نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

بیست نکته درباره ی عاشورا
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠
 

در کتاب (ابصارالعین فی انصارالحسین) ، بیست نکته در مورد عاشورا و پیرامون آن آمده است که به دلیل اهمیت آن موارد ، به طور مفصل آنها را بیان میکنیم .


خصوصیت بیست نکته ی مذکور (که بسیار در روشنگری جریان عاشورا ، مفید است) ، عبارت است از این که جریانات مربوط به آن واقعه بزرگ ،‏که از چشمها به دور مانده است را روشن میسازد


_ مردان قبیله بنی اسد ، بدن های مطهر شهدای کربلا را به خاک سپردند :


زمانی که ابن سعد ، مردگان خود را به خاک سپرد و دستور حمل سرهای مطهر و اسیران را به کوفه صادر کرد ، گروهی از قبیله ی بنی اسد ، به نزد شهدای بی سر و به خاک و خون افتاده آمدند و امام حسین «ع» را به خاک سپردند و فرزندش علی اکبر را نیز در پایین پای شریف آن حضرت ، دفن نمودند و دیگر شهدا را دسته جمعی به خاک سپردند و حضرت ابوالفضل «ع» را مقداری دورتر ، در همان جایی که به شهادت رسید ، مدفون کردند .


ولی باید گفت : امور دنیایی نمی تواند مانع از این باشد که ائمه معصومین «ع» نتوانند به وظایف خود برسند ، به همین دلیل ، آن گروه از قبیله ی بنی اسد می گویند ، وقتی مشغول به نماز و کفن و دفن شهداء شدیم ، سواری با روی پوشیده ، به نزد ما آمد و کارهای مربوط به دفن را انجام داد و به جز دفن سیدالشهداء و ابوالفضل عباس ، در دفن دیگر شهداء از ما کمک خواست و آن شخص به طور قطع امام سجاد «ع» بوده است .


2_ سرهایی که بعد از شهادت ، از بدن جدا شدند .


تمام شهدایی که در رکاب امام حسین «ع» به شهادت رسیدند ، به دستور ابن سعد ، سرهایشان از بدنشان جدا شد مگر سر دو شهید : یکی نوزاد شیر خوار ، حضرت علی اصغر که بعد از شهادتش ، توسط امام حسین «ع» با قبری که به وسیله ی شمشیر حفر کرده بود ، دفن شد و دوم : سر حر بن یزید ریاحی که قبیله بنی تمیم مانع از قطع شدن سر او شدند و بدن او را بعد از شهادت ، از آن منطقه دور کردند ، همان طوری که الان می بینیم ، قبر حربن یزید ریاحی چندین کیلومتر از حرم مطهر امام حسین «ع» فاصله دارد .


البته دشمنان خونخوار ، سر مسلم بن عقیل و هانی بن عروه را هم که قبل از عاشورا به شهادت رسیده بودند ، به شام نزد یزید فرستادند .


3_ کسانی که داوطلبانه به سپاه امام پیوستند .


تعدادی از یاران امام حسین «ع» از ابتدا قصد پیوستن به آن حضرت را نداشتند و در بین راه یا در همان کربلا به ایشان پیوستند که عده ای از آنها ، از سپاه دشمن به لشکر امام ملحق شدند و بدون خانواده هم بودند به جز سه نفر که با همسر و فرذندان خود به لشکر امام حسین و اهل بیت او پیوستند :


اول : جنادةبن حارث سلمانی ، دوم : عبدالله بن عمیر کلبی و سوم : مسلم بن عوسجه .


4_ اصحاب پیامبر که در رکاب امام حسین «ع» به شهادت رسیدند .


در روز عاشورا پنج نفر از صحابه رسول خدا نیز در رکاب سیدالشهداء بودند و به فیض شهادت نایل آمدند .


اول : انس بن حارث کاهلی ، دوم : حبیب بن مظاهر اسدی ، سوم : مسلم بن عوسجه ی اسدی ، چهارم : هانی بن عروه مرادی (که قبل از عاشورا و در راه دفاع از امام حسین به شهادت رسید) و پنجم : عبدالله بن بقطر حمیری .


5_ غلامانی که در روز عاشورا شهید شدند .


در واقعه ی عاشورا ، پانزده غلام نیز حضور داشتند که همگی در رکاب امام حسین «ع» شهید شدند که ، آنها عبارتند از : نصر و سعد که دو غلام امام علی «ع» بودند ، منجح ، غلام امام حسن «ع» ، اسلم و قارب ، غلامان امام حسین «ع»‏ حارث غلام حمزه ، جون غلام ابوذر ، رافع غلام مسلم ازدی ، سعد غلام عمر صیداوی ،‏ سالم غلامی بنی مدینه ،‏ سالم غلام عامر عبدی ، شوذب غلام شاکر ، شبیب غلام حارث جابری ، واضح غلام حارث سلمانی و سلیمان که غلام امام حسین «ع» بود و همان طور که گفتیم در بصره به شهادت رسید .


6_ کسانی که روز عاشورا بعد از امام حسین «ع» به شهادت رسیدند .


چهار نفر از شهدای کربلا ، بعد از آن حضرت به شهادت رسیدند :


الف) سوید بن ابی مطلاع که به واسطه ی ضربه ای که بر او وارد شده بود ، بیهوش افتاد و زمانی که به هوش آمد ، متوجه شد که امام ، به شهادت رسیده است و به طرف دشمن حمله کرد و شهید شد .


ب و ج) سعد بن حارث و برادرش ابوالحتوف بن حارث : این دو برادر نیز در کنار امام بودند تا این که آن حضرت به شهادت رسید و زمانی که صدای ناله زنان و کودکان را شنیدند ، به جنگ رفتند و به شهادت رسیدند .


د) محمد بن ابی سعید بن عقیل که در کربلا هفت سال داشت و پس از شهادت امام حسین در حالی که گوشواره به گوش داشت و از ترس ، به این سو و آن سو نگاه میکرد ، چوبه ی خیمه را بدست گرفت و در پیش مادرش به سوی دشمن شتافت و توسط هانی بن ثبیت به شهادت رسید .


7_ کسانی که بر اثر جراحات وارده در جنگ عاشورا ، پس از آن واقعه شهید شدند .


دو نفر از یاران امام حسین «ع» بودند که در جنگ عاشورا زخم بسیار زیادی برداشتند به طوری که بر اثر همان جراحات وارده ، از دنیا رفتند .


یکی ، سوار بن منعم نهمی که اسیر شد و بعد از شش ماه بر اثر همان زخم ها ، به شهادت رسید .


دوم : موقٌع بن ثمامه صیداوی که اسیر شد و به منطقه ای به نام (زاره) تبعید شد و یک سال بعد ، از دنیا رفت .


8_ کسانی که در عاشورا ، به همراه پدرشان شهید شدند .


هفت نفر در کربلا به شهادت رسیدند ، در حالی که پدرانشان نیز در آن جا حاضر بوده و به فیض شهادت نائل آمدند .


آن هفت نفر عبارتند از علی بن الحسین (علی اکبر) ، علی اصغر ، عمر بن جناده ، عبدالله بن یزید ، عبیدالله بن یزید ، عائذبن مجمٌع و عبدالرحمن بن مسعود .


اما دو نفر در کربلا شهید شدند ، و پدرشان در کوفه به شهادت رسید و آن دو نفر ، عبدالله و محمد ، فرزندان مسلم بن عقیل بودند که حضرت مسلم در کوفه شهید شد .


یک نفر هم در کربلا در رکاب امام حسین «ع» به شهادت رسید ، در حالی که پدرش در جنگ صفین در رکاب امام علی «ع» به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و آن یک نفر ، عمار بن حسان طائی بود .


9_ برادرانی که در روز عاشورا شهید شدند .


حضرت ابوالفضل ، عثمان ، جعفر ، ابوبکر و عبدالله به همراه حضرت امام حسین «ع» شش برادر از بنی هاشم بودند .


البته از برادران بنی هاشم ، غیر از آنها نیز بودند : ابوبکر ، قاسم و عبدالله از فرزندان امام حسن مجتبی «ع» مسلم ، عبدالرحمن و جعفر از فرزندان عقیل بن ابی طالب ، (علی اکبر و علی اصغر نیز از فرزندانامام حسین «ع» بودند) از غیر بنی هاشم هم برادرانی وجود داشتند که عبارتند از : قاسط ، کردوس و مقسط که از فرزندان زهیر تغلبی به شمار می رفتند .


ابراهیم و محمد نیز دو برادر بودند که فرزندان مسلم بن عقیل نامیده میشدند و به این افراد عون و محمد را نیز می توان اضافه کرد که دو فرزند عبدالله بن جعفر طیار بودند .


عبدالله و عبیدالله که فرزندان یزید عبدی بودند نیز ، با هم برادری داشتند .


عبدالله و عبدالرحمن نیز دو برادر و فرزند عروه غفاری بودند .


نعمان و حلٌاس نیز دو برادر بوده و فرزندان عمرو راسبی هستند .


سعد و ابوالحتوف هم دو برادر از حارث انصاری بودند .


البته دو برادر هم بودند که از طرف مادر با یکدیگر برادری داشتند به نامهای مالک و سیف جابری .


10_ کسانی که در کربلا شهید شدند و مادرشان در خیمه بود .


نه نفر در کربلا به شهادت رسیدند به طوری که مادرشان در خیمه ها حضور داشتند .


اول :علی اصغر ، که مادرش رباب ، همسر امام حسین «ع» بود .


دوم : عون بن عبدالله بن جعفر طیار که مادرش زینب کبری «س» بود .


سوم : قاسم بن حسن «ع» که مادرش رمله در خیمه بود .


چهارم : عبدالله بن حسن «ع» که مادرش دختر شلیل بجلیٌه بود .


پنجم : عبدالله بن مسلم که مادرش رقیه دختر امام علی «ع» بود و در خیمه حضور داشت .


ششم : محمد بن ابی سعید بن عقیل که خردسالی هفت ساله بود و مادرش هم در کربلا حضور داشت .


هفتم : عمر بن جناده که مادرش به او دستور داد ، برای یاری امام حسین «ع» بجنگد .


هشتم : مادر عبدالله کلبی که در آن واقعه حضور داشت .نهم : علی بن الحسین «ع» (علی اکبر) که مادرش لیلا در خیمه حاضر بود .


11_ خردسالانی که در کربلا شهید شدند .


در کربلا ، پنج نفر خردسال به شهادت رسیدند :


اول : علی اصغر ، دوم : محمد بن ابی سعید ، سوم : قاسم بن حسن «ع» ، چهارم : عبدالله بن الحسن «ع» و پنجم : عمر بن جناده انصاری .


12_ شهدایی که امام حسین «ع» بعد از شهادتشان ، به ستایش از انها پرداختند .


ده نفر از شهدای کربلا ، کسانی بودند که وقتی به شهادت رسیدند ، امام حسین «ع» بالای سر و بدن مطهرشان آمد و از آنها تجلیل کرد :


اول : علی بن حسین «ع» (علی اکبر) ، دوم : حضرت ابوالفضل «ع» ، سوم : قاسم بن حسن «ع» ، چهارم : عبدالله بن حسن «ع» ، پنجم : علی اصغر «ع» ، ششم : مسلم بن عوسجه ، هفتم : حبیب بن مظاهر ، هشتم : حر بن یزید ریاحی ، نهم : زهیر بن قین و دهم : جون ، غلام ابوذر .


13_ شهدایی که امام حسین «ع» بعد از شهادتشان به طرف محل شهادتشان رفتند .


هفت نفر از شهدای کربلا ، کسانی بودند که وقتی به شهادت رسیدند ، امام حسین «ع» خود را بالای بدن بی جان آنها رساندند .


اول : مسلم بن عوسجه ، دوم : حبیب بن مظاهر ، سوم : حربن یزید ریاحی ، چهارم واضح رومی یا به قولی اسلم ترکی ، پنجم : حضرت ابوالفضل العباس «ع» ، ششم : علی بن الحسین «ع» علی اکبر و هفتم : قاسم بن حسن «ع» .


14_ کسانی که در حال نبرد ، اعضای بدنشان قطعه قطعه شد .


سه نفر در روز عاشورا در هنگام جنگ ، آنچنان متحمل ضربات سنگین شدند که در موقع جنگ ، اعضای بدنشان از پیکرشان جدا شد .


اول : حضرت ابوالفضل العباس «ع» که دست راست و سپس دست چپ ایشان از بدن جدا شد .


دوم : علی بن حسین (علی اکبر) «ع» که ضربه ی شدیدی به سر مبارکشان خورد و شکافته شد و بدنشان با شمشیر دشمنان که ایشان را محاصره کرده بودند ، قطعه قطعه شد .


سوم : عبدالرحمن بن عمیر که دست او و ساق پایش قطع شد و سرش نیز از بدن جدا کردند و به طرف امام «ع» انداختند .


15_ شهدایی که سر مبارکشان بعد از قطع کردن به طرف امام «ع» انداختند .


در روز عاشورا سه سر را ، از بدن سه شهید جدا کردند و به طرف امام «ع» پرتاب نمودند :


اول : سر عبدالله بن عمیر کلبی ( مادرش سر فرزندش را به طرف دشمن پرتاب نمود) .


دوم : سر عمر بن جناده .


سوم : سر عابس بن شبیب شاکری .


16_ تنها زنی که در روز عاشورا شهید شد .


در روز عاشورا ، یک زن در کاروان امام حسین «ع» به شهادت رسید و آن زن ، ام وهب همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود .


17_ در روز عاشورا ، دو زن با سپاه دشمن مبارزه کردند .


در روز عاشورا ، دو زن به نامهای ام عبدالله بن عمیر و ام عمر بن جناده ، از خیمه ها خارج شدند و با سپاه دشمن جنگیدند و به دستور امام به خیمه ها باز گشتند .


18_ زنانی که به هنگام شنیدن خبر شهادت عزیزانشان ، از خیمه خارج شدند .


در روز عاشورا پنج زن از خیمه ، بیرون آمدند که یا به طرف دشمن هجوم آوردند و یا اینکه بعد از شنیدن خبر شهادت عزیزانشان ، فریاد و ناله سر دادند :


اول : کنیز مسلم بن عوسجه که با شنیدن خبر شهادت مسلم بن عوسجه ، فریاد میزد و می گفت : ای آقای من !


دوم : ام وهب همسر عبدالله کلبی که تنها زن شهیده روز عاشورا است .


سوم : ام عبدالله که برای در گیری با افراد سپاه دشمن ، از خیمه خارج شد .


چهارم : ام عمر بن جناده .


پنجم : حضرت زینب کبری «س» که بعد از شهادت حضرت علی اکبر «ع» با صدای بلند و گریه فرمود : ای پسر برادرم ! وخود را روی بدن مطهر علی اکبر انداخت و امام حسین «ع» ، آن بانوی بزرگ را به سوی خیمه ها برد .


19_ خانواده هایی که شوهرانشان داوطلبانه به یاری امام حسین «ع» نرفته بودند .


آنها در کوفه باقی ماندند و با دیگر اسرا به شام نرفتند ، زیرا خویشاوندان آنها که در کوفه زندگی میکردند ، نزد ابن زیاد از آنها شفاعت کردند و در همان کوفه ماندگار شدند .


20_ خردسالانی که بعد از شهادت امام حسین «ع» به شهادت رسیدند .


دو خردسال در روز عاشورا ، بعد از شهادت امام حسین «ع» شهید شدند :


یکی ابراهیم بن مسلم و دیگری محمد بن مسلم که هر دو از فرزندان مسلم بن عقیل بودند .


گفته می شود که ابن سعد برای آوردن سر آن دو نوجوان ، جایزه ی هزار درهمی ، تعیین کرده بود و آنها به خانه ی همسر عبدالله بن قطبه ی طائی پناه آوردند .


زن به شوهر خود ، ماجرا را تعریف کرد تا آن دو پسر را به مدینه بفرستد ، واز جاسوسان ابن سعد در امان بمانند ، ولی عبدالله بن قطبه طائی به جای این که آن دو را به مدینه بفرستد ، گردن زد و به نزد ابن زیاد برد تا جایزه بگیرد ولی ابن زیاد گفت : اگر آنها را سالم می آوردی ، به تو جایزه می دادم .


منبع : کتاب : مقتل نمونه ، مؤلف : علی اکبر میرزایی