، دروازه القطاطین، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه الناظر (به نامهای باب علاء الدین بصیری، باب میکائیل، باب الحبس و باب المجلس نیز شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخلیل و باب الولید هم نامیده می شود).
ضلع شمالی:
دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبیاء،‌ داوودیه و فیصل)، باب حطه و باب الاسباط .
حرم شریف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذیل می باشد .
ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شریف0
ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شریف و نزدیک به باب السلسله.
ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شریف.
ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شریف.
حرم شریف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاریخ اسلامی این حرم شریف به حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده اند، همت گماشتند .
امور اداری ومالی حرم شریف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دینی الاقصی و دار القرآن کریم و حدیث شریف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شریف ملحق شدند.
تاریخ ساخت مسجد الاقصی
بر عکس آنچه که برخی هادر مورد مسجد الاقصی تصور می کنند مسجد الاقصی توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصی بنایی قدیمی که اولین قبله گاه مسلمانان است این مسجد دومین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شد ، ارجح آن است که حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال بعد از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. این بنا پیش از به وجود آمدن کنیسه ، کلیسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام از منطقه بین النهرین به سرزمین های مبارک در سال 1800 قبل از میلاد انجام گرفت وایشان اقدام به بالا بردن ستون های بیت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق ویعقوب (ع) مسجد الاقصی را ترمیم کردند تا اینکه در سال 1000 قبل از میلاد این مسجد توسط حضرت سلیمان بازسازی شد. همراه با فتوحات اسلامی در سال 636 میلادی عمر بن الخطاب مصلی قبلی را بعنوان بخشی از مسجد الاقصی ساخت ، در دوره امویان قبه الصخره ساخته شده ومصلای قبلی نیز بازسازی گردید ، ساخت این بنا حدود 30 سال از سال 66 هجری تا 96 هجری (685 تا 715) به درازا کشید تا مسجد الاقصی به شکل فعلی آن در آید.
چرا یهودیان مدعی مسجدالاقصی هستند؟
بخش غربی وجنوبی صحن مسجد الاقصی اهمیت فراوانی برای یهودیان دارد. این دیوار به دیوار براق مشهور است وعلت نامگذاری آن به این اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (براق) به این دیوار در زمان معراج بود .
این دیوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخی از سنگ های این دیوار 16 پا می باشند ، مسلمانان مسجدی را در این قسمت بنا نهادند.
در مقابل یهودیان ادعا می کنند که این دیوار بخش باقی مانده از دیوار " بارگاه سلیمان" است که هیردوس آنرا در سال 18 قبل از میلاد بنا نهاده بود.
با اینکه حفاری های صهیونیستی تاکنون از یافتن دلیلی برای این ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر این ادعای خود پافشاری می کنند.
در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به یهودیان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراین دیوار به ندبه وزاری بپردازند ، تعداد یهودیان در آن زمان بسیار کم بود وعرض پیاده رویی که آنها در آن می ایستادند تنها 4 متر بود.
این پیاده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدین الجزائری بود ویهودیان در عصر محمد علی سالانه 300 لیره به متولی آن پرداخت می کردند در عین اینکه هیچ حق قانونی در این مکان نداشتند.
دردوره قیمومیت انگلیس یهودیان به این مکان دست درازی کرده وادعای مالکیت آنرا کردند این امر منجر به قیام فلسطینیان علیه آنان شد ، قیام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمی شدن 232 نفر وزندانی شدن حدود یکهزار نفر دیگر از فلسطینیان گردید. ، مسئولین انگلیسی 26 نفر از زندانیان فلسطینی را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بی رحمانه فلسطینیان مواضع جانبدارانه انگلیس از یهودیان وصهیونیستها باعث شد تا کمیته بین المللی حقیقت یابی تشکیل شود. این کمیته در پایان تحقیقات خود تاکید کرد مالکیت این مکان از آن مسلمانان است ، نظر این کمیته در ژانویه 1930 اعلام شد.
با این حال صهیونیستها همچنان ادعا می کنند که مسجد الاقصی بر روی ویرانه های بارگاه سلیمان برپا شده وتلاش خود را برای انهدام آن ادامه می دهند.
اشتباه نکنید!!
مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست




ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصی با مسجد القبه تا حدی به دلیل نزدیکی این دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخی ابنیه ی دیگر در مجموعه ی حرم الشریف است.اما به نظر می رسد در ورای این تشابه ساده,مسئله مهم تری پنهان است,آنچنان که یکی از اساتید دانشگاه زاید امارات,چند سال پیش در نامه ای به یکی از نشریات چنین نوشت: بین مسجد الاقصی و مسجد القبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد.هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید,در عوض عکسی از مسجد القبه نمایش داده می شود.دلیل اصلی این مسئله عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های رژیم صهیونیستی است.در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع یافتم صهیونیست ها در امریکا چنین تصاویری را چاپ و متتشر کرده و گاه با قیمت بسیار اندک و حتی رایگان در اختیار اعراب و مسلمانان قرار می دهند.بدین ترتیب مسلمانان ان را به تمام نقاط –دیوار منازل و دفاتر کار-نصب می کنند. همین مسئله موید این است کهسران صهیونیستی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخریب و معبد مورد ادعای خود را پنهانی بنا کنند و اگر کسی شکایت یا اعتراضی داشته باشد,به طور زنده تصویر مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقی نیفتاده است."
مسجد القبه (قبه الصخره)
این مسجد در گرامیداشت معراج پیامبر بنا شد.بنای آن در سال 67هجری آغاز و در سال 71 هجری تکمیل شد. این مسجد متشکل از قاعده ای هشت وجهی است که دو راهروی هم مرکز هشت وجهی را در بر گرفته,آن ها نیز به نوبه ی خود جایگاه مرکزی دایره ای شکلی,حاوی صخره را احاطه کرده اند.گمان می رود,این همان صخره ای است که پیامبر اکرم(ص) در شب معراج پس از آن که با براق به مسجد الاقصی آمد,از فراز آن به آسمان رفت.در بالای قاعده ی هشت وجهی و بلافاصله در بالای دایره ای که صخره را احاطه کرده است,قبه ای دو لایه,با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع تقریبی 23 متر قرار دارد. گنبد طلایی این بنا به طرز جالب توجهی بر کل ساختمان احاطه دارد.بر دیوارهای درونی قاعده ی هشت وجهی و دیوارهای بیرونی,آیات قران کریم نقش بسته,که مجموعاً 210 متر از فضای آنها را در بر گرفته است.جای شگفتی نیست که مسجد القبه مناره ای ندارد,چرا که در واقع در دوره ی امویان مناره از اجزای مساجد نبوده و بیش تر از مظاهر دوره ی عباسیان است.
قدس ، کهن ترین شهر جهان و مهد سه آئین آسمانی (1)
تاریخچه : ‌از نظر تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می رود بطوریکه عمر آن از (45) قرن فراتر است، مهد سه آئین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام)
قدس در تاریخ به نام های متعددی شناخته شده است که از معروفترین آن می توان به ، یبوس، إیلیا، کابتولینا، بیت المقدس، القدس، القدس الشریف اشاره کرد.
یبوس همان نامی است که قدس قریب به 4500 سال پیش بدان شناخته شد و منسوب به یبوسیهایی بوده که از تبار عربهای اولیه جزیره العرب هستند، یبوسیها ساکنان اصلی قدس به شمار می روند، آنان نخستین ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه قبایل عرب کنعانی به این منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قدیمی قلعه ای را بر تپه جنوب شرقی یبوس ساختند که به دژ یبوس معروف گشت، ( این دژ از قدیمی ترین بناهای قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت این دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.
یبوسی ها همچنین نسبت به تأمین آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر کردند تا آب چشمه جیحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.
قدس به نام“ اور شالم” نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نیز معروف بود. این نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاریخ آن به قرنهای هیجدهم و نوزدهم قبل از میلاد باز می گردد، ذکر شده است.
یبوس در دست یبوسی ها و کنعانی ها بود تا اینکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود پیامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی این شهر را به پایتختی برگزید. این شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و در عهد ایشان به اوج شکوفایی معماری رسید، در همین مقطع دین یهود رواج یافت. در سال 586 ق.م قدس به حکمروایی فارسیان در آمد، این شهر پیشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً ویران شده و ساکنان یهودی به بابل انتقال یافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها بود تا اینکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر یونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ویژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و اختلافات میان بطلمیان (پیروان بطلمیوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلمیان را تأسیس کرد) و سلوکیان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوریه حکومت سلوکیان را بر پا نمود) بود، این دو سعی در تصرف و حکمرانی بر این شهر را داشتند.
در سال 63 ق. م رومیان به فرمانده ی “ بومبی ” قدس را اشغال کردند، در سال 135 م هادریانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ویران ساخت و به جای آن مستعمره ای جدید بنام (ایلیا کابتولینا ) دایر نمود. قدس در دوران بیزانسی (330ـ 636 ) به ایلیاء نامیده می شد، در این برهه با گرویدن قسطنطین امپراطور به دین مسیحیت، آئین مسیحیت دین رسمی امپراطوری بیزانسی گشت. در این دوره همچنین هیلانا ملکه مادر کلیسای قیامت را در سال 335 م بنا نهاد.
در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اینکه هرکول آن را باز پس گرفت و این شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بیزانسی ها بود.
از آنجائیکه اسلام آئینی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتیجه آن فتوحات اسلامی بود که فلسطین از جمله نخستین کشورهایی که سپاهیان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. از زمان فتح اسلام تا سال 217 هجری قدس بنام ایلیاء و بیت المقدس نامیده می شد تا اینکه کم کم و برای اولین بار در تاریخ اسلامی یعنی ً از سال 216 هجری ، این شهر قدس نام گرفت‌.
این نامگذاری بعدها جا افتاد بطوریکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شریف ” موسوم گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صلیبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و جایگاه دینی اش، ‌دست به فساد و ویرانی زدند و در این رهگذر مرتکب قتل عام های و حشیانه ای در صحن حرم شریف شدند. صلیبی ها به این اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کلیسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صلیبی ها به اسطبل سلیمان معروف شد. صلاح الدین ایوبی فلسطین را آزاد و قدس را از چنگال صلیبی ها رهانید و آن را به ‎ آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانید. قدس پس از ایوبی ها همچنان در دست مسلمانان بود و سرانجام در سال 1917 م خلافت عثمانی بر قدس توسط انگلیسی ها سرنگون شد.

مسجد قبه‌ الصخره‌ در فاصله‌اى‌ کاملاً متساوى‌ از دو ضلع‌ شمالى‌ و جنوبى‌ باروى‌ حرم‌ قدسى‌ قراردارد. صخره‌ عبارت‌ است‌ از یک‌ تخته‌ سنگ‌ نامنتظم‌ که‌ روزگارى‌ قله‌ى‌ کوه‌ موریا بوده‌ است‌. این‌صخره‌ آبى‌ رنگ‌ است‌ و پاى‌ هیچ‌ انسانى‌ بر آن‌ نهاده‌ نشده‌ است‌. در قسمت‌ روبه‌ روى‌ قبله‌ى‌ این‌سنگ‌ یک‌ فرورفتگى‌ وجود دارد که‌ به‌ نظر مى‌رسد زمانى‌ انسانى‌ بر آن‌ راه‌ رفته‌ و بر اثر آن‌ این‌ رد پا برجاى‌ مانده‌ است‌. بر این‌ سنگ‌ آثارى‌ از هفت‌ رد پا بر جا مانده‌ است‌. گفته‌ شده‌ است‌ که‌ روزى ‌ابراهیم‌ پیامبر (ع‌) در آن‌ منطقه‌ بود و به‌ همراه‌ وى‌ فرزند خردسالش‌ اسماعیل‌ نیز بود که‌ اسماعیل ‌در آن‌ هنگام‌ بر آن‌ سنگ‌ راه‌ رفت‌، و این‌ رد پاهاى‌ اوست‌. گنبد عظیمى‌ که‌ بر فراز این‌ مسجد است ‌از چوب‌ ساخته‌ شده‌ و ورق‌هایى‌ از سرب‌ آن‌ را پوشانده‌ بوده‌ است‌ و بر این‌ ورق‌هاى‌ سرب‌ نیز الواحى‌ از مس‌ براق‌ قرار داده‌ شده‌ بود. تاریخ‌ بناى‌ گنبد کنونى‌ به‌ سال‌ 423 هجرى‌ باز مى‌گردد. این‌ گنبد از دو جداره‌ ساخته‌ شده‌ است‌. جداره‌ى‌ داخلى‌ آن‌ را الواحى‌ چوبین‌ و سپس‌ تزئینات‌ ونقوش‌ گچین‌ زیبایى‌ پوشانده‌ است‌. جداره‌ى‌ خارجى‌ آن‌ را نیز الواح‌ مس‌ براق‌ پوشانده‌ است‌. طول‌ قلّه‌ى‌ گنبد 17 متر و 70 سانتیمتر، عرض‌ آن‌ 5/13 و ارتفاع‌ آن‌ 5/1 متر است‌. زیر گنبد، گودالى‌ غار مانند قرار دارد که‌ براى‌ ورود به‌ آن‌ باید از پلکانى‌ پایین‌ آمد. عده‌اى‌ بر این‌ عقیده‌اند که ‌این‌ صخره‌ کشتارگاه‌ اصلى‌ قربانى‌هاى‌ سوزانده‌ شده‌، بوده‌ است‌ ؛ و نیز این‌ که‌ این‌ غار محل‌ ریختن‌خون‌ قربانى‌ها و آب‌ تطهیر بوده‌ است‌. روى‌ صخره‌ آثار ضربه‌هاى‌ کلنگ‌ بازمانده‌ از دوران‌ جنگ‌هاى‌ صلیبى‌ بر جاى‌ مانده‌ است‌ که‌ بر اثر این‌ ضربه‌ ها تلاش‌ شده‌ بود تا تکه‌‌هایى‌ از آن‌ صخره ‌جهت‌ تبرک‌ برکنده‌ شود. کشیش‌هاى‌ مسیحى‌ آن‌ دوران‌ در مقابل‌ هر قطعه‌ سنگ‌ برکنده‌ شده ‌معادل‌ وزن آن‌ را به‌ فروشندگان‌ طلا مى‌پرداختند. مدتى‌ به‌ منظور محافظت‌ از آن‌ صخره‌ روپوشى‌ از مرمر بر آن‌ پوشانده‌ شد، امّا صلاح‌ الدین‌ ایوبى‌ در سالیان‌ بعد آن‌ پوشش‌ را برطرف‌ کرد.

در شرق‌ قبه‌ الصخره‌ گنبدى‌ کوچک‌ به‌ نام‌ قبه‌ السلسله‌ قرار دارد که‌ بر شش‌ ستون‌ استوار است‌. پیرامون‌ این‌ ستون‌ها رواقى‌ یازده‌ ضلعى‌ قرار دارد که‌ در هر زاویه‌ى‌ آن‌ یک‌ ستون‌ مرمرین‌، و درمیان‌ هر دو ستون‌ یک‌ محراب‌ وجود دارد. این‌ ساختمان‌ قضاوتکده‌ى‌ داوود نام‌ دارد. درغرب‌ قبه‌ الصخره‌ نیز گنبدى‌ دیگر به‌ نام‌ قبه‌ المعراج‌ نام‌ دارد که‌ به‌ یادبود معراج‌ رسول‌ اکرم‌(ص‌) به‌ آسمان‌ بنا گردیده‌ است‌. در جنوب‌ قبة‌ الصخرة‌ گنبدى‌ دیگر به‌ نام‌ قبة‌ یوسف‌ و در جنوب‌ غربى ‌دروازه‌ى‌ «دوایداریه‌» در شمال‌ حرم‌ شریف‌ گنبد سلیمان‌ قرار گرفته‌ است‌ ؛ که‌ بنایى‌ است‌ استوارو درون‌ آن‌ صخره‌اى‌ دیگر قرار دارد.

مسجد قبة‌ الصخرة‌ روزنه‌ هایى‌ از مرمر مشبک‌ دارد ؛ که‌ جاى‌گزین‌ مشبک‌ کارى‌هاى‌ گچین‌ شده‌است‌. شکاف‌هاى‌ این‌ روزنه‌ها با شیشه‌هاى‌ رنگى‌ تزیین‌ شده‌ است.‌ قسمت‌هاى‌ بالایى‌ تاق‌ها و ستون‌هارا تزیینات‌ زیبایى‌ آرابسک‌ و خطوط‌ کوفى‌ و خاتم‌ و معرق‌ پوشانده‌ است‌. هم‌ چنان‌ که‌ طوق‌ بیرونى گنبدرا تزیینات‌ کاشى‌ کارى‌ پوشانده‌ و در قسمت‌ بالاى‌ آن‌ به‌ خطى‌ عریض‌ سوره‌ى‌ شریفه‌ى‌ اسراء نگاشته‌ شده‌ است‌. در قسمت‌ داخلى‌ کتیبه‌اى‌ به‌ خط‌ کوفى‌ مذّهب‌ به‌ طول‌ 240 متر وجود دارد. این‌کتیبه‌ شامل‌ آیاتى‌ از قرآن‌ مجید و نیز عبارتى‌ دال‌ بر تاریخ‌ بناى‌ آن‌ ساختمان‌ مى‌شود.

تاریخچه‌:

در سال‌ هفدهم‌ هجرى‌ (636 میلادى‌) در دوران‌ خلیفه‌ى‌ دوم‌ «مسجد جامع‌ عمر» به‌ فاصله‌اندکى‌ از کلیساى‌ «قیامت‌» در جایى‌ که‌ عمر در آن‌ نقطه‌ نماز خوانده‌ بود بنا گردید. گفته مى‌شود هنگام‌ زیارت‌ عمر از آن‌ کلیسا وقت‌ نماز فرا رسید ؛ از این‌ رو پاپ‌ سفرونیوس‌ از وى‌ خواست‌ تا در کنار او نمازبخواند. اما عمر نپذیرفت‌ و در محلى‌ که‌ ایستاده‌ بود نماز خواند ؛ تا نماز خواندن‌ وى‌ در کنار پاپ ‌دست‌آویزى‌ نگردد.

در سال‌ 154 هجرى‌ (771 میلادى‌) زلزله‌ بخش‌ شرقى‌ مسجد را ویران‌ ساخت‌. منصور عباسى ‌فرمان‌ داد تا‌ صفحه‌هاى‌ زرین‌ درهاى‌ مسجد را جدا ساخته‌، از آن‌ها سکه‌ ضرب‌ کرد ؛ و آن‌ سکه‌هارا خرج‌ بازسازى‌ قسمت‌هاى‌ آسیب‌ دیده‌ کرد. زلزله‌ هم‌ چنین‌ در سال‌ هاى‌ 158 و 425 و462 هجرى‌ نیز به‌ این‌ مسجد آسیب‌ هایى‌ رساند. از جمله‌ این‌ که‌ در زلزله‌ى‌ سال‌ 425 بخشى‌ ازمحراب‌ داوود فرو ریخت‌ و نیز بخشى‌ از مسجد ابراهیم‌ خلیل‌ آسیب‌ دید.

در سال‌ 492 هجرى‌ (1099 میلادى‌) صلیبیان‌ قدس‌ شریف‌ را اشغال‌ کردند ؛ و مسجد الاقصى‌ رابه‌ کلیسا تبدیل‌ کرده‌، بر آن‌ نام‌ «تامیلوم‌ سولومونیس‌» نهادند. آنان‌ برخى‌ از اجزاى‌ مسجد را به ‌سکونت‌ سازمان‌ سواران‌ کلیسا اختصاص‌ داده‌، بخش‌ هایى‌ را که‌ در قسمت‌ جنوب‌ مسجد بناکرده‌ بودند به‌ انبار تسلیحات‌ خود تبدیل‌ کردند. آنان‌ هم‌ چنین‌ از سردابه‌اى‌ زیر آن‌ مسجد به‌عنوان‌ اصطبل‌ چارپایان‌ خود استفاده‌ کرده‌، بر بالاى‌ صخره‌ قربانگاهى‌ به‌ نام‌ معبد سرور بزرگ‌ بناکردند.

در سال‌ 583 هجرى‌ (1178 میلادى‌) صلاح‌ الدین‌ ایوبى‌ قدس‌ را از اشغال‌ صلیبیان‌ رهایى‌ بخشید؛ وفرمان‌ داد بخش‌هاى‌ تخریب‌ شده‌ى‌ آن‌ را اصلاح‌ نمایند. هم‌ چنان‌ که‌ محراب‌ آن‌ را تجدید بناکرد ؛ و منبرى‌ در آن‌ نهاد و گنبد آن‌ را خاتم‌ کارى‌ نمود.

در سال‌ 1364 هجرى‌ قمرى‌ (1945 میلادى‌) یهودیان‌ شهر قدس‌ را از طریق‌ هوا و نیز باتوپخانه‌ى‌ سنگین‌ بمباران‌ کردند. در جریان‌ این‌ بمباران‌ در میانى‌ مسجد از بین‌ رفت‌ و گنبد آن ‌متحمل‌ آسیب‌ هاى‌ سنگین‌ گردید. آنان‌ هم‌ چنین‌ گلدسته‌ى‌ باب‌ الاسباط‌ را مورد بمباران‌ مستقیم‌ قرار دادند.

در سال‌ 1387 هجرى‌ (1967 میلادى‌) پس‌ از اشغال‌ شهر قدس‌ توسط‌ صهیونیست‌ها که‌ در پى‌شکست‌ جنگ‌ ژوئن‌ 1967 صورت‌ گرفت‌، صهیونیست‌ ها شهر قدس‌ و مسجد الاقصى‌ را ویران ‌کردند و گنبد این‌ مسجد را متحمل‌ تلفات‌ زیادى‌ کردند.

در سال‌ 1389 هجرى‌ (1969 میلادى‌) یکى‌ از اتباع‌ یهود یک‌ گالن‌ بنزین‌ پاى‌ منبر مسجد نهاد وآن‌ را به‌ آتش‌ کشید ؛ که‌ در نتیجه‌ منبر باستانى‌ مسجد سوخت‌ ؛ و آتش‌ به‌ الوارهاى‌ چوبین‌ که‌ گنبد بر آنها تکیه‌ داشت‌ نیز سدایت‌ کرد و آن‌ ها را به‌ آتش‌ کشید.

تلاش‌ هاى‌ یهودیان‌ براى‌ آلوده‌ سازى‌ و اهانت‌ به‌ حرم‌ قدسى‌ مسجد الاقصى‌ استمرار یافت‌. آنان ‌به‌ این‌ بهانه‌ که‌ بازمانده‌هاى‌ معبد سلیمان‌ پیامبر (ص‌) در زیر مسجد الاقصى‌ قرار دارد بارها به‌حفارى‌ و گمانه‌ زنى‌ پیرامون‌ و زیر مسجد الاقصى‌ پرداختند. آنان‌ هم‌ چنین‌ بارها کوشیدند دیوار «البراق‌» را که‌ مسلمان‌ به‌ علت‌ ارتباط‌ مستقیم‌ این‌ دیوار با معراج‌ پیامبر اکرم‌ (ص‌) آن‌ را تقدیس‌ مى‌نمایند به‌ تصرف‌ درآورند. هم‌ چنین‌ خاخام‌ها و متعصبان‌ یهودى‌ پیوسته‌ براى‌ نماز به‌ داخل ‌مسجد الاقصى‌ وارد مى‌شوند ؛ تا بدین‌ وسیله‌ مقاصدى‌ از پیش‌ اندیشیده‌ را به‌ اثبات‌ برسانند. وبدین‌ ترتیب‌ هتک‌ حرمت‌ها و تجاوزهاى‌ مسلحانه‌ى‌ صهیونیست‌ ها به‌ حرم‌ قدسى و نمازگزاران ‌هم‌چنان‌ ادامه‌ دارد ؛ که‌ یکى‌ از آخرین‌ این‌ موارد هتک‌ حرمت‌ شارون‌ به‌ این‌ مسجد در تاریخ‌ 28سپتامبر سال‌ 2000 میلادى‌ بود، که‌ نقطه‌ آغاز انتفاضه‌ى‌ دیگرى‌ در مسجد الاقصى‌ بود.
رسانه ملی و مسجد الاقصی

اگر عملکرد رسانه‌ی ملی در زمینه پوشش مسائل فلسطین و سرزمین‌های اشغالی در طول سال، بررسی شود، خواهیم دید که بخش اعظم مطالب و خوراک رسانه‌ای ارائه شده در این‌باره، صرفاً به پوشش اخبار کشتار فلسطینیان و جنایات صهیونیست‌ها ختم می‌شود و البته شاید گاهی تحلیلی و تفسیری در این زمینه!

ولی هر سال، چند روزی مانده به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و روز قدس، رسانه‌های گروهی و رسانه ملی یادشان می‌افتد که فلسطینی هم هست! و آن سرزمینی‌ست اشغال شده، توسط صهیونیست‌های جنایتکار! و هر نیم ساعت به نیم ساعت، پخشی تکراری دارند از تصاویر آرشیوی قدیمی‌ای که به خورد مخاطب خود می‌دهند!

سالیان درازی به اندازه عمر انقلاب اسلامی، جای بسیاری از برنامه‌های عمیق تخصصی و تحلیلی، در مورد موضوع مورد بحث در رسانه‌ی ملی خالیست.

کارکرد رسانه‌ی ملی، به خصوص تلویزیون در زمینه مسائل فلسطین، مبحث دشمن‌شناسی و تحلیل و بررسی ساختارهای صهیونیسم جهانی برای مخاطب خود می‌باشد، نه اینکه فقط وظیفه خود را به نشان دادن صحنه‌های شهادت مردم مظلوم فلسطین و مبارزه سنگ در برابر تانک و… [که اکثراً هم تکراری و قدیمی هستند] بداند!

وقتی عموم مخاطبان این رسانه، از ماهیت تاریخی صهیونیسم، ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی، رسانه‌ای و… آن اطلاعی ندارند؛

وقتی عموم مخاطبان این رسانه، تحلیلی از چرایی و چگونگی حمایت بی‌قید و شرط غرب و به خصوص دولت آمریکا از اسرائیل ندارند؛

وقتی عموم مخاطبان این رسانه، پاسخی قانع کننده در مورد شبه‌سازی‌های دستگاه تبلیغاتی جهانی صهیونیسم، در مورد فلسطین، مانند فروش زمین‌های فلسطینیان به یهودی‌ها،سکونت‌گاه اولیه یهود و… ندارند؛

وقتی عموم مخاطبان این رسانه، از وجود تفکرات و گرایش‌های مسحیت صهیونیستی، اسلام صهیونیستی، ماهیت، نوع عمل‌کرد، کارکرد و چگونگی تعامل بین آن‌ها اطلاعی ندارند؛ تأثیر خوراک تبلیغاتی و ویژه برنامه‌های مرتبط با این موضوع که در روزهای مانده به روز قدس پخش می‌شود، به حداقل ممکن رسیده و گاهی دچار تضاد می‌شود!

بدون آگاهی‌های عمیق و مستند، چگونه می‌توان بر روی افکار عمومی جامعه، به صورت ریشه‌ای و ساختاری در مورد موضوعی مهم و حیاتی مانند مبحث فلسطین، اسرائیل، قدس و… تأثیرگذار بود؟

گذشته از آنچه گفته شد، روز قدس امسال هم رسانه‌ی ملی دوباره و برای چندمین بار! اشتباه همیشگی خود را تکرار کرد و آن تبلیغ و نمادسازی غیرواقعی از مسجدالاقصی بود!

در روز پنجشنبه و جمعه [روز قبل و روز قدس] تمامی شبکه‌های تلویزیونی، بدون استثناء، تصویر قبة‌الصخره را به جای مسجد الاقصی در آرم خود کار کردند.

اشتباهی که به نظر می‌آید، از عدم آگاهی و نداشتن اطلاعات کافی مسئولین فنی و رسانه‌ای تلوزیون، در مورد موضوع و استفاده تکراری و بدون نوآوری در طراحی آرم اتفاق افتاده باشد.

این اشتباه شاید به نظر ساده باشد، ولی حقیقت آن است که این بحث، نه تنها جزئی و کوچک نیست، بلکه ریشه در یک عملیات رسانه‌ای دارد که سال‌ها پیش توسط صهیونیست‌ها برنامه ریزی شده است.
صهیونیست‌ها اعتقاد دارند که باید مسجد‌الاقصی ویران شده و به جای آن معبد سلیمان ساخته شود.



آن‌ها برای رسیدن به این منظور شوم خود، به بهانه باستان‌شناسی و کار تحقیقاتی! تونل‌هایی زیادی را در زیر مسجدالاقصی (و نه قبة الصخره) حفر کرده‌اند، به‌طوری که با توجه به این حفاری‌ها، احتمال ریزش،نشست بنا و خراب شدن مسجد القصی بسیار زیاد می‌باشد که متأسفانه این اتفاق هم در برخی از بخش‌های این بنای مقدس افتاده است.







بر اساس طرح رسانه‌ای صهیونیست‌ها در این‌باره، در موضوع نمادشناسی و نمادسازی، سعی کردند تا برای اکثر مسلمانان ساکن در خارج از سرزمین‌های اشغالی، جایگزینی اسلامی! زیبا و قابل اجراء از لحاظ بصری و هنری خلق کنند و آن، جایگزینی قبة الصخره با ساختمانی هشت ضلعی نیلگون و گنبد طلایی زیبایش، به جای مسجد الاقصی با گنبدی سبز رنگ و کوچک‌تر از گنبد قبة الصخره، در حافظه تصویری مخاطب مسلمان می‌باشد.









قبل‌از هرچیز این نکته را یادآور شوم که قبة الصخره که در زیر آن تخته سنگی است که پیامبر اسلام(ص) از آن نقطه به معراج رفتند و مسجد آن نیز برای مسلمانان جهان، بسیار عزیز و مقدس می‌باشد، اما نه به اندازه مسجد الاقصی به عنوان اولین قبله مسلمین.



با توجه به این ابتکار رذیلانه صهیونیستی، ما همیشه از مسجد الاقصی در ذهن خود همان مشخصاتی که آورده شد را به یاد می‌آوریم و اگر خدایی ناکرده، روزی مسجد الاقصی تخریب شود، اگر مسلمانان به صورت زنده و از رسانه‌های گروهی تصاویری از قبة الصخره را ببینند با خود خواهند گفت که: این مسجد که سالم است، پس چرا برخی رسانه‌ها اخبار دروغ و غیر واقعی منتشر می‌کنند!!!



و آن‌گاه مصیبت از جایی آغاز می‌شود که تازه بخواهی به دیگران بفهمانی که مسجد الاقصی کدام است و کجا هست و…

در زیر، مستنداتی از اشتباه فاحش رسانه‌ی ملی در این زمینه را به صورت عکس قرار داده‌ام، شاید مسئولی از این نهاد ملی آن را ببیند و فکری کند،