نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

ادامه مطلب نماز
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٧
 

ادامه مطلب نماز  


او در جایی دیگر خاطر نشان می سازد زرتشتیان شبانه روزی پنج بار نماز و پرستش خدای یگانه به جای آورند. نخست از سپیدی بامداد تا نیمروز (گاه هاون) دوم از نیمروز تا سه ساعت از نیمروز گذشته (گاه رپتون). سوم از سه ساعت از نیمروز ذشته تا پیش از تیرگی شام (گاه ازیرن). چهارم از تیرگی شام تا نیمه شب (گاه ایوه سزیترم). پنجم از نیمه شب تا سپیدی بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.[1]
در آئین مزدیسنی از این نمازها سه نماز از همه مهم تر و معروف تر است. زرتشتیان قبل از هر چیز آن را به اطفال خود یاد می دهند. و در تمام قسمت های اوستا از این سه نماز، مکرر نام برده که عبارتند از:
1ـ یتا اهوو ئیریو: یعنی به همان اندازه که سرور جسمانی (پادشاه) نیرومند است; سرور روحانی به واسطه داشتن صفات راستی و پارسایی خود، همچنان تواناست. بخشش فرشته بهمن از آن کسی است که فقط برای خدا کار کند و فیض قدرت الهی شامل کسی است که پاسبان بینوایان و حامی درویشان باشد.
2ـ اشم و هو: یعنی راستی بهترین نیکی و سعادت است. سعادت از آن کسی است که راست و خواستار بهترین راستی باشد.
3ـ نیگهه ها تام: یعنی فردا اهورا آگاه است از زنان و مردانی که در ستایش او هستند، به این گونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزکاریشان درود می فرستیم.[2]
اکنون بحث در این باب را با سخن یکی از همین نویسندگان زرتشتی به پایان می بریم، او در پاسخ به این سؤال اینکه چرا باید نماز بخوانیم؟ می گوید: «شبانه روزی چند بار باید نماز کرد و نامه خدا را خواند تا آنچه اهورا مزدا فرموده به یاد و به جای آوریم و منش (اندیشه) و گوشن (گفتار) و کنش (کردار) خویش را برابر فرموده اهورا مزدا پاک و راست داشته گمراه نگردیم.»[3] این سخن مشابه آنچه در قرآن در مورد نماز گفته شده، می باشد. یعنی آیه «اقم الصّلوه لذکری»[4] نماز را به خاطر یاد من بپادار «انّ تنهی عن الفحشاء و المنکر»[5] «بدرستی که نماز انسان را از کارهای زشت و ناروا باز می دارد.»
2ـ جایگاه نماز در آئین یهود
در این باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترین منبعی که خبر از گذشتگان داده است شواهدی را درباره نماز در شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ خواهیم آورد. سپس از مضمون چند روایت از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهیم کرد و در پایان هم به مطالبی از کتاب تورات (عهد عتیق) و نویسندگان و مورّخان صاحبنظر استشهاد می کنیم.
وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت و در تاریکی و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد کرد و به خاطر سختی ها و مشکلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود که: «اننی انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذکری»[6] یعنی همانا من اللّه هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد من بپادار. در این آیه پس از بیان عبادت خدای یکتا به حضرت موسی مسأله نماز یاد آوری شده است. در آیه ای دیگر به موسی و برادرش هارون دستور داده شده که: «شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید و خانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز به پا دارید.»[7] در این آیه هم، خطاب به موسی و هارون به پا داشتن نماز مطرح گردیده است.
همچنین قرآن در آیه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پیمانی که از بنی اسرائیل گرفته شده نماز را به عنوان یکی از ارکان و موادّ این پیمان شمرده است». «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدین احساناً... و اقیموا الصلوه» و هنگامی که از بنی اسرائیل ما پیمانی گرفتیم که جز او را نمی پرستید و به پدر و مادر نیکی کنید.. و نماز را به پا دارید. این آیه به طور آشکار از نماز به عنوان میثاق و پیمانی یاد کرده که از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند یکتا و نیکی به پدر و مادر و غیره گرفته شده است، که این خود بیانگر اهمیت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شریعت آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است. طبری در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی را نقل می کند از قول امام باقر ـ علیه السلام ـ که فرمودند: «احبار یهود و منافقین، مردم را به اقامه نماز و دادن زکات فرمان می دادند ولی خود انجام نمی دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها که با مسلمانان تصدیق کننده پیامبر باشند و اقامه نماز کنند و...»[8]
در تأیید این مطالب که یهودیان باید نمازهایشان را در معابد شان اقامه کنند در کتاب «گنجینه تلمود»[9] آمده است که: «علاوه بر عبادت ها و نمازهای فردی و خصوصی که انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند که افراد موظّف هستند در آن شرکت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته هایی مورد تأیید قرار گرفته است. که در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می گیرد که در کنیسه خوانده شود.»[10] و درباره برگزاری نماز جماعت در کنیسه گفته شده است «هر آن کس که در شهر او کنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی رود وی را همسایه بد می خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نکوهش و مذمت قرار می دهد.»[11]
بعد از بیان آیاتی چند از کلام اللّه مجید درباره نماز در آئین یهود، در روایاتی هم که از ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می کند که به بیان چند مورد از آن ها اکتفا می کنیم. از جمله، روایتی است در ارشاد القلوب دیلمی که می گوید: «خداوند سبحان به حضرت موسی بن عمران ـ علیه السلام ـ وحی فرمود: ای موسی!... اگر ببینی آن کسانی را که نماز می خوانند در تاریکی شب و خود را به من نزدیک می نمایند به حدی که گویی مرا می بینند و با من خطاب و تکلّم می کنند، من به آن ها جلال و عزّت می دهم.»[12] و نیز در روایتی دیگر آمده است که خداوند به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «علیک بالصلوه فانّها لی به مکان و لها عهد وثیق»[13] «بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاصّ نزد من دارد و نزد من پیمانی محکم دارد.»
در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در کتاب اشعیا فصل چهل و پنجم آیه 24 معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است که رکوع و سجود و تشهد و خم کردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض کرده و می کنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می کنند، زیرا که مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.[14]
در پایان این بحث به نمونه ای از دعاهایی که دانشمندان تلمود نقل کرده اند و اکنون بخشی از نماز آنهاست اشاره می کنیم. «ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلّق گیرد که به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت، پر از نیکی و رحمت، آکنده از برکت، با معیشت و روزی حلال، همراه با تندرستی و نیروی جسمانی، قرین با ترس از خطای عمری که در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزّت و سعادت، که در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر کند، و تو در آن، همه آرزوهای قلبی ما را به خوبی و خوشی بر آورده سازی».[15]
بالاخره در کتاب گنجینه تلمود چنین نتیجه گیری شده: «دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگتر و والاتر از در خواستی برای رفع احتیاجات مادّی می دانند در عین حال که تقاضای زندگی جسمانی را از یاد نبرده اند. ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ای برای ارتباط با خدا و گسترش پاک ترین و عالی ترین احساسات و انگیزه های طبیعی انسان به کار می برند. در نظر ایشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی روحانی است برای افزودن قدرت روان، بدین نیّت که روح، نیروی فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.[16]» از مجموع آنچه گفته شد به خوبی می توان دریافت که نماز در آئین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده که توسّط حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به مردم ابلاغ شده است. و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.
3ـ جایگاه نماز در آئین مسیحیت
در این باب نیز همچون باب گذشته ابتدا به نمونه هایی از آیات و روایات در ارتباط با موضوع نماز در این شریعت آسمانی خواهیم پرداخت و سپس شواهدی را از کتاب انجیل مقدّس (عهد جدید) آورده و از نظر چند تن از مورّخان و نویسندگان صاحب نظر در این باب بهره خواهیم گرفت.
امّا قرآن در آیات متعدّدی چندین بار از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ سخن به میان آورده است. آنگاه که مریم پاکدامن طبق قدرت و به معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی را به دنیا آورد. این وضع موجب شگفتی و حتّی باعث تهمت ناروا به او گردید که در این هنگام مریم به فرمان خدا سکوت کرد تنها کاری که انجام داد این بود که اشاره به نوزادش کرد و افراد ماجرا جو را به طرف گهواره عیسی ـ علیه السلام ـ ارجاع داد. امّا این کار بیشتر تعجّب آن ها را برانگیخت و برخی آن را حمل بر سخریه گرفته و خشمناک شدند ولی این حال چندان به طول نکشید، چرا که آن نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: «انّی عبداللّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مبارکا این ما کنت و اوصانی بالصلاه و الزکاه ما دمت حیّاً»[17] به درستی که من بنده خدایم به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است، مرا هر کجا باشم مایه برکت گردانید و تا زنده ام به زکات و نماز سفارش کرد.


[1]. آئینه آئین مزدیسنى / 41


[2]. یکتا پرستى در ایران باستان / 353 به همین مطلب هاشم رضى در کتاب زرتشت و تعالیم او / 132 اشاره کرده است.
[3]. آئینه آئین مزدیسنى / 45
[4]. سوره طه / 14
[5]. سوره عنکبوت / 45
[6]. سوره طه / 14
[7]. سوره یونس / 87
[8]. جامع البیان فى تفسر القرآن /1/ 203
[9]. تلمود به معنى تعلیم دیانت یهود و آداب آنهاست و در تاریخ ادبى و فکرى قوم یهود کتاب تلمود بزرگترین و جامع ترى کتاب شمرده شده است که این کتاب در قرن پنج میلادى «یوخاس» نامى از روحانیون و خاخام هاى یهود و با همکارى کاهنان یهودى دو کتاب «میشنا و گمارا» را با هم ترکیت و تلفیق کردند و چند کتاب کوچک دیگر به ان افزودند و در نتیجه کتاب ترکیبى را به نام تلمود خواندند. (به نقل از کتاب سیر تحوّل دین یهود و مسیحیّت صفحه 169).
[10]. گنجینه تلمود / 103
[11]. همان مدرک / 103
[12]. ارشاد القلوب دیلمى / 2 / 19
[13]. تحف العقول / 492
[14]. همان مدرک / 227
[15]. همان مدرک به نقل از (براخوت، 16 ب)
[16]. گنجینه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106
[17]. سوره مریم / 30

در این آیه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ پس از بیان این که فرستاده خداست و کتاب آسمانی به او داده شده از میان برنامه ها، توصیه به نماز و زکات را مطرح می کنند.
آنهم با بیان، مادامی که زنده باشم و این به خاطر اهمیّت فوق العاده این دو برنامه است چرا که این دو، رمز ارتباط خالق و خلق است. در تفسیر این آیه آمده است: این آیه دلالت دارد به این که نماز و زکات و نیکی به پدر و مادر بر امّت های گذشته واجب بوده است، پس حکمش ثابت می باشد و در هیچ شریعتی امر به آن نسخ نشده است.[1]
این آیه به خوبی مؤیّد این مطلب می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات می باشد که در شریعت آسمانی حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ نماز و اقامه آن، از واجبات مهمّی بوده که از طرف خداوند از ابتدای تولّد به آن حضرت توصیه شده بود و مادرش حضرت مریم ـ علیه السلام ـ هم از طرف فرشتگان امر به اقامه نماز شده بود. چنانچه از جمله پندهای حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در انجیل است: «به حقّ برایتان می گویم، چیزی بالاتر از نظر شرافت اخروی و یاری کننده تر بر حوادث دنیوی از نماز همیشگی نیست و چیزی نزدیک تر از آن به خداوند رحمان نیست، پس مداومت بر آن نمایید و آن را زیاد بشمرید. و هر کار شایسته ای نزدیک می کند (ما را) به خدا پس نماز به سوی او نزدیک کننده تر است و برگزیده تر در نزد اوست.»[2]
در قاموس کتاب مقدّس در بخشی تحت عنوان نماز آمده است که (نماز از جمله واجبات دینیّه همه روز تمام ملل و مذاهب است چه به صورت منفرد و چه به صورت جماعت، و مقصود از نماز، گفتگو کردن و صحبت داشتن با خدا و خواستن احتیاجات و اظهار تشکّر و امتنان برای الطاف و مراحم حق تعالی می باشد.»[3]
در قاموس کتاب مقّدس می خوانیم «روح القدس وضع و طور و طرز نماز را به ما می آموزد و جمیع انبیاء و مؤمنین و مقدّسین سلف برای نماز و دعا مشهور بوده اند. از جمله حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و موسی و یوشع و سموئیل و داود، چنانچه از تمام مزامیز، آن چنان واضح می گردد و بسیاری از اوقات، منجی ما منفردا برای دعا و نماز در صحراها می رفت.»[4]
همچنین در قاموس کتاب مقدّس در مورد فایده نماز آمده است. «فایده دعا و نماز متنّبه ساختن قوی و منوّر نمودن قلوب و ضمایر و سبب ترغیب و استحکام اعتماد و توکّل بر حضرت خالق و قادر کلّ می باشد به طوری که از آن پس امکان دارد و استدعاها و در خواست ها و تضرعات ما را مرحمت فرماید. امّا نماز خانگی که عبارت از نماز جماعتی اهل خانه باشد، سبب استحکام و تقویت و تسلّط والدین و حفظ نظامات خانوادگی شده حقایق دینی را در قلوب اطفال غرس می نماید.»[5]
مسیحیان در کنیسه هاشان کتاب مخصوص برای نماز دارند و بر حسب آن چه در آن مکتوب است نماز باید بخوانند و امّا درباره نماز ارتجالی (فرادی) که شخص مصلّی به خودی خود نماز کند این است که افکار و استدعاهای مخصوص خود را به نوع مخصوص در حضور خالق خود می آورد و البتّه در این صورت با اختلاف ظروف و حرارت نفس مصلّی، تفاوت کلّی خواهد داشت و به هیچ وجه مقیّد به قیود مخصوصه نخواهد بود. طبق معتقدات اینان، مراعات اوقات معینّه برای نماز خالی از اهمیّت نخواهد بود، چنان که یهود در ساعت سوم و ششم و نهم روز و ساعت اوّل شب و آخر شب و وقت تناول طعام نماز می گزارد. و بلندترین نمازی که مسیح به جا می آورد و نسبت به سایر نمازها اهمیّتش بیشتر است همان نماز آخری است که حضرتش با شاگردان و به جهت شاگردان خود بجا آورد که به سه قسم تقسیم می شود. اوّل دعا به جهت خودش فی نفسه، دوم دعائی که به جهت محافظت شاگردان خود فرمود، سوم دعا به جهت مؤمنین که از آن وقت تا آخر الزمان ایمان خواهند آورد.[6]
4ـ نماز و دیگر شرایع آسمانی
همان گونه که اشاره شد نماز در تمام ادیان و شرایع الهی بوده است که به برخی از سایر شرایع آسمانی اشاره می نماییم:
الف ـ نماز و حضرت آدم ـ علیه السلام ـ :
در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه: «فتلقّی حضرت آدم من ربّه کلمات»[7] روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده که در فرازی از آن تصریح شده به این که «حضرت آدم پس از اقامه نماز عصر جبرئیل به او نازل شد و کلمات توبه را به اذن حق به وی تعلیم داد» و این خود نشان دهنده این معنی است که نماز از جانب خداوند به عنوان عبادتی بزرگ در زمان حضرت آدم ابوالبشر ـ علیه السلام ـ مطرح بوده است و شریعت آن حضرت از نماز خالی نبوده است.[8]
همچنین مرحوم شیخ حرّ عاملی ـ رحمه الله ـ در کتاب شریف «وسایل الشیعه» روایتی را از قول امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می کنند که چون حدیث، مفصل می باشد فرازهایی از ترجمه آن را نقل می کنیم: «زمانی که حضرت آدم ـ علیه السلام ـ از بهشت، هبوط نمود نشان (خال) سیاهی تمام بدنشان را فرا گرفت. پس اندوه حضرتش زیاد شد و بر آنچه آشکار شده بود گریست. جبرئیل آمد و گفت چرا گریه می کنی؟ ای حضرت آدم! گفت: از این خال و نشان سیاهی که در من آشکار شده است گفت: ای حضرت آدم! نماز بخوان این زمان، نماز اولی است پس حضرت نماز را به جا آوردند پس نشان سیاه از سر آن حضرت به گردنشان رسید. بعد دوباره جبرئیل آمد و گفت حال زمان نماز دوم است پس حضرتش نماز دوم را اقامه نمود. نشان سیاه به قسمت شکم آن حضرت رسید (جای ناف) و همین طور بعد از نماز سوم به زانوها و بعد از نماز چهارم به پاها و پس از خواندن نماز پنجم به کلّی نشان و خال سیاه از بین رفت آنگاه جبرئیل گفت: ای حضرت آدم! مثل فرزند تو به این نماز، مانند مثل توست به این نشان و خال سیاه، از فرزندان تو آن کسی که در هر شبانه روز نمازهای پنجگانه را بخواند از گناهانش رهایی می یابد. همانگونه که تو از این نشان و خال سیاه رهایی یافتی.[9]
ب) نماز و حضرت نوح ـ علیه السلام ـ :
مرحوم مجلسی (رحمه الله) در بحار الانوار روایتی را از امام باقر ـ علیه السلام ـ نقل می کنند که در آن، حضرتش در مورد شریعت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ می فرمایند: «شریعت حضرت نوح ـ علیه السلام ـ، این بود که خدا را به یگانگی و خالصانه و بدون این که شریک برای او قائل شوید بپرستید همان فطرت و سرشتی که بر آن، مردم را آفرید و خداوند، او را به نماز و امر و نهی و حلال و حرام و... فرمان داد.»[10] در این روایت، آشکارا امام پنجم ـ علیه السلام ـ نماز را از دستورات مهمّی بر می شمرند که خداوند پس از مسأله توحید، آن را به پیامبرش حضرت نوح ـ علیه السلام ـ متذکّر می شود و این خود نشانگر مرتبه والایی است که این عبادت بزرگ در نزد خداوند دارد.
ج) نماز و حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ :
از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایتی نقل شده است که ایشان از مسجد سهله در کوفه به عنوان خانه حضرت ادریس پیامبر ـ علیه السلام ـ یاد کرده که در آن خیّاطی می کردند و نماز می خواندند. روایت در جلد 11 بحارالانوار آمده است: «عن الصّادق ـ علیه السلام ـ قال: اذا دخلت الکوفه فأت مسجد السهله فصلّ فیه و اسأل اللّه حاجتک لدینک و دنیاک فانّ مسجد السهله بیت حضرت ادریس النّبی ـ علیه السلام ـ الّذی کان یخیط فیه و یصلّی فیه و من دعا اللّه فیه بما احبّ قضی له حوائجه». «هنگامی که وارد کوفه شدی پس به مسجد سهله برو و در آن نماز بخوان از خداوند حاجت دنیوی و اخروی خود را بخواه زیرا مسجد سهله خانه حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ بوده که او در آنجا خیاطی می کرد و نماز می خواند و کسی که خدا را در آنجا بخواند، حاجت‌هایش برآورده می شود.»[11]
د) نماز و حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ :
حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ که قهرمان توحید است، کعبه را به فرمان خدا ساخت. در پایان این کار بزرگ رو به درگاه الهی نمود و چنین با خداوند به راز و نیاز پرداخت: «ربّنا انی اسکنت من ذرّیّتی بوادغیر ذی زرع عند بیتک المحرّم ربّنا لیقیموا الصّلوه»[12]. «پروردگارا من برخی از فرزندانم را در سرزمین بی آب و علفی در کنار خانه ای که حرم تو است ساکن ساختم تا نماز را بر پای دارند.» در این آیه حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ غرض از اسکان اسماعیل و مادرش هاجر را مسأله نماز مطرح می کند و در فراز دیگری از دعاهایش می گوید: «ربّ اجعلنی مقیم الصّلوه و من ذریّتی ربّنا و تقبّل دعاء»[13] پروردگارا مرا برپا کننده نماز قرار ده و همچنین نسل مرا نماز گزار قرار ده و در خواست می کند که دعایش را بپذیرد.»
هـ) نماز و حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ :
قرآن در آیه 54 سوره مریم پس از این که حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ به عنوان پیامبر و نبی سخن می گوید و برخی از ویژگی های او را به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گوشزد می کند به این که آن حضرت صادق الوعد (در وعده‌هایش صادق بوده) و پیامبری عالی مقام است می فرماید: «و کان یأمر اهله بالصّلوه و الزکاه و کان عند ربّک مرضیّاً» «و او (حضرت اسماعیل ـ علیه السلام ـ) همواره خانواده اش را به نماز و زکات فرمان می داد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.» و ما مشابه همین فرمان را خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم: «و امر اهلک بالصّلوه و اصطبر»[14] یعنی خانواده خود را به نماز دعوت کن و بر انجام نماز، شکیبا باشد.


 

[1]. الجامع الاحکام القرآن /11/ 103
[2]. نحف العقول / 508
[3]. قاموس کتاب مقدّس / 887
[4]. کتاب مقدّس (عهد جدید) / 384
[5]. همان مدرک / 385
[6]. قاموس کتاب مقدّس / 889
[7]. بقره / 35، یعنى پس آدم از پروردگارش کلمات را فرا گرفت.
[8]. تفسیر القمى / 1 / 37 و 38
[9]. وسایل الشیعه / 3 / 9 و 10
[10]. همان مدرک / 11 / 331
[11]. بحار الانوار / 11 / 280
[12]. سوره ابراهیم / 37
[13]. همان مدرک / 40
[14]. سوره شعراء / 214

 

و جالب تر این که خداوند در پایان آیه اشاره می کند که حضرت اسماعیل با انجام این دو وظیفه و سایر کارهایش، رضایت خداوند را جلب نموده است. یعنی اینگونه برداشت می شود که از جمله کارهایی که جلب رضایت خداوند را می کند اقامه نماز و خانواده خود را به نماز فرا خواندن است.
و) نماز و حضرت اسحاق و یعقوب ـ علیهما السلام ـ :
خداوند در قرآن از جمله موهبت های مهمّی را که به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ داده، داشتن فرزندان صالح و نسلی برومند و شایسته است آنجا که می گوید: «و وهبناله اسحاق و یعقوب نافله و کلاّ جعلنا صالحین و جعلنا هم ائمّه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصّلوه و ایتاء الزکاه و کانوا لنا عابدین»[1] و به او (حضرت ابراهیم) اسحاق و علاوه بر او یعقوب را بخشیدیم و همه آن ها را مردانی صالح قرار دادیم و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت می کنند و انجام کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و ادای زکات را به آن ها وحی نمودیم و آن ها هم به عبادت ما پرداختند.
ز) نماز و حضرت داود ـ علیه السلام ـ :
برای تأیید این که حضرت داود ـ علیه السلام ـ هم به اقامه نماز اهتمام و توجّه خاص داشته اند. روایتی را که از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ به دست ما رسیده نقل می کنیم: «حضرت داود ـ علیه السلام ـ گفت: خدای را بسیار عبادت می کنم و بسیار او را می خوانم به اندازه ای که کسی مانندش را هرگز انجام نداده پس وارد محراب نمازش می شد و عبادت می کرد.»
ح) نماز و حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ :
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه 30 سوره ص «و وهبنا لداود سلیمان نعم العبدانّه اوّاب» روایتی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می کند که آن حضرت می فرمایند: «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ اسب ها را دوست می داشت. روزی مشغول سان دیدن از اسب ها شد و به نظاره آن ها سر گرم گردید تا این که خورشید غایب شد و نماز عصرشان فوت گردید. پس حضرت را غم و ناراحتی شدیدی فرا گرفت لذا از خداوند درخواست نمودند که خورشید را بر او برگرداند تا این که نماز عصر را بخواند. پس خداوند بلند مرتبه خورشید را باز گرداند تا نماز عصرشان را خواندند.»[2]
این حدیث با آیات 30 تا 33 سوره «ص» قابل تطبیق است. «یاد کن وقتی را که بر او اسب های بسیار تند رو و نیکو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازدید اسبان پرداخت برای جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند) در آن حال گفت (افسوس) که من از علاقه و حبّ (اسب های) نیکو از ذکر و نماز خدا غافل شدم تا آن که آفتاب در حجاب شب رخ بر تافت. آنگاه خطاب کرد که (به امر خدا) آفتاب را بر باز گردانید.» این آیه و روایت، بیانگر اهمیّت فوق العاده این فریضه الهی در نزد حضرت سلیمان بوده است و به اندازه ای که یک نماز عصرش که به دلیلی از او فوت می شود از خداوند در خواست باز گرداندن خورشید را می کند تا آن نماز فوت شده را در وقت خصوص به خود بخوانند.
ط) نماز و حضرت یونس ـ علیه السلام ـ :
خداوند در سوره صافات به جریان زندگی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ اشاره می کند که آن حضرت چون از تبلیغ نمودن در میان قوم خود مأیوس شد و به سوی کشتی پری فرار نمود که طبق روایات ماهی بزرگی راه راه بر کشتی می گیرد و دهان باز کرده گویی غذایی می طلبد. سر نشینان کشتی گفتند به نظر می رسد گناهکاری در میان ماست که باید طعمه این ماهی شود لذا چاره ای جز قرعه زدن نبود که وقتی قرعه زدند نام یونس در آمد، سپس ماهی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ را بلعید در حالی که مستحقّ ملامت بود.
مراد ما از بیان این جریان، همان دنباله این آیات است که می گوید: «فلو لا انّه کان من المسبّحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون»[3] اگر او از تسبیح کنندگان نبود تا روز قیامت در شکم ماهی می ماند. در ذیل این آیه مرحوم طبرسی در تفسیر شریف مجمع البیان از قول قتاده می فرمایند: «نقل شده که منظور از تسبیح و ستایش یونس، نماز او بوده است».


[1]. سوره انبیاء / 71. 72
[2]. بحار الانوار / 98 و 92
[3]. سوره صافات / 144