نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

نام های شیطان
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٧
 


نامهای شیطانشیطان
مقدمتاً در باب نامهای شیطان باید گفت که: تمامی موارد مطروحه، از دید فرهنگها و عقاید غیر اسلامی بوده و به هیچ وجه تأیید نمی گردد. و فقط از باب شناخت عمومی به مسئله و بیان دیدگاهها مطرح شده است. و در مواقع لزوم، اگر از نظر اسلام چیزی تأیید شده باشد، با ذکر سند ارائه می گردد.



Azazel عزازیل
بد زگستاخی کسوف آفتاب شد عزازیلی ز جرأت رد باب
نام شیطان قبل از رانده شدن از بهشت، «عزازیل» (Azazel) بوده است. و این نام برای این به او اطلاق می شده که او عزیز ملائکه الهـی بوده است. (عزازیـل نام دیگر شیـطان قبل از رانده شدن از درگاه خداوند است. همانطور که قبلاً اشاره شد نام او حارث بود.)
از اینجا از زبان کتب مربوط به شیطان، در فرهنگ غیر اسلامی و همچنین از زبان تورات و انجیل بیان می گردد.
او شیطان، رئیس شیطنت و پلیدی است که در بیابان مانند شبح زدگان می گردد. در میـان قبایل سـامی و عبرانی قدیم، بـرای او قربانی می کردند.
در کتاب عهد قدیم نوشته شده که Azazel »عزازیل« قدح بزرگی است، در دست «Se'irim» که دیو پر مو و کرکین است. از آداب مربوط به او، پرستش همراه با انجـام عمل جنسی با زنان، همراه بزغاله ها می باشد.
«Se'irim»(سیریم) دیو بزغاله ای شکل است که همراه عزازیل بوده و باعث خرابی ها و ویرانی ها است.
در انجیل درباره او چنین می خوانیم:
«در این هنگام جانور عجیبی را در رویا دیدم که از دریا بالا آمد. این جانور هفت سر داشت و ده شاخ. روی هر شاخ او یک تاج بود و روی هر سر او یک نام کفر آمیزی نوشته بود. این جانور شبیه پلنگ بود، اما پاهایش مانند پاهای خرس و دهانش مانند دهان شیر بود.
اژدها تاج و تخت و قدرت و اختیارات خود را به او بخشیده بود. یکی از سرهایش را دیدم که زخم کشنده ای برداشته بود، ولی خود به خود خوب شد.
آنگاه تمام مردم دنیا از این معجزه غرق در حیرت شدند و جانور را با ترس و احترام پیروی کردند. آنان اژدها را که چنین قدرتی به جانور بخشیده بود ستایش کرده، گفتند: کیست به بزرگی او، که می تواند با او بجنگد؟
سپس اژدها آن جانور را تحریک کرد تا به گزافه گویی بپردازد و به او اختیار داد تا امور دنیا را به مدت چهل و دو ماه به دست گیرد. در تمام این مدت، به اسم خدا و خانه خدا و تمام کسانی که در آسمانند کفر می گفت. و...»
«سپس جانور عجیب دیگری دیدم که از داخل زمین بیرون آمد. این جانور دو شاخ داشت، مانند شاخهای بره و صدای وحشتناکش مثل صدای اژدها بود. او تمام قدرت جانور اول را که از زخم کشنده خود خوب شده بود، به کار می گرفت و از تمام دنیا می خواست جانور اول را بپرستند. او پیش چشمان همه دست به معجزات باور نکردنی می زد و از آسمان آتش به زمین می بارید.»
در تورات نیز درباره او چنین آمده است:
«حیوانات وحشی در ادوم گردش خواهند کرد و زوزه آنها در شب، همه جا خواهد پیچید. هیولاهای شب بر سر یکدیگر فریاد خواهند زد و غولها برای استراحت به آنجا خواهند رفت. در آنجا جغد ها آشیانه خواهند کرد، تخم خواهند گذاشت، جوجه هایشان را از تخم بیرون خواهند آورد» ...
... «او باید یک بز را ذبح کند و دیگری را در بیابان رها سازد. ولی برای این کار لازم است اول قرعه بیاندازد. آنگاه بزی را که به قید قرعه برای خداوند تعیین شده، بعنوان قربانی گناه ذبح کند و بز دیگر را زنده به حضور خداوند آورد و سپس به بیابان بفرستد تا گناه قوم اسرائیل را با خود ببرد.
در واقع بـزی که همراه «عزازیل» است به تعبیـر تورات همان بزی است که قرار بوده گناه بنی اسرائیل را با خود ببرد. که گرفتار «عزازیل» شده و با او همراه گشته است.



Amdusias آمدوسیاس
فرمانده بیست و نهمین سپاه تاریکی است. در افسانه های کهن آمده است، او جانوری شبیه تک شاخ افسانه ای است. اما در هیبت یک انسان ظاهر می شود.
او معمولاً پیام خود را با آلات موسیقی و به حالت کنسرت اعلام می کند. در ضمن درختان نیز با دستور او کرنش می کنند.



Ahriman اهریمن
«در آئین کهن ایرانیان (آئین زرتشتی) »اهریمن« دشمن سرسخت »اهورا مزدا« است. احتمالاً اهریمن نخستین تجسم شخصیتی شیطان است. زیرا زرتشت نخستین دین است که اعتقاد بر دوگانگی دارد.
از طرفی هم »مزدا پرستی« یکی از بخشهای مهم آئین زرتشت است. »مزدا« خدای نیکی و »اهریمن« خدای شر و بدی است.


Andras آندراس
آندراس فرمانده سی امین سپاه تاریکی است. بدنی شبیه انسان دارد و سر او شبیه جغد است. او سوار بر گرگ می شود و یک شمشیر بلند حمل می کند. او مأمور جنگ و کشتار در جوامع است و با همه سر ناسازگاری دارد. در برخی از نسخ گفته اند او سری شبیه کلاغ دارد.



Cacus کاکیس
در افسانه های روم فرزند ذکور والکان (Vulcan)، رب النوع آتـش و فلـزکاری است. و شبیه انسان قـوی هیکلی است کـه در غار کوه
«آونتین» (Aventine) زندگی می کند. نیم بیشتر بدن او حیوان است و همواره مانع تابش آفتاب است. کاکیس صدایی شبیه صدای گاو دارد و کار او قتل و غارت و دستبرد زدن همراه با حیله و نیرنگ است. خوی وحشی گریش، او را سرگردان کرده است.


Beelzebub بعلزبوب
بعلزبوب شاهزاده ای از دیوهاست. در انجیل نیز به آن اشاره شده است و او همان کسی بود که به حضرت عیسی علیه السلام تهمت ریا کاری زد و در برابر او ایستاد. «بعلزبوب» در لغت از (ball) (به معنای صدای گوسفند) گرفته شده است. و ظاهری شبیه مگس دارد. بعد از مصلوب شدن عیسی علیه السلام او بالای سر عیسی علیه السلام جهنم را وارونه نشان داد و می خواست در آن حال

عیسی علیه السلام را داخل در گودال جهنم نشان دهـد.عیسی علیه السلام به آسمان بالا رفت
و وارد بهشت شد و در جهنم شیطان را توبیخ کردند. آنگاه شیطان در جهنم خبر را دریافت و خطاب به شاهـزاده زخم خورده آنجا گفت: ای شاهزاده تباهی و رئیس ویرانی، »بعلزبوب«Beelzebub در زمین مورد تمسخر فرشته نیکوکاری قرار گرفته است. چرا تو چنین چیزی خواستی؟
تو او را با به صلیب کشیدن به پادشاهی با جلال مبدل کردی. اینک مرگ تو غنیمت بزرگی است. ای پادشاه تاریکی، برای دیدن او حالا ناچاری با سرشکستگی در روشنایی پرواز کنی و در زندان باقی بمانی
«بعلزبوب Beelzebub در فرهنگ یونانی – سریانی و عبری به شخص یا مدیر بد نام اطلاق می گردد و یا به ارباب پرنده و در یونانی کنایه از «روح شیطانی پرنده» است. و کلمه (devil) شیطان، از همین نام مشتق شده است.
برخی گفته اند: «بعلزبوب» Beelzebub، موجودی شبیه مار است و ویژگیهای زنانه داشته و قدی بسیار بلند دارد.


Hel هِل
در افسانه های اسکاتلندی آمده: «هل» دختری است که قدی بسیار بلند و هیکلی نیرومند دارد. او دو خواهر پیر دارد که مانند گرگ هستند. و «هل» از آن دو بزرگتر است. یک مار بلند به رنگ صورتی دور کمر او پیچیده است. قسمتی از اندام او به رنگ سبز مایل به سیاهی است که به حالت پوسیدگی در آمده است.
پدر او و خواهرانش «اودین» (Odin)، خدای خدایان، سر دسته خدایان آدم ربایی است. برخی نیز او را دختر «لوکی» از خدایان بدنام می دانند.
هنگامی که «هِل» بیمار شد، «اودین»، او را از نزد خود بیرون کرده و در تاریکی رها نموده تا در مرض خود بمیرد. «هِل» نوکر و کلفتی دارد که به آهستگی و متانت تمام کارها را انجام می دهند.



Izanami, Izanagi ایزانامی و ایزاناگی
ایزانامی و ایزاناگی در افسانه های ژاپنی دو خدای جوان برای آوردن هرج و مرج در جهان هستند. ایزاناگی بلند قد و نیرومند، مانند درخت بید جوان می باشد. در حالی که ایزانامی، همسر او در رفتار و منش و سخن گفتن بسیار ظریف می باشد. همچنین بسیار زیباست و بر فراز آسمانها پـرواز می کند. این دو فرزنـد زمـین هستند، و برای هرج و مرج آفریده شده اند.
آن دو مصمم بودند جزیره ای را درست کنند و بعد از آن جزایر دیگر را. تا اینکه تمام دنیای خاکی را فتح کنند. قرار بود که مرد در سمت راست و زن در سمت چپ حکومت کنند.
اما ایزانامی در مراسم آتش سوخت و خیلی زود مرد. و ایزاناگی که در سوگ او فرو رفته بود تصمیم گرفت به خاطر او به جهنم برود.
او به جهنـم رفت، اما با خـواهش ایزانامی به جهـان برگشت تا طبق وعده شان عمل کند. او دنیا را به قتل و اندوه مبتلا ساخت و زنان و کودکان بسیاری را از بین برد.



Jinn جن
خداوند جن را آفرید. در افسانه ها گفته شده در غارها، قبرستانها، جاهای تاریک و زیرزمین ها ساکن هستند. و می توانند ازدواج کنند. در اسلام جن از انسانها و فرشتگان پست تر بوده و پیش از آدم علیه السلام آفریده شده اند. جن فریب دهنده انسان است. در این باره در بخش مربوط به شیطان پیشتر توضیح داده ایم.


Mara مارا (آسیب زننده و خراب کار)
مارا از اعضای اصلی گروه مرگ است. مرگ همراه با تشنگی در دستان اوست. او روح شریری است. در آئین »بودا« او را اغوا کننده می خوانند. او در مدت کوتاهی زیر یک درخت مکث می کند، آنگاه انسان ها را فـریب می دهد. و سعی می کند آنها را به مسیری که خـود می خواهد بکشاند.
در آئین بودا با ریاضت و مشقتهایی که به خود می دهند با »مـارا« مقابله می کنند. ابـزارهایی که »مـارا« با آنهـا انسانها را فریب می دهد به شرح زیر است.
1- شهوت (که بزرگترین سلاح اوست.)
2- نارضایتی
3- گرسنگی و تشنگی
4- آرزوی نفسانی
5- تنبلی و کسالت و خواب آلودگی
6- نامردی
7- شک و شبهه
8- ریا کاری
او به دروغ انسان را بلند کرده و دیگران را تحقیر می کند و آنگاه انسان را به عنوان سرباز در ارتش خود قرار می دهد. جنگ و مرگ، بهترین زمان برای حضور اوست، تا انسان را به شکست بکشاند.
در آئین بودا، مارا خدای آشکار فریب است. او از فریب و اغوای دیگران لذت می برد. او با گردباد حمله می کند ولی با طوفان باران از بین می رود و فرار می کند. اما بار دیگر با رگبـار سنگ ظاهـر می شود. او در زمان طوفان و هنگام خاکستر شدن آتش، حاضر می شود. و همچنین در میان گل و لجن خود را ظاهر می کند. تاریکی بهترین وسیله برای پنهان شدن اوست.
اما با آمدن «بودا» و ظهور او، »مارا« فرار کرده و بندرت ظاهر می شود. زیرا بر اساس آئین بودا «تفکر» دشمن مارا است. »مارا« بی خانمان و سرگردان بوده و در ارابه های شکسته زندگی می کند.
در آئین «هندوئیسم» نیز »مارا« مظهر شرارت و مرگ است. او با دیوها معاشرت می کند. در اساطیر شرق آمده است که او به شکل کرکس و لاشخور دیده شده است.

Lucifer لوسیفر
«او را فرزند صبح نیز خوانده اند. این نام بر ستاره بامدادی نیز گذارده شده است. هنگامی که او بر زمین افتاد در دل خود گفت: بالاخره روزی به آسمان بالا خواهم رفت و ستاره ای مافوق ستارگان خداوندی خواهم شد.» این مفهوم در تورات اینگونه بیان شده است.
«ای ستاره درخشان صبح، چگونه از آسمان افتادی! ای که بر قومهـای جهان مسلط بودی، چگونه بر
زمین افکنده شدی! در دل خود می گفتی: تا به آسمان بالا خواهم رفت، تخت سلطنتم را بالای ستارگان خـدا خواهم نهـاد و بر قله کـوهی در شمال که خدایـان بر آن اجتماع می کنند، جلوس خواهم کرد. به بالای ابرها خواهم رفت و مانند خدای متعال خواهم شد. اما تو به دنیای مردگان که در قعر زمین است، سرنگون شدی ...
مطالب فوق از تورات نقل شده است. ولی مسیحیت نظر دیگری در رابطه با لوسیفر دارد.
«در آیین صربها و مصریان باستان و بابلی ها، او مار پرنده آتشین است که در آسمان به صورت آذرخش حرکت می کند.»
«... تو در بهشت و باغ خدا بودی که دیوارهای آن با سنگهای گرانبها از جنس یاقوت و زبرجد بود. پرده های لاجوردی و یشم (سنگ یشمی)، فیروزه، زمرد سبز و طلا به خوبی به کار گرفته شده بود ...»
این ها خطاب به لوسیفر گفته شده است. اما او قدر آن را ندانست و به خاطر شهوترانی از بهشت خدا رانده شده و به زمین افتاد و بنای ناسازگاری با خداوند را گذاشت.
«لوسیفر به عقیده برخی از جادوگران، فرمانروای خدا در زمین بود. و بعد از رانده شدن از بهشت، پادشاه جهنم شد و شیطان نام گرفت. که رانده شدن او روز دوشنبه اتفاق افتاد. در میان جادوگران یک شوخی را مطرح می کنند و آن این است که: لوسیفر روزهای تعطیل شنبه و یکشنبه سوار بر جاروی خود شده و زمین را می گردد.
«لوسیفر روبان قرمزی به بازوی خود می بندد. صورت او بسیار جوان و زیبا و مانند یک بچه است. اما هنگامی که خشمناک می گردد بسیار وحشتناک می شود. به عقیده عده ای او عاشق اجرای عدالت در جهنم است!.
او حامل چراغ در آسمانهاست و از کلمه locifage گرفته شده است. البته هرگز نباید به او و چراغش نزدیک شد.


Nephilim نفیلیم یا Watchers واچرز (نگهبان)
نظریات مختلفی درباره این موجود است. می گویند:
«او فرشته ای از فرشتگان خداوند بود. ولی از درگاه خداوند رانده شد. گناه او این بود که فرشتگان را بر علیه خداوند تحریک کرد. در نتیجه خداوند او را از بهشت بیرون راند.
او بر زمین افتاد و در آنجا شروع به زندگی کرد. از او فرزندان زیادی متولد شدند. روزی فرزند دختری از او متولد شد که در نهایت زیبایی بود. »واچرز« او را مطلوب دید. بنابراین به او جادوگری آموخت و اجازه داد تا او فرزندانی بیاورد.
این موجود از اختلاط نسل دیوها و ارواح شریر پدید آمده و همواره در صدد زیان و ضرر رساندن به آدمی است.
آنها در آسمانها زندگی می کنند و گاهی هم به زمین می آیند. آنها همواره ظلم و ستم را رواج می دهند و سبب غم و اندوه اهل زمین هستند. آنها هرگز غذا نمی خورند، امـا همیـشه تشنه هستند.
سایر جنیان و دیـوها برای بقا و زنده ماندن، متوسل به آنها شده و از آنها کمک می گیرند.»
تورات به این موضوع این گونه اشاره می کند:
«در این زمان تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد. پسران خدا مجذوب دختران زیبا روی انسانها شدند و هر کدام را که پسندیدند، برای خود به زنی گرفتند. آنگاه خداوند فرمود: روح من همیشه در انسان باقی نخواهد ماند، زیرا او موجودی است فانی و نفسانی. پس صد و بیست سال به او فرصت می دهم تا خود را اصلاح کند.پس از آن پسران خدا و دختران انسانها با هم وصلت نمودند، مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند. اینان یلان (دلاوران) معروف دوران قدیم هستند. هنگامی که خداوند دید مردم غرق در گناهند و دائماً به سوی زشتی ها و پلیدی ها می روند، از آفرینش انسان متأسف و محزون گشت.
همچنین در برخی نسخ آمده است که همین فرشتگان یا شیاطین بودند که باعث به وجود آمدن طوفان نوح شدند و طوفان نوح به خاطر شهوت پرستی آنان و تمایل شدید جنسیشان به زنان پدید آمده و دنیا را نابود کرد.
نام برخی از فرشتگان گنهکار به این ترتیب است:
یاقون (گمراه کننده دختران)، اسبیل (فریب دهنده کودکان برای انجام گناهان و شرارت)، گادیریل (کودکان را برای نواختن موسیقی به جنگها می کشاند) پی نِمی، کازادیا، سِمیاز، آریستاکیس، آرمِن، کوکبیل، رامیال، نیکوئیل، راموئیل و...»
اینها همه تنها تعدادی از فرشتگان گنهکار هستند که همراه نفیلیم به زمین رانده شدند.



Naberius نابیریوس
«او سگی دارای سه سر است. و فرمانده هنگ بیست و نهم سپاه تاریکی و مـرزبان جهنم است. البته بعضی گفته اند: او سه سـر شبیه کلاغ دارد. او خراب کننده صداهاست. ولی خودش صدای بسیار دلنشین و زیبایی دارد. او همچنین هنر زندگی خیر خواهانه را آموخته است.
«عده ای نیز گفته اند: نابیریوس کلاغی است که بسیار شجاع و دلیر است و صدای او کمی گرفته است و بسیار حیله گر است. او با همین حیله در میان سپاه تاریکی رتبه نوزدهم را به خود اختصاص داده است.
«درباره او چنین گفته اند: او مظهر حیله گری است و نشان او افسرده بودن اوست.»3 یعنی انسانهای افسرده گرفتار نابیریوس شده اند.


Nybbas نیباس
او از پست ترین کسانی است که در جهنم می باشند. او چشمها و خوابها را کنترل می کند. لباسی از جنس پوست گاو می پوشد و بسیار زبان باز و شارلاتان است.


Orobas اوروباس
اوروباس یا اوروبوس شاهزاده بزرگ جهنم و فرمانده بیستمین سپاه تاریکی است. و به شکل اسب بسیار زیبایی است که ظاهری مردانه دارد. ذات او آسمـانی است. او مظهر دروغ است و دروغگویان را یاری می کند. همچنین دوستی ها را به دشمنی تبدیل می کند.
او را شاهزاده جهنم نیز معرفی کرده و ظاهر او را شبیه اسب دانسته اند که پاهای زیبایی دارد. از این رو مصداق خوبی برای بت شدن است.
او در گذشته خود را به عنوان خدا معرفی کرده وعده ای نیز او را می پرستیدند و او را خالق جهان می پنداشتند. همچنین او مخالف تمام قوانین عالم است. یعنی هیچ قانونی را بر نمی تابد.
«مادر مک گریگور او را پنجمین روح شریر و مظهر کذب و دروغ دانسته است.»


Picollus پیکالوس
پیکالوس در بین ساکنان قدیم روسیه دارای احترام بسیار زیادی بوده است. سر او سر یک مرد مرده است که سوختگی شدیدی در آن است. او زخمی در بدن دارد که تنها چیزی که آن را تسکین می دهد خون انسان است.
گفته اند: پیکالوس در فرهنگ مردم لیتوانی نه تنها دیو نیست، بلکه یکی از خدایان سه گانه است.
(خدایان سه گانه در این فرهنگ عباتند از: perkunas پرکیوناس، patrimpas پِتریمپاس و pikulis پیکولیس)
او آفریدگار بهار است. پیکالوس زمستان را از بین می برد و بهار را می آورد. او مانند خدایان دیگر از شیطان زخم خورده است. لذا زخم بدن او زخمی است که شیطان به او زده است، پس مردم باید تاوان آن را بپردازند.


Phenex فِنِکس / فونیکس (سیمرغ)
«گفته اند که صدای مظلومانه و کودکانه ای دارد. کار او جادوگری است و این کار را با آرامش خاصی انجام می دهد. عده ای چهـره او را، چهـره انسانی مهربان تصویر کرده اند که فقـط »جن گیران« می توانند او را ببینند. او می تواند تمام صداها را تولید کرده و دانش استفاده از آنها را نیز دارد. او شاعر فوق العاده ای است.
او هر 1200سال بر تخت پادشاهی خود می نشیند و حکمرانی می کند».
مادر مک گریگور نیز او را چنین معرفی می کند: «او سی و هفتمین روح شریر است و ظاهری به شکل مرغ و انسان دارد. او دانش فوق العاده ای داشته و شاعر بسیار خوبی است. و امیدوار است بعد از 1200 سال بر تخت پادشاهی تکیه بزند.»


سالوس
«سالوس را به اسم zaebos »زیباس« هم می نامند.
او شمارشگر جهنم است. اخلاق خوبی دارد. و یک سرباز آرام است که تاجی بر سر داشته و سوار بر یک تمساح می باشد.
عده ای نیز »سالوس« را یک اشراف زاده دلاور می دانند که صلح را با خود به همراه می آورد.»


Satan شیطان
درباره این موجود نیز در بخش جدا گانه مفصل بحث شده است.


Tezcatlipoca تِزکات لیپوکا
درباره تِزکات لیپوکا نظریات متفاوتی بیان شده است. در یکی از نظریات آمده است:
«او فرزند مذکر خداوند است. عده ای می گویند او از نژاد غولها می باشد و به شکل پلنگ است. عده ای می گویند: او شریک خداوند در خلقت آسمانها و خورشید است و عده ای او را ویرانگر عالم هستی می دانند. نهایتاً عده ای او را با خوی وحشیگری می شناسند که همواره در صدد ضربه زدن و آسیب رساندن به مردم است.
و باز بیان دیگری درباره او وجود دارد. او باران های ویران گر آتشین را هدایت می کند. و سرانجام یک چهارم جهان را از بین می برد. گفته اند او سیلابها را جاری می کند و صدای درون زمین از طرف اوست، تا دنیا را ویران کند.»


Torngarsuk تورن گارساک
در فرهنگ اسکیموهای آمریکا، تورن گارساک یک هیولا است، که شبیه خرس با صورتی کوچک و قدی بلند است. برخی هم او را یک جانور دریایی دانسته اند. جادوگران اسکیمو او را موجود نامرئی می پندارند، که همه چیز طبیعت در اختیار اوست. اگر چه برخی اوقات ظاهر می شود، اما قبل از آمدنش نوری پدیدار می گردد.

عده ای نیز او را یک »خرس سفی دانسته اند که در غار زندگی می کند. او فرمانروای قدرتمند هستی است. شبیه خرس است و حالات انسانی دارد.


Vassago واسِگو
«مادر مک گریگور درباره او می گوید: او سومین روح شریر و
شاهزاده جهنم است. و برخی نیز گفته اند: او شبیه خوک است.


Uvall یووال
یووال فرمانده سی وششمین سپاه تاریکی است و قدرت بسیاری دارد. او قدی بلند و ترسناک دارد. مصری ها اعتقاد دارند او جنون مسافرت است.
یووال را شبیه یک انسان دانسته اند. او علاقه زیادی به زنان دارد. و از آنها برای فریب مردان استفاده می کند. همچنین او دوستی ها را به دشمنی ها تبدیل می کند.


Valefor والفور
او یک دیو نیرومند است و فرمانده سپاه دهم تاریکی. عده ای گفته اند: بدن شیر دارد ولی سر او شبیه الاغ است. او مشوق و مظهر دزدی است.


Ukobach یوکوباچ
«او را یک دیو پست دانسته و وظیفه او را ریختن روغن و نفت زیر دیگ عذاب می دانند. عده ای هم او را سوزاننده خطاب کرده اند که البته حرکت بدن او بسیار کند است.»


Vampire ومپایر (روح تبهکاری، خون آشام)
ومپایر یکی از معروفترین شیاطین در فرهنگ مغرب زمین است. شهرت او به حدی زیاد است که موضوع رفتارهای او سر مشق بسیاری از فیلمنامه ها و نمایشنامه ها و داستانهای اهالی غرب است. فیلمهای سینمایی و سریالی متعددی درباره او ساخته شده و یکی از مهمترین اعتقادات بومی و سنتی منطقه اروپا و آمریکاست.
این موجود در بسیاری از فرهنگ های غربی خصوصاً اروپایی جایگاه ویژه ای دارد، و در مورد او نظرات بسیاری بیان شده است.
در بـرخی از فرهنگها از او با عنوان دراکولا یاد می شود... مطلب زیر نمونه ای از اعتقادات بیشمار مردم این مناطق است.
به عنوان نمونه در فرهنگ بومی بلغارستان »ومپایر« مشتق شده از Viper (افعی، شریر) است.
«ارواح مردگان انسان، بعد از مرگ سوار بر کشتی مشروبات الکلی می شوند و برای ملاقات آنانی که در این کره خاکی جان سپرده اند سفر می کنند. این مسافرت چهل روز طول می کشد.
هر چند که مردگان صبح دفن می شوند، ممکن است که راهشان به عالم دیگر مسدود گردد. آنگاه می توانند در این عالم به صورت »ومپایر« (خون آشام) باقی بمانند. مسلماً مردم می توانند خودشان هر کدام یک خون آشام باشند.
در بین مردم مشهور است که او در خوردن خون بسیار حریص می باشد. همچنین او توانایی جلب مردم به خود را همراه صدا و همهمه دارد.
معمولاً روح بچه هایی که قبل از تولد یا قبل از غسل تعمید مرده باشند، به خون آشام یا همان »ومپایر« تبدیل می شود. آنها معمولاً بعد از ده سال تغذیه با خون، به انداره کافی نیرومند می گردند. و باید دوباره به قبر برگردند. زیرا نیاز به استراحت دارند.
برای دفع »ومپایر«، باید از یک متخصص روحانی کمک گرفت. و روش آن این است؛ »یک تیـرک چوبی برداشته در جایی که می خواهند خون آشان را بیابند نصب کرده و تصویری از عیسی مسیح علیه السلام بر روی آن قرار می دهند. البته از تصویر مریم مقدس علیها السلام یا دیگر قدیسین مسیحی هم می توان استفاده کرد.
آنگاه یک بطـری بزرگ بـرداشته داخل آن، غذای مـورد علاقهخون آشام که همان خون است را داخل آن ریخته و به همراه چاشنی ماهی در کنار تیرک چوبی قرار می دهند. زمانی که خون آشام آمد و داخل بطری شد، درب آن را می بندند و سپس آن را آتش می زنند.
بر طبق اعتقادات مردم بومی، »ومپایر« (خون آشام) فقط توسط آتش یا خوردن خون انسان مرده از بین می رود.


Xaphan زافان
زافان یکی از فرشتگانی است که همراه شیطان از آسمانها به زمین افتاد. او دیو رده دومی است. شهرت او به خاطر داشتن شابلون آهنی است که در دست دارد.
او از فرشتگانی است که به خاطر تمرد از دستور خداوند از آسمان اخراج شد و بعد از آن تصمیم گرفت آسمان را به آتش بکشد. او گـردابی درست می کند و در جای دیگری آتش فـراهم کرده و بـر آن می دمد تا شعله اش عالم را بسوزاند.


Yara-ma-yha-who یارا ما یا هو
در فرهنگ بومی شرق آسیا، او یک مرد کوچک قرمز رنگ است، که چهار چنگال بلند، با سر و دهانی بزرگ دارد. او دندان ندارد و تمام غذایش را یکمرتبه می بلعد. انگشتان او مخزنی دارد که حالتی دوست داشتنی برای اطفال است.



Yan-gant-y-tan یان گانت یی تَن
او در شب سرگردان است. او مظهر پلیدی در میان اقوام شرق آسیایی است. او پنج شمع در هر پنج انگشتش دارد که به نوبت هر کدام از آنها یکی پس از دیگری روشن می شود.



Yenald looshi ینالد لوشی
در افسانه های ناواگویی گفته اند: او یک جادوگر شب گرد است که برهنه ظاهر می گردد. و فقـط نقاب و جواهرات به همراه دارد و در غار زندگی می کند. سر او شباهتی به سر انسان دارد.
او نیرویی کشنده دارد و گاهی همراه همزاد خود که مؤنث است فعالیت می کند. شخصیت او در نهایت پستی بوده و بر روی مکانهای عمومی نجاست خود را رها می کند. او مشوق مردم به همجنس بازی و مرده پرستی است. او قدرت ایجاد گردباد را دارد و سختی های زیادی را برای کودکان ایجاد می کند.
ظاهراً کار اجباری کودکان از اقدامات اوست. همچنین او باعث از هم پاشیدگی خانواده و اجتماع و همچنین مرگ و میر است.
ینالد لوشی با حالات عجیب و غریبی ظاهر می گردد، و صدای وحشتناکی دارد و گاهی پوست سگ می پوشد. او به صورت گرگ صحرایی ظاهر می شود و مانند یک شکارچی رفتار کرده و با همسر خود در بیابانها زندگی می کند.»


Zambie زامبی
زامبی یا زومبی اکثراً در کشورهای قاره آمریکا (شمالی و جنوی) به معنای خدا بوده و در برخی کشورها مانند هائیتی به معنای جسم بدون روح و کارگرِ برده وار، اطلاق شده است. البته گویشهای دیگـری نیـز درباره او بکار رفته است. مثلاً در تـرینیداد به او جـومبی می گویند.


Zagan زاگان
«زاگان پادشاه بزرگ دوزخ است و در بیرون از جهنم خود را به شکل گاو نر نمایان می کند. گاهی اوقات هم شبیه انسان است. او فرمانروای شراب در جهان است. لذا شراب و انسان احمق با هم برابرند. همچنین او سی و سومین فرمانده سپاه تاریکی است.
مادر مک گریگور او را شصت و یکمین روح شریر دانسته و او را سلطان شراب معرفی کرده است. به طوری که از آب و خون شراب درست کرده و آنها را با هم مخلوط می کند.»


Zepar زیپار
زیپار اینگونه معرفی شده است:
«او فرمانده بیست و ششمین سپاه تاریکی است و از شاهزادگان جهنم می باشد. او علاقه زنان دیگران را، در دلهای مردان وارد می کند و آنان را به فساد می کشاند. همچنین او روح پستی، در میان ارواح است.»


نامهای شیطان و موجودات شیطانی، در فرهنگها و آداب رسوم مردم نقاط مختلف جهان، بسیار زیاد است که در اینجا به طور اختصار به بعضی از آنها اشاره شد. در این بین نام موجودات و شیاطین دیگری نیز دیده می شوند که فقط به نام آنها اشاره می کنیم.
نامهای زیر در کتاب مقدس شیطان پرستی برای شیاطین برشمرده شده است:

تاجداران جهنم

Satan شیطان
دشمن روبرو و مالک آتش در جهنم جنوب
Locifer لوسیفر
روشنایی دهنده جهنم و آسمان و زمین
Belial بلیال
موجود پست و مستقل در زمین شمال
Leviathan لِویتَن
مار یا نهنگ دریایی که در اعماق دریا زندگی می کند.

نامهای دیوهای جهنم

Abaddon آبادون
ویرانگر در فرهنگ عبری
Adramelech آدرامِلیچ
شیطان سومری ها
Ahpuch آپاچ
نام شیطان در میان قوم مایان
Amon آمون
در فرهنگ مصری خدایی با سر قوچ. خدای زندگی و تولید نسل
Apollyon آپولون
هم نام شیطان در فرهنگ یونانی
Asmodeus آسمادیوس
در عبری، شیطان مظهر شهوترانی و عیاشی
Astaroth آستاروث
در فرهنگ فنیقی های باستان معادل ایشتر (الهه شهوت و هرزگی) است.
Baalberith بال بِریث
در کنعان قدیم ارباب بوده و هم پیمان شیطان
Ballaam بالام
شیطان حرص و طمع در فرهنگ عبرانی
Baphomet بافومیت
معبود فرقه ای در سرزمین فلسطین قدیم و نمادی از شیطان
Bast بَست
الهه خوشی و لذت و شهوترانی در مصر باستان که مجسمه او شبیه گربه بوده است.
Behemoth بیهیموث
نمادی از شیطان به شکل فیل در فرهنگ عبرانی. عده ای نیز او را الهه شهوت و شبیه گربه می دانند.
Beherit بیهریت
در فرهنگ و زبان سوریه قدیم نام دیگری از شیطان است.
Bile بایل
در نزد مردم سلتیک خدای جهنم بوده است. و نام دیگر شیطان در فرهنگ سوریانی
Chemosh کِماش
شیطان و خدای طبیعت
Cimeries سیمِریس
شیطان سوار بر اسب سیاه در فرهنگ بومیان آفریقا
Coyote کایوت
شیطان بومیان (سرخ پوستان) آمریکایی، که به شکل گرگ صحرایی است.
Dagon داگون
شیطان دریا و موجود هرزه و کینه جو در فرهنگ مردم فلسطین قدیم
Damballa دامبالا
مار و خدای جادو در فرهنگ آفریقایی
Demogorgon دِموگورگون
در یونانی نام دیگری از شیطان. گفته شده او تا زمان مرگ شناخته نمی شود.
Diabolus دایبالوس
در یونان باستان شیطان سر بزیر
Dracula دراکولا
نام رومانیایی شیطان
Emma-O اِما اُ
فرمانروای جهنم در فرهنگ ژاپنی
Euronymous یورانیموس
ملک الموت یا پادشاه مرگ در فرهنگ یونانی
Fenriz فِنریز
شیطانی به شکل گرگ. فرزند لوکی
Gorgo گورگو
نامی از شیطان و روح پلید در فرهنگ یونانی
Haborym هابوریم
مترادف کلمه شیطان در فرهنگ عبرانی
Hecate هِکیت
الهه جادوگری در دنیای پایین در فرهنگ یونانی
Ishtar آیشتر
الهه حاصلخیزی خاک در فرهنگ بابلی ها، همچنین روح هرزگی است.
Kali کالی
دختر شیوا و کاهنه قتل در فرهنگ هندوها که گردن آویزی از سرهای بریده دارد.
Lilith لیلیث
در فرهنگ عبرانی همسر شیطان. همسر نخستین آدم علیه السلام و کسی که طناب بافی را از شیطان آموخت.
Loki لوکی
شیطان در فرهنگ توتنی (نژادی قدیمی در آلمان). و در نزد مردم قدیم اسکاندیناوی خدای شهوت بوده است. همچنین خدای دزدی و فریب است.
Mammon مامون
خدای خیر و نفع در فرهنگ آرامی ها (از تمدنهای باستان)
Mania مانیا
خدای دیوانگی و الهه جهنم در فرهنگ اتریشی
Mantus مانتوس
خدای جهنم در فرهنگ اتریشی
Marduk مورداک
خدای شهر در فرهنگ بابلیها
Mastema مِستیما
مترادف شیطان در فرهنگ عبری
Melek Taus ملک طاووس
شیطان در آئین فرقه یزیدیان که اکثراً در عراق کنونی زندگی می کنند.
Mephistopheles مفیستافِلیس
شیطان در فرهنگ یونانی و فرار کننده از روشنایی
Metztli متزتلی
الهه شب نزد مردم آمریکای مرکزی و جنوبی
Mictian میکسین
خدای مرگ (ملک الموت) یا همان حضرت عزرائیل نزد مردم آمریکای مرکزی و جنوبی
Midgard میجرِد
شیطانی به شکل مار. (فرزند لوکی)
Milcom میلکوم
شیطان نزد مردم قبیله آمون
Moloch مولاک
شیطان در فرهنگ فنیقی های باستان و کنعانیان
Mormo مورمو
پادشاه غولها و همسر هیکات الهه جادوگری در فرهنگ یونانی
Naamah ناما
همسر شیطان و اغوا کننده در فرهنگ عبرانی
Nergal نِرگال
خداوند جهنم اسفل در فرهنگ بابلیها
Nihasa نیاسا
شیطان در فرهنگ سرخ پوستان آمریکایی
Nija نیجا
خدای عالم اموات در فرهنگ مردم لهستان
0-Yama اُ یاما
نامی از نامهای شیطان و خدای مردگان در فرهنگ ژاپنی
Pan پَن
خدای شهوت و فرستنده به قلمرو شیطان در فرهنگ یونانی
Pluto پولوتو
خدای دیگر عالم اموات در فرهنگ یونانی
Proserpine پراسرپین
ملکه عالم اموات در فرهنگ یونانی و دختر زاوش
Pwcca پوکا
نام شیطان در فرهنگ مردم ولز
Rimmon ریمون
شیطان سوریانی و معبود دمشق
Sabazios سیبازیوس
خدای افیون شبیه مار در فرهنگ اروپایی
Saitan سَیطن
همان شیطان در کتاب پیروان خنوخ نبی
Sammael ساموئل
شیطان در فرهنگ عبرانی که شبیه عقرب است.
Samnu سامنو
شیطان در فرهنگ آسیای میانه
Sedit صِدیت
نام دیگر شیطان در فرهنگ سرخ پوستان آمریکایی
Sekhmet سِکمیت
الهه انتقام در مصر باستان
Set ست
یکی از شیاطین در فرهنگ مصر باستان
Shaitan شیطان
نام عربی شیطان یا همان ابلیس
Shiva شیوا
ویرانگر و از نامهای شیطان در آئین هندو. البته گاهی به خدایی که جهان را برای نو سازی ویران می کند نیز اطلاق می گردد.
Supay سوپِی
خدای عالم اموات در فرهنگ اینکاها (از اقوام باستانی و اصیل آمریکا)
T’an-mo تی آن مو
همتای شیطان و روح طمع کاری و آز در فرهنگ چین باستان
Tchort چورت
خدای سیاه، نامی از شیطان در فرهنگ بومی روسیه
Thamuz ثاموز
خداوند در فرهنگ سومری های باستان. او فرستنده ارواح به قلمرو شیطان است.
Thoth ثاث
خدای جادوگری در مصر باستان
Tunrida تانریدا
شیطان زن در فرهنگ مردم سرزمین اسکاندیناوی
Typhon طِیفون
همانند و تمثال دیگری از شیطان در فرهنگ یونانی
Yaotzin یِئوت زین
خدای جهنم در فرهنگ مردم آمریکای مرکزی و جنوبی
Yen.1 Wang ین وان وَنگ
حکمران جهنم در فرهنگ چین باستان

نا گفته نماند که در میان اقوام باستانی، خداوند فقط به قدرتهای خیر اطلاق نمی گردد. بلکه تعدادی از خدایان، خدایان شرارت بوده اند. استفاده از واژه خداوند در موارد یاد شده از بعد منفی و شر آن است.