نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

ماجرای دو مژده و پیام‌ امام‌ زمان(عج) در جریان‌ انقلاب
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸
 

 

ماجرای دو مژده و پیام‌ امام‌ زمان(عج) در جریان‌ انقلاب

 

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                  شبکه ایران: آیت الله سید علی اکبر قرشی که جزو روحانیون برجسته آذربایجان است و سابقه عضویت در تمام دوره های مجلس خبرگان رهبری را دارند، در کتاب خاطرات خود، ماجرایی بسیار خواندنی از مژده پیروزی انقلاب اسلامی توسط امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نقل نموده اند و نشانی از تأیید غیبی این انقلاب ارائه کرده اند که ضمناً گوشه ای از عظمت شخصیت امام راحل را هم روشن می کند:







 



«سال ها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، یک روز در ارومیه شنیدم که آیت الله خزعلی در یک سخنرانی عمومی مطلبی به این مضمون گفته است: "امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در جریان پیروزی انقلاب دو بار به رهبر انقلاب، امام خمینی پیام پیروزی داده است و هدایت فرموده است و این دو پیام به وسیله شخصی بزرگوار و معنوی به نام لطیفی که ساکن تهران است و من او را می شناسم، به امام خمینی ابلاغ گردیده است."

این مسئله برای من خیلی عجیب آمد و سعی کردم به حقیقت آن پی ببرم. تا اینکه چند ماه بعد در مجلس خبرگان،آیت الله خزعلی را دیدم و در آن مورد از ایشان سؤال کردم. آقای خزعلی مسئله را کاملاً تأیید کرد. گفتم: "پس اگر من این موضوع را کتبی برای شما بنویسم، جواب مکتوب می نویسید؟"



گفت: "بله، مانعی ندارد. شما بنویسید، من هر دو قضیه را در جواب شما می نویسم."

من نوشتم: "بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله خزعلی دامت برکاته

سلام علیکم و رحمةالله. راجع به اینکه آقای لطیفی دو دفعه مژده پیروزی را از طرف امام زمان (عجل الله فرجه) به حضرت امام آورد، توضیح فرمایید."

ایشان با خط خود در جواب نوشت:

"بسم الله الرحمن الرحیم

1-پیام به پاریس که فرمودند: شاه می رود، نگران نباشید.

امام راحل سؤال می کند: با خون ریزی یا بی خون ریزی؟

می گوید: امام (علیه السلام) فرمود: بی خونریزی.

2-روز بیست و دوم بهمن [در نوشته آیت الله خزعلی 22 بهمن نوشته شده، ولی پیام امام خمینی مبنی بر بیرون آمدن از منازل مربوط به 21 بهمن است]، پیام مبنی بر اینکه در خانه نمانید، بیرون بریزید وگرنه کشته خواهید شد."



به وسیله همین پیام، امام خمینی اعلام فرمود به حکومت نظامی اهمیت ندهید و بریزید بیرون. در نتیجه مردم تهران بیرون ریختند، حتی خانواده های خود را آوردند و در خیابان ها نشستند، دیگر در تهران به هیچ وجه امکان آمدن تانک و امثال اینها نبود؛ بنابراین آن توطئه خطرناکی که در نظر بود تا صدها تانک را وارد تهران کنند و با خونریزی انقلاب را از بین ببرند و محل اقامت امام را بمباران نمایند، منتفی شد. [اسناد کودتای گسترده طراحی شده برای این روز، پس از پیروزی انقلاب به دست آمد و معلوم شد با دستور امام مبنی بر حضور درخیابان ها کاملاً امکان آن کودتا از بین رفته است.]



این موضوع را آقای خزعلی، هم شفاهی شهادت داد و هم به صورت کتبی نوشت و تأیید کرد. مسئله دیگر در همین موضوع، خاطره آقای مرتضایی فر است که در یکی از مجلات سپاه نقل شده و پیام پیروزی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به امام خمینی (رضوان الله علیه) را تأیید می کند.

ایشان در آن خاطره می گوید: "ما روز 21 بهمن 1357 در منزل آیت الله طالقانی نشسته بودیم.

به ایشان گفتند: امام پیام داده که مردم در خانه های خود نمانند، بیرون بریزند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند.

آقای طالقانی گفت: امام مدت پانزده سال از ایران دور بوده اند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بی رحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام می کنند؛ بنابراین صلاح در آن است که درمنازل و خانه ها بنشینیم، ببینیم عاقبت کار چه می شود.



بعد مرحوم طالقانی با امام حدود نیم ساعت تلفنی گفت و گو کرد تا شاید امام را قانع کند که مردم را از خانه هایشان بیرون نیاورند. ما حرف های آقای طالقانی را شنیدیم که سعی داشت امام را هر طور شده، از تصمیم خود مبنی بر بیرون آمدن مردم از خانه ها و اهمیت ندادن به حکومت نظامی، منصرف نماید.



تا اینکه آقای طالقانی گوشی راگذاشت و در گوشه ای زانوانش را بغل گرفت و ساکت ماند. حتی سرش را روی زانوانش تکیه داد و به فکر فرو رفت.

ما با خود گفتیم حتماً امام حرفی زده و مثلاً به ایشان گفته شما دخالت نکنید و ...؛ بنابراین آقای طالقانی ناراحت شده است. اما چیزی نگفتیم تا اینکه ایشان یک دفعه سر از زانوانش برداشت و به حالت طبیعی و عادی برگشت. سؤال کردیم: آقا چه شده؟ آیا امام به شما پرخاش کردند یا حرفی گفتند که شما ناراحت شدید؟

آقای طالقانی گفت: نه، نه، اصلاً مسئله این نیست. من اصرار کردم که امام اعلامیه هایش را پس بگیرد و امام هرچه می گفت، من قانع نمی شدم، در آخر فرمود: ,آقای طالقانی، اصرار نکن، احتمال بده که این دستور از طرف امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بی اختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد."



بنابراین، راز رهبری قاطعانه و پیروزمندانه امام راحل درپیروزی انقلاب اسلامی در تأیید غیبی ایشان نهفته و ایشان منظور نظر حضرت صاحب الزمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بود.»

(خاطرات آیت الله سید علی اکبری قرشی، چاپ مرکز اسنادانقلاب اسلامی، صفحات 133 تا 136