نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

بررسی علایم نزدیکی ظهور: بیماری ها و مر گ های ناگهانی
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٦
 

 

                                                                              بررسی علایم نزدیکی ظهور:

بیماری ها و مرگ های ناگهانی

 




این مقاله به بررسی حوادث و رویدادهایی که در پیشگویی های آخرالزمان (آخرین دوره حیات جوامع و سیستم های حکومتی قبل از تشکیل آرمان شهر مهدوی) در آیات و روایات ائمه معصومین(ع) وارد شده است، پرداخته است.

بسیاری از پیشگویی ها شکی برای ما باقی نمی گذارد که حوادث و تحولاتی عظیم، قبل از ظهور و پایان جهان رخ خواهد داد. بنابراین هیچ گاه نباید از هیچ تلاشی در جهت تطبیق رخدادها و شرایط جهان با پیشگویی های آیات و روایات در مورد پایان جهان، فروگذار باشیم. . 



در بیشتر کتاب های روایی شیعه علایم این واقعه آمده است و به دلایلی مردم نسبت به این امور بی توجه هستند، البته نمی توان کم کاری متصدیان امور را در این خصوص نادیده انگاشت، زیرا بزرگان و علمای دین این آثار را به دست ما رسانده اند اما تکلیف ما فقط ذکر آثار نیست بلکه علاوه بر آن، پرداختن به جزئیات و مصداق شناسی این پیشگویی ها ضروری می نماید.

لازم به ذکر است که مسیحبت و یهود در این بحث ها گوی سبقت را از ما ربوده اند و هم اکنون این واقعیت در خصوص امریکا، صادق است.جایی که کتاب ها، تلویزیون و برنامه های رادیویی و حتی عملکرد و برنامه های جورج بوش، رییس جمهور امریکا، پیرامون پیشگویی های انجیل تمرکز کرده اند!

پس از اینجا معلوم می شود که نسبت به حوادث پیرامون خویش (زلزله ها، طوفان ها، کشتارها، مرگ های ناگهانی، قحطی ها، و هزاران بلایای دیگر) نباید بی تفاوت بود.زیرا اینگونه مصیبت ها در دوران پیشین به فراوانی امروز نبوده است.با در نظر گرفتن حوادث دنیای پیرامون خویش و مقایسه این وقایع به نسبت کل جهان، عمق فاجعه را آشکار خواهد شد.لذا نگارنده در جهت مصداق شناسی این پیشگویی ها برآمده است.

لازم به ذکر است که پس از ذکر آیات و روایات، مطالبی از کتب یهود و نصارا نیز در این خصوص ذکر گردیده است.

امید است که ذکر این مطالب باعث متوجه شدن قلوب مردم به حضرت ولی عصر(عج) و دلگرمی منتظران موعود آخرالزمان گردد.



آیات

«قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان.«1

احادیث

امام محمدباقر(ع) در حدیثی شرایط موجود قبل از شروع دوران طلایی زندگی بشر را اینگونه توصیف کرده اند: «حضرت قائم(ع) قیام نمی کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زیاد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند.«2

امام صادق(ع) می فرمایند: «ناگزیر است که در پیش از ظهور قائم سالی باشد که مردم در آن گرسنه باشند.از کشته شدن، کاهش یافتن اموال و جان ها و محصولات بترسند.این در کتاب خداست که فرمود: قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها، آزمایش می کنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان.«3

ایشان تعداد کشته ها بر اثر این عوامل را پنج هفتم4 و در جایی دو سوم یا نه دهم5 ذکر می کنند.

امام علی(ع) فرمود: «پیش از ظهور قائم مرگ سرخ و مرگ سفید خواهد بود...مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سفید همان طاعون است.«6

نیز در جایی امام صادق(ع) فرمود: «پیش از قیام قائم دو مرگ و میر عمومی رخ دهد، یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سپید،...مرگ سرخ با شمشیر و مرگ سپید با طاعون است.«7

قبل از ظهور مرگ های ناگهانی (موت فجأة)، بیماری های متنوع و همه گیر نظیر طاعون و وبا گسترش قابل توجهی دارند.از حضرت موسی بن جعفر(ع) از پدران خویش از پیامبر(ص) نقل شده است:

«ظهور بواسیر و مرگ ناگهانی و جذام (خوره) از علامت نزدیکی ساعت است.«8



کتب مقدس

«...و در بعضی جای ها قحطی ها، طاعون ها و زلزله ها پدید خواهند گردید.«9

«...به شمشیر و قحطی و مرگ و حیواناتِ زمین، بکشند [خلق را].«10

با توجه به آیه و احادیث و روایات ذکر شده می توان مهم ترین این حوادث ذکر شده را اینگونه بیان نمود:

قحطی (کاهش محصولات، اموال و گرسنگی)

جنگ (کاهش در جمعیت و جان ها)

مرگ (به واسطه بیماری های کشنده)

این علامت ها در تقسیم بندی علائم ظهور، جزو حوادثی ذکر شده که بیشتر علامت نزدیکی ظهور است.

***



در این قسمت از بین موارد فوق به مرگ به واسطه بیماری به عنوان یکی از علایم نزدیکی ظهور پرداخته شده است.

این امور دو مرتبه تکرر می یابد:

یکی: در اواخر دولت بنی العباس که سپری شده است و تواریخ از قتل نفوس و کمی محصولات و قحطی در عراق و مصر و بلاد شام سخن گفته اند.

و دومی که در نزدیکی ظهور رخ خواهد داد.

طاعون در این روایات شامل هر مرض مسری مهلک است و به سبب آن که در آن زمان مهلک ترین بیماری شناخته شده بوده است از آن یاد شده است.پس لفظ طاعون سایر فجایع و بلایایی که خداوند برای تنبیه اقوام نافرمان بردار نازل می کند را نیز در بر می گیرد.البته، هر کدام از این وقایع ذکر شده (زلزله ها، جنگ ها و ...) زمینه را برای گسترش یک بیماری همه گیر (اپی دمی) آماده می کند.

امروزه بیماری ها به سرعت در حال گسترش هستند.در حالی که یکی می تواند به مرگ هزاران نفر منجر شود آن یکی می تواند بافت اجتماعی را از هم باز کرده و تعادل روابط ضروری برای ثبات کشورها را به هم می زند.

بزرگ ترین بیماری وحشت آفرین اخیر سارس (سندرم تنفسی حاد) بود، که چندین سال پیش صدها نفر را کشت و هزاران نفر را آشفته کرد.قبل از آن ایدز بود، که ده ها میلیون نفر را از بین برد و امروزه نیز در برخی از کشورها از هر ده نفر یکی را از پا در می آورد.فردا ممکن است این بیماری، یک بیماری دیگر باشد که می تواند سراسر زمین را درو کند، و به دنبال خویش مرگ و نابودی بیاورد.

اکنون به بررسی بزرگ ترین کشتارها بر اثر بیماری ها در دوران معاصر (که بی شک نسبت به دوران پیشین افزایش یافته است) می پردازیم.



مرگ سیاه



شاید مشهورترین قتل عام تاریخ مربوط به مرگ سیاه (Black Death) در قرن 14 میلادی باشد.حدود 20 میلیون نفر (یک سوم تا نصف جمعیت اروپا) در همان ابتدا جان خود را از دست دادند.

در سال 1346 میلادی، اخباری که به اروپا می رسید حاکی از شیوع یکی بیماری کشنده در چین بود که بسیاری از قسمت های آسیا را در بر گرفته بود.سال بعد یک بیماری مرموز دیگر در ایتالیا ظاهر شد.کارکنان کشتی هایی که از دریای سیاه عازم «مِسینا» بودند مبتلا به دمل های سیاه رنگی در زیر بغل و کشاله ران شدند.این نیز یکی بیماری خطرناک بود.

بیماری آنقدر کشنده بود که مردم می دانستند آن شب که به رختخواب می روند صیح روز بعد دیگر زنده نخواهند بود.دو نوع از این بیماری وجود داشت.اولی داخلی بود، که به تورم و خونریزی داخلی منجر می شد.این نوع از طریق تماس سرایت می کرد.دومی در شش ها متمرکز می شد از طریق سرفه و هوا منتقل می شد.برای این بیماری پیشگیری یا درمان شناخته شده ای وجود نداشت.

از جمعیت تمامی شهرها کاسته شده بود.ساختار اجتماعی به کلی از هم پاشیده بود.والدین کودکان خود را رها می کردند، شوهران و همسران همدیگر را ترک می کردند تا بمیرند.در بسیاری از موارد از ترس سرایت، کسی پیدا نمی شد تا جنازه ها را به خاک بسپارد.یکی از نویسندگان آن زمان از مشاهده 5000 جسد در درون یک مزرعه سخن می گوید.

تمامی این وقایع، سرنوشت امم و فِرَق پیشین (اهل مدین، اصحاب ایکه، قوم ثمود، اصحاب الرس، اصحاب السبت، قوم عاد و ( ... را در ذهن تداعی می کرد.در آن زمان، کتاب های مقدس وسیله ای اولیه برای سنجش مصائب طبیعی بود.تنها راه برای درک چنین وقایعی این بود که جهان کنونی رو به پایان دارد.دیگر امیدی برای آینده وجود نداشت.

بیماری های مشابه در زمان های اخیر نیز مشاهده شده اند.قتل عام بزرگ لندن در سال 1664 و 1665 باعث نابودی حدود 70000 نفر از جمعیت 460000 نفری این شهر شد.در یک حادثه دیگر در کانتون و هنگ کنگ در سال 1894، 80000 تا 100000 نفر کشته شدند و در عرض 20 سال بیماری از جنوب چین به سراسر دنیا گسترش یافت و حدود 10 میلیون کشته بر جای گذاشت.

این دِروگر در سال 1899 از آسیا به آمریکا رسید.این بیماری امروزه نیز گزارش شده است و هر سال 15 نفر را به کام مرگ می کشاند.این بیماری از جوندگان نشأت گرفته و به وسیله کک به انسان منتقل می شود.گاهی گازگرفتگی توسط حیوانات نیز باعث سرایت آن می شود.



بیماری های منتشر شده توسط انسان

درطول تاریخ، این نوع قتل عام ها، به عنوان سلاح تهاجمی بر علیه ملت های دیگر به کار گرفته شده است.مغول ها اجساد مبتلا به این بیماری ها را از طریق منجنیق به داخل شهرهای محاصره شده می انداختند.بر اثر گسترش بیماری هزاران نفر در داخل شهرهای محاصره شده تلف می شدند.

در جنگ جهانی دوم، ژاپن کک های حامل بیماری را به داخل خاک چین انتقال داد.تجربیات طولانی به دست آمده در جنگ ها نشان داد که جنگ افزارهای بیولوژیکی یکی از راه های ممکن برای نابودی گسترده است.در سال 1969 معاهده ای بین ایالات متحده و 70 کشور دیگر امضا شد که تولید سلاح های بیولوژیکی را ممنوع اعلام کرده بود.اما علی رغم این اقدام اکنون پوشیده نیست که برخی از کشورها این معاهده را نادیده گرفته و به تولید این سلاح ها می پردازند.

شوروی سابق در طول جنگ سرد تلاش های زیادی را برای تولید سلاح های بیولوژیکی به کار برد.برای سال ها دانشمندان به تحقیق در امکان وجود راه هایی برای ایجاد تغییرات ژنتیکی در این عوامل اقدام نمودند تا آن را در مقابل درمان های مدرن مقاوم و پایدار سازند.پس از فروپاشی شوروی در سال 1992، این امر اهمیت زیادی پیدا کرد.ایالات متحده و متحدان او بیم داشتند که ممکن است این فن آوری به دست القاعده یا سایر گروه های تروریستی بیفتد و روزی از آن بر علیه این کشورها اقدام کنند.

بعد از جنگ اول خلیج در سال 1991، ناظران تسلیحاتی اعلام کردند که رژیم صدام حسین سلاح های شیمیایی در اختیار دارد و کلاهک های میکروبی را تولید کرده است تا بر علیه دشمنانش از آن استفاده کند.(سلاح هایی که امریکا و متحدانش در اختیار او قرار داده بودند تا علیه ایران استفاده کند) آنان هنوز هم بیم ناک هستند در صورت عدم کشف و نابودی آن ها، ممکن است گروه هایی همچون القاعده یا سایر گروه های افراطی آن را در اختیار گرفته و بر علیه منافع غرب به کار گیرند.

اکنون نیز ممکن است چنین حملاتی انجام شود.بر اساس یک بررسی انجام شده شیوع یک بیماری همچون آبله در امریکا در یک روز یک میلیون نفر را می کشد و دو یا سه برابر این تعداد را مبتلا می سازد.



بیماری های طبیعی

در آن سوی این وقایع، نوع دیگری از طاعون در انتظار است.محققانی که در این زمینه تحقیق می کنند می گویند این یکی کاملا در خفا عمل می کند و می تواند هر لحظه منفجر شود.

80 سال قبل جهش ناگهانی در ویروس عامل انفلوآنزا منجر به یک اپی دمی جهانی شد که در طول فقط 18 ماه، 25 تا 40 میلیون نفر را در سراسر جهان نابود کرد.بسیاری این بیماری را یکی از بدترین فاجعه ها در طول تاریخ برشمرده اند.برخی از مورخان می گویند این بیماری باعث پایان جنگ جهانی اول شد.

دانشمندانی که در این زمینه تحقیق می کنند هشدار می دهند که این واقعه ممکن است بار دیگر اتفاق بیفتد.

آنفلوآنزا یکی از بزرگ ترین عوامل خطر آفرین در دنیای کنونی ما می باشد.ممکن است سایر موارد مشابه اکنون در حال تحول باشند.حدود 8 ماه یا بیشتر طول می کشد تا واکسن یکی بیماری ساخته شود در حالی که در آن سو یک بیماری دیگری شیوع پیدا می کند.محققان می دانند که نمی توانند جلوی بیماری های همه گیر را بگیرند.زمانی که مقامات بخواهند بفهمند چه اتفاقی افتاده، شاید برای نجات جان میلیون ها نفر دیر شده باشد.

بیماری سارس به سرعت شناسایی و در عرض چند هفته نقشه ژنی آن کشف شد.محققان سراسر جهان از آخرین فن آوری های پزشکی برای این مهم استفاده کردند.در مقایسه با آن، اقدام مشابه در مورد ویروس ایدز چندین سال طول کشیده و هنوز هم ادامه دارد در حالی که در همان آغاز 20 میلیون نفر را مبتلا کرده بود.

به هر حال ممکن است سال ها طول بکشد تا واکسنی برای مبارزه با سارس پیدا شود.در همین زمان بیماری های دیگر در انتظار این هستند که یک روز به نوع بشر حمله کنند.در این زمان نتایج بسیار مصیبت بار خواهد بود.

جنگ در یک نقطه از جهان همراه با یک بیماری مشابه آنچه که در جنگ جهانی اول اتفاق افتاد، می تواند فجایع بزرگی را که فقط در پیشگویی های آیات و روایات در مورد آخرالزمان ذکر شده، به بار بیاورد.



راز نجات

نجات از بی دینی و شرک

با نگاهی به این عوامل خطرساز می توان راز آن ها را در پیام خداوند به بشر پیدا کرد.بی شک ترکتازی این قاتلان، پس از هشدارهای مکرر خداوند به بشر در خصوص روی گرداندن از گناهان، خواهد بود.

زمانی که خداوند پیامبری را به سوی قومی ارسال می کند دستوراتی را همراه او به مردم می دهد که برنامه زندگی آن ها در آرامش و سعادت است.

«...از بت های پلید اجتناب کنید و از سخن باطل بپرهیزید.11 تنها خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید.12 ...نماز را برپا دارید، زکات را بپردازید،13 همراه رکوع کنندگان رکوع کنید.14 و به رسولان من ایمان بیاورید و آن ها را یاری کنید، و به خدا قرض الحسن بدهید [= در راه او به نیازمندان کمک کنید].15 به آنچه نازل کرده ام ایمان بیاورید؛ ...و نخستین کافر به آن نباشید؛ و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید و تنها از مخالفت دستورهایم بترسید نه از مردم.و حق را به باطل نیامیزید؛ و حقیقت را با اینکه می دانید کتمان نکنید.16...نعمت مرا که به شما ارزانی داشتم به خاطر بیاورید...آنچه را از آیات و دستورهای خداوند به شما داده ایم، به قدرت بگیرید؛ و آنچه را که در آن است به یاد داشته باشید و به آن عمل کنید...«17

اینجا راه حلی برای رفع بی دینی و شرک آمده است.هرگونه پرستش غیر خدا همان پرستش بت هاست که ارزش و اعتباری ندارند.زیرا که باعث عدم شناخت پروردگار است که خود نوعی بلای بزرگ به شمار می آید.این خود به بی دینی و کفر منجر می شود.زمانی که بی دینی و کفر حاکم شد، در بین ملت ها اختلاف به وجود آمده و منجر به جنگ خواهد شد.



در سِفر لِویان آمده است:

«و از برای خودتان بتان و اصنام تراشیده مسازید و نصب شده ها از برای خودتان برپا منمایید و در زمین خودتان تصویرهای سنگی جهت سجده نمودنش مگذارید زیرا که خداوند خدای شما منم.«18



نجات از ترس و جنگ

امنیت و آرامش پاداش خداوند برای بشر است، پاداشی که در ازای اطاعت بشر از خداوند در نقطه مقابل جنگ به او داده خواهد شد.

«...و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می کند...«19

«و صلح به زمین عطا خواهم فرمود که بی وجود ترساننده خواهید خوابید»20



نجات از قحطی

در مقابل قحطی، خداوند وعده داده است که در صورت اطاعت، غذا و محصولات فراوانی را پاداش خواهد داد.

«و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشودیم.اگر شکرگزاری کنید، نعمت خود را بر شما خواهم افزود.«21

«اگر موافق آیین های من سلوک نمایید و اوامر مرا نگاه داشته آن ها را به جا بیاورید، پس باران های شما را در موسمِ آن خواهم بارانید و زمین محصولش را زیاد خواهد کرد و درختان صحرا میوه خود را خواهند داد.«22

در مقابل دلایل وقوع قحطی را در آیات دیگری برشمرده است:



«خداوند برای آنان که کفران نعمت می کنند مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزی اش از هر جا می رسید؛ اما به نعمت های خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید.«23

«ما نزدیکان فرعون و قوم او را به خشکسالی و کمبود میوه گرفتار کردیم، شاید متذکر گردند.«24



نجات از مرگ های ناگهانی

اما در مقابل مرگ؟

کفرورزی و ناسپاسی در مقابل نعمت ها، نافرمانی در مقابل اوامر پروردگار در این آیات دلیل نزول بلا ذکر شده است.

«سپس بلاها را پشت سر هم بر آنان نازل کردیم: طوفان و ملخ و آفت گیاهی و قورباغه ها و خون را ـ که نشانه هایی از هم جدا بودند ـ بر آنان فرستادیم ولی باز بیدار نشدند و تکبر ورزیدند و جمعیت گناهکاری بودند.25

...ستمگران...آن فرمان ها را ...تغییر دادند؛ از این رو به خاطر ستمی که روا می داشتند، بلایی را از آسمان بر آن ها فرستادیم.26

...گرفتارخشم الهی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می ورزیدند.27

...طوفان و سیلاب آنان را فرا گرفت در حالی که ظالم بودند.28

...کسی که نعمت خدا را، پس از آن که به سراغش آمد در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد.«29

ظلم، تکبر، گناهکاری، تحریف دین، استفاده از نعمت ها در راه خلاف، و کفرورزی از دلایل نزول عذاب و مرگ ناگهانی است.و در مقابل دوری از این مفاسد بلاها را نیز دور می گرداند.

«اگر به تحقیق قولِ خداوند خود را استمتاع نمایی و آنچه را که در نظرش راست است به جا آورده گوش به احکامش بدهی و تمامی فرایضش را نگاه داری هیچ یکی از این بلایا که به مصریان فرستادم بر تو نخواهم رسانید چونکه خداوند شفادهنده تو منم.«30

«اما اگر به قول خدایت گوش ندهی...خداوند به تو طاعون را ملحق خواهد ساخت تا تو را از زمینی که جهت تصرف درآوردنش به آن داخل می شوی بالکل نابود گرداند.خداوند تو را به سل و تب محرقه و تب لرزه و خناق و به شمشیر باد سموم و یرقان خواهد زد که این ها تو را تا هلاک شدنت دنبال خواهند نمود.و تو را به دمل مصر و بواسیر و جرب و خارشی که از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت.و خداوند تو را به دیوانگی و نابینایی و آشفتگی مبتلا خواهد کرد.«31



موعود آخرالزمان



در میان این عوامل مرگ آفرین و وعیدهای پروردگار، خداوند وعده داده است که زمین را به صالحان بازمی گرداند.

«خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت را روی زمین بخشید؛ و دین و آئینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می کند...«32

«در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته ام وارث حکومت زمین خواهند شد.«33

این مطلب در مزامیر داوود اینگونه آمده است:

«بردباران، وارثان زمین خواهند شد.«34

خداوند از طریق موعود آخرالزمان بشر را از هلاکت به ساحل نجات رهنمون خواهد شد و عدالت و قسط را در زمین اجرا می کند.

چنانچه گفته شد وقوع حوادثی از قبیل آن چه که ذکر شد از علامت های نزدیک شدن ظهور منجی عالم بشریت است.چنانچه حضرت باقر(ع) در خصوص قسمت آخر آیه 155 سوره بقره: «و بشارت ده به استقامت کنندگان« فرموده اند: «مژده بده صابرین را در آن هنگام به تعجیل خروج قائم.«35



پی نوشت ها:

1.بقره، 155

2.الغیبه نعمانی، ص 235

3.همان، صص 250 و 251

4.منتخب الاثر، ص 546

5.همان، ص 560

6.الغیبه نعمانی، ص 278

7.کمال الدین، باب 57، حدیث 27

8.الزام الناصب ج 2 ص 125

9.متی، 24:7

10.مکاشفات یوحنا، 6:8

11.حج 30

12.غافر 14

13.مائده 12

14.بقره 43

15.مائده 12

16.بقره 41 و 42

17.همان، 47 و 63

18.سفر لِویان، 26:1

19.نور 55

20.سفر لویان، 26:6

21.ابراهیم 7

22.سفر لویان، 26:3،4

23.نحل، 112

24.اعراف 130

25.همان 133

26.همان 162

27.بقره 61

28.عنکبوت 14

29.بقره 211

30.سفر خروج، 15:26

31.سفر توریه تثنیه، 28:21،22،27،28

32.نور 55

33.انبیاء 105

34.مزامیر، مزمور 37

35.الغیبه نعمانی، صص 250 و