نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

مکانی به نام مَجِدّو
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸
 

این مطلب به منظور آشنایی با قسمتی از دیدگاه‌های مسیحیت در خصوص نبرد بزرگ آخرالزمان (در متون اسلامی نبرد قرقیسیا) تهیه شده است 

 

مکانی به نام مَجِدّو

از میان دره‌ی «جزریل»، تپه‌ای سنگی حاوی بقایای شهری که بنیاد آن به چندین هزاره قبل بر می‌گردد، سر برآورده است. در نقشه‌ی مدرن، این تپه «تِل مَجِدّو» نامیده می‌شود. «تِل» یک مشخصه‌ی جغرافیایی است، و عبارت است از تپه‌ای که از یک دشت مسطح، سربرآورده و نشانه‌ی شهری از دوران باستان است. «مجدو» مکانی است که در مقایسه با سایر مکان‌ها در زمین، جنگ‌های زیادی به خود دیده است. این محل، مکانی برای نبرد نهایی در زمان بازگشت مسیح خواهد بود.


 



کاشفات یوحنا 16:16 می‌خوانیم که ارتش‌های پادشاهان مشرق‌ «همراه هم در مکانی که در عبری حارماجدون نامیده می‌شود، گرد خواهند آمد.» در متون مقدس تنها در این کتاب اصطلاح آرماگدون ذکر شده است. کلمه‌ی آرماگدون از ترجمه‌ی نام عبری «حارمَجِدّو» گرفته شده است (پیشوند حار در عبری به معنای تپه یا کوه می‌باشد).

امروزه، مجدو، گوهری ارزشمند برای باستان‌شناسی رژیم اشغالگر می‌‌باشد. بقایای بیش از 25 شهر، که بیانگر دوره‌هایی از تاریخ سرزمین فلسطین است، در این منطقه کشف شده است. فهم این که چرا ارتش‌های جهان در این منطقه گرد خواهند آمد نیازمند فهم تاریخ این مکان و اهمیت آن در دنیای باستان است.

مجدو بر نقطه‌ی باریک و استراتژیک جاده‌ی «ویا ماریس»، که بزرگراه بین‌المللی مهمی در دوران باستان بوده، اشراف داشته است. این جاده از مصر در جنوب به بابل در میان‌رودان (بین‌النهرین) امتداد داشته است، و امپراتوری‌های بزرگ و مسیرهای تجاری آن زمان را به هم پیوند می‌داده است.

موقعیت مجدو در این بزرگراه، آن را به یک شهر بازرگانی بزرگی تبدیل کرده بود. هر کس که مجدو را در اختیار داشت به تجارت در امتداد این جاده نیز اشراف داشت. بنابراین مجدو نقطه‌ی انسدادی برای امپراتوری‌های جهان باستان به شمار می‌رفت. سلطه بر مجدو برای کنترل امپراتوری منطقه‌ای بسیار مهم بود.

در طول تاریخ نبردهای بسیاری در مجدو رخ داده است. در 1479 قبل از میلاد، فرعون مصر «توتموس سوم» عملیاتی را برای سلطه بر محدوده‌های شمالی کنعان آغاز کرد.

«توتموس» ارتش خود را به سمت شمال حرکت داد و در جنوب مجدو متوقف شد و با ژنرال‌های خود وارد شورای جنگی شد. ژنرال‌های مصری پیشنهاد دادند که حمله در یک مسیر غیرمستقیم که دسترسی به مجدو و پهنه‌ی همجوار دره‌ی جزریل ـ که به دره‌ی مجدو نیز معروف است (دوم تواریخ،‌ 35:22، زکریا، 12:11) ـ را تسهیل می‌کرد، انجام گیرد. «توتموس» مسیر بسیار مستقیم اما خطرناکی را پیشنهاد کرد. ژنرال‌های او گفتند: «چگونه ممکن است در این مسیر که رفته رفته باریک‌تر می‌شود پیشروی کرد؟»

نقشه‌ی «توتموس» عملی شد و سپاهیان کنعان را غافلگیر کرد، و به سهولت بر آن‌ها غلبه یافتند. «مجدو» به تدریج سقوط کرد و مصریان یک بار دیگر کنترل این منطقه‌ی حیاتی را به دست گرفتند.



مجدو: «آرماگدونِ» مکاشفات یوحنا

در «یوشع» 12:21 اولین اشاره به مجدو در کتاب مقدس را در میان اسامی پادشاهان کنعانی که در نبردهای اسرائیلی‌ها مغلوب شده‌اند می‌یابیم. در یوشع 17:11 می‌بینیم که مجدو به قبیله‌ی منسی داده شد.

در «اول پادشاهان» 9:15 شاهد بزرگ‌ترین دوره از ساخت و سازها در مجدو در دوران پادشاهی سلیمان هستیم. سلیمان مجدو را به عنوان یکی از پایتخت‌ها و نیز یکی از شهرهای مستحکم نظامی خویش قرار داد.

باستان‌شناسان بقایای چندین ساختمان ساخته شده توسط سلیمان که ساخلوی سربازان و اسب‌ها و ارابه‌هایشان بود، کشف کرده‌اند. قدمت دروازه‌های حجیمی که امروزه نیز در ورودی مجدو باقی است به این زمان می‌رسد و دال بر این هستند که مجدو یک محل منطقه‌ای استراتژیک بوده است.

در دوران پادشاهی «یوشیا» پادشاه یهودا، فرعون دیگر مصر، «نِکو» برای کمک کردن به آشور در جنگ به مجدو آمد. «یوشیا» در این جنگ شرکت کرده و کشته شد (دوم پادشاهان، 23:29). مرگ «یوشیا» در مجدو شوک سختی برای یهودا بود. او آخرین پادشاه نیک قبل از انهدام قوم به دست بابلی‌ها بود.

شهر مجدو در دوران بابلی‌ها و پارسیان رو به انحطاط گذاشت. اما در دوران جدید نیز این مکان شاهد جنگ‌هایی بوده است. «ناپلئون» (1799) و ژنرال انگلیسی «آلنبای» (1918) نیروهای عثمانی را در این منطقه شکست دادند. این منطقه هرگز اهمیت خود را به عنوان میدان جنگی برای کنترل محل تقاطع امپراتوری‌ها، از دست نداده است.

مجدو امروزه یک مکان مهم باستان‌شناسی است و سرگذشتی غنی از تمدن‌های گذشته را بازگو می‌کند. اما آن چه که توجه ما به خود جلب می‌کند رخدادی است که در آینده رخ می‌دهد. کتاب مقدس نشان می‌دهد که این منطقه چیزی فراتر از یک مکان توریستی تشکیل‌شده از غبار و استخوان‌های دوران گذشته است.

کتاب مکاشفات یوحنا نقل می‌کند که بزرگ‌ترین گردهمایی نیروهای نظامی در تاریخ در این منطقه رخ خواهد داد. در پایان روزگار، دره‌ی جزریل، جایی که مجدو در آن واقع است، مکانی برای گردهمایی یک ارتش بزرگ خواهد بود که در مقابل بازگشت مسیح مبارزه خواهد کرد.

مقدمات این جنگ در کتاب مکاشفات یوحنا یافت می‌شود، جایی که «هفت پیاله‌ی خشم خدا» را می‌بینیم که بر زمین فرو‌‌ می‌ریزند. هفت «پیاله»‌ی بلا که در این جا ذکر شده‌اند نشانگر داوری نهایی هولناک در مورد مردم توبه‌نکرده می‌باشد. شدت و سختی این داوری بسیار شدید است، و بیانگر آن است که زمان قبل از آمدن مسیح بسیار کوتاه است و بلافاصله قبل از ظهور مسیح رخ می‌دهد. تأثیر این بلایا هر کدام به تنهایی حیات را در زمین متوقف می‌گرداند.

پیاله‌ی نخست زخم‌های دردناکی بر پیکر مردمی که علامت «وحش» را بر خود دارند، به وجود می‌آورد. پیاله‌ی دوم دریا را به خون بدل می‌کند. سومی رودخانه‌ها و چشمه‌ها را به خون بدل می‌کند. صدایی از قربانگاه اعلام می‌کند که «حق است و عدل»، کیفر خداوند.

انگار که این‌ سه پیاله کافی نیست، فرشته‌ی چهارم پیاله‌ی خود را بر خورشید فرو می‌ریزد، و خورشید فرمان می‌یابد تا مردم را به آتش بسوزاند. اما هنوز، هیچ توبه‌ای از سوی بشر به خدا صورت نگرفته است. پیاله‌ی پنجم قلمرو «وحش»را در تاریکی فرو‌‌ می‌برد، اما آدمیان به سبب آلام و جراحات خود به خدای آسمان ناسزا می‌گویند. (مکاشفات یوحنا، 16:11)



ملت‌ها برای نبرد نهایی گرد می‌آیند

این پیاله‌ی ششم است که با گرد‌همایی ارتش‌ها در مجدو سر و کار دارد: «فرشته‌ی ششم پیاله‌ی خود را بر رود بزرگ فرات فرو ‌‌ریخت و آب آن خشکید تا راه برای شاهان شرق باز شود.

آنگاه دیدم سه روح خبیث در هیئت وزغ از دهان اژدها و از دهان آن وحش و از دهان نبی کذاب بیرون آمدند. اینان ارواح دیوهایند که آیات به ظهور می‌آورند و نزد شاهان سرتاسر جهان می‌روند تا آنان را برای نبردِ روزِ عظیمِ خدای قادر مطلق گرد هم آورند... آنگاه آن سه روح پلید شاهان زمین را در جایی که به زبان عبرانیان «حارمَجِدّون» خوانده می‌شود، گرد هم آوردند.» (مکاشفات، 14ـ12 :16)

دیوهای نیرومند رهبران سیاسی و مذهبی جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهند تا ارتش‌های خود را به فلسطین کنونی بفرستند. پیش از این جنگی در این منطقه صورت می‌گیرد، که محتملاً جنگ هسته‌ای میان دولت‌هایی که تحرکات ارتش‌ها را در این منطقه هدایت می‌کنند، واقع می‌شود. (مکاشفات 9، دانیال 45ـ40: 11)

این تقلا برای حکومت جهانی ارتش‌های «وحش» و ارتش‌های آن سوی رودخانه‌ی فرات را که به سوی نبردگاه نهایی حرکت می‌کنند، در بر می‌گیرد. این آخرین جنگی است که مسیح آن را پیشگویی کرده است جایی که گفت: «اگر آن روزها کوتاه نمی‌شد، هیچ بشری جان سالم به‌‌در نمی‌برد. اما به‌‌خاطر برگزیدگان کوتاه خواهد شد.» (انجیل متی،‌ 24:22)

در مباحثات عامیانه در مورد این نبرد نهایی، نام «نبرد آرماگدون» به آن داده شده است. آرماگدون به عنوان اصطلاحی برای نامیدن جنگی که پایان‌بخش تمامی جنگ‌هاست، تبدیل شده است. اما به آیه‌ی 16:14 مکاشفات توجه کنید که آن را «نبردِ روزِ عظیمِ خدای قادر مطلق» می‌نامد.

مجدو تنها مکان برای گردهمایی این ارتش‌ها می‌باشد. سایر متون به ما می‌گویند که این مکان، مکانی حقیقی برای نبرد نهایی نیست. این جنگ در اورشلیم (بیت‌المقدس)، در حدود 55 کیلومتری جنوب صورت می‌گیرد. دشت‌های مسطح دره‌ی جزریل تنها مرحله‌ای مقدماتی برای این نبرد می‌باشد.



گفته‌های پیامبران عهد عتیق

کتاب زکریا باب 14 جزئیاتی بیشتری از مکان این جنگ در اختیار ما قرار می‌دهد. «روز خداوند نزدیک است! خداوند قوم‌ها را جمع می‌کند تا با اورشلیم بجنگند... آن گاه خداوند به جنگ آن قوم‌ها می‌رود و او در روز نبرد خواهد جنگید.» (آیات 3ـ1)

اکنون به گزراشات «یوئیل» پیامبر در این زمان توجه کنید: «شیپور خطر را در اورشلیم به صدا درآورید! بگذارید صدای آن بر بالای کوه مقدس من شنیده شود! همه از ترس بلرزند، زیرا روز داوری خداوند نزدیک می‌شود.» (یوئیل، 2:1) اورشلیم محل صهیون و کوه مقدس خداوند است.

یوئیل همچنین مکان مشخصی را در محدوده‌ی اورشلیم ذکر می‌کند. توجه کنید: «سپاهیان جهان را در دره‌ی داوری جمع خواهم کرد و در آن جا ایشان را به خاطر میراث خود، اسراییل محاکمه خواهم نمود، چون قوم مرا میان قوم‌ها را پراکنده ساخته، سرزمین مرا تقسیم کردند.» (یوئیل، 3:2)

پس این اروشلیم است که جنگ روز بزرگ خداوند قادر مطلق در آن اتفاق خواهد افتاد. دره‌ی تندی که اکنون «کیدرون» نامیده می‌شود، در میان شهر کهن اورشلیم و کوه زیتون، نقطه‌ی کانونی خواهد بود.

عیسی مسیح با ارتش روحانی فرود آمده و چَرخُشتِ شرابِ خشمِ خدای قادر مطلق را زیر پا‌هایش به خروش در‌خواهد آورد. (مکاشفات، 19) در واقع جنگی بزرک خواهد بود، نبردی نهایی که به صلح و آرامش پادشاهی خداوند پایان خواهد یافت.



تدارک زمینه برای نبرد بزرگ

مجدو و دره‌ی جزریل زمینه‌ای ایده‌آل برای این نبرد فراهم می‌کنند. می‌توانیم سرازیر شدن نیروهای غربی از طریق بندر حیفا در چند مایلی غرب را تصور کنیم. هواپیماهای باری، هلی‌کوپترها، حاملان ارتش و تانک‌ها، افراد و مواد را به منطقه حمل می‌کنند. نیروهای شرقی نیز که از رودخانه‌ی فرات گذشته‌اند، از شمال و شرق وارد خواهند شد.

بدون شک، جت‌های جنگنده و موشک‌ها در نبرد بین شرق و غرب به کار گرفته خواهد شد، و ناگهان متوجه نیرویی خواهند شد که از جایی که انتظار آن را نداشتند می‌آید، یعنی از آسمان‌ بر فراز اروشلیم. با کمال حماقت و فریب‌خوردگی، با هم متحد می‌شوند تا با عیسی مسیح مبارزه کنند، در حالی که نمی‌دانند او مسیح است.

با این که امروزه این متون مقدس را می‌خوانیم اما تطبیق نوشته‌های متون مقدس با چشم‌انداز جغرافیایی امروزین دشوار می‌باشد. البته این بدان معنی نیست که نمی‌توانیم جریان نزاع‌های کنونی در خاورمیانه را که سریعاً به یک جنگ، حتی جنگ اتمی، بین رقبا منجر خواهد شد، ‌بینیم. اما چگونه رهبران سیاسی ملل اروپایی و آسیایی توسط نیروهای روحانی فریبنده به تحریک نیروهای بزرگ به سوی اورشلیم و جنگ با مسیح، پسر خدا اقدام خواهند کرد؟

پاسخ در آیه‌ای که ما به طور گذرا از آن گذشتیم یعنی باب 16 مکاشفات، نهفته است. آیه‌ی 15 آیه‌ای است که توسط مسیح القا شده است. «به هوش باشید، که چون یک دزد می‌آیم! خوشا ‌‌به‌‌ حال آن که بیدار می‌ماند و جامه‌اش را با خود نگاه می‌دارد، مبادا عریان روانه شود و رسوای عالم گردد.»

این جا مسیح به کسانی که دارای گوش شنوا هستند می‌گوید که هیچ راهی برای جلوگیری از تبدیل شدن به بخشی از این فریب بزرگ آخرالزمان وجود ندارد.

به خاطر داشته باشید، دیدیم که مجدو مکانی حیاتی در ویا ماریس بوده است. هر کسی که مجدو را کنترل می‌کرد این حلقه‌ی حیاتی تجارت جهانی را نیز در سلطه داشته است. مجدو بیانگر تلاش نهایی بشر برای جدا بودن از رهنمودهای خالق خویش می‌باشد.



منبع: Good News Magzine