نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

آیا سرنوشت آسیه همسر فرعون مشخص هست؟
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٥
 

آیا سرنوشت آسیه همسر فرعون مشخص هست؟

هنگامى که موسى(ع) به مقام نبوت رسید به مصر بازگشت

و به دعوت فرعون و قوم بت پرست او پرداخت، آسیه به وى

 گروید و به خداى جهان ایمان آورد ولى ایمانش را از فرعون

پنهان داشت.


او سالها خداوند یکتا را پرستش کرد و تحت رهبرى موسى(ع)

ایمان خود را نگاه داشت ولى سرانجام رازش فاش شد و

شوهر ستمگرش فرعون را سخت آشفته ساخت. فرعون

 نخست سعى کرد ملکه را از آن کار باز دارد. براى انصراف

او از هر درى وارد شد و به هر وسیله اى متوسل گردید.گاهى او را تهدید مى کرد و زمانى با تطمیع و وعده‌هاى دلفریب و شیرین دلگرم مى ساخت. اما همه این کارها بیهوده بود. آسیه دل به خدا داده بود؛ خدایى که موسى آن کودک از آب گرفته را که خود پرورش داده بود به مقام نبوت رسانده و با یَدِ بیضا و عصاى کذایى که بزرگترین معجزه موسى پیغمبر خدا بود، ماءمور هدایت و راهنمایى فرعون کرده بود.
او جز ایمان به خداى خالق جهان و دارنده آسمانها و زمین و آفریننده کوهها و دشتها و دریاها و جلگه ها و جنگلها و همه چیز و آنچه موسى مى گفت، چیزى نمى شناخت. نه از فرعون هراسى به دل مى گرفت و نه از اینکه ملکه نیل است و همسر آن ستمگر جبار و بى دین مى باشد، خشنود بود.
او فقط به یک چیز مى اندیشید،به هدایت فرعون تا مانند خود وى سرانجام به خداى حقیقى ایمان بیاورد و دست از ظلم و ستم و تباه ساختن مردم محروم و بى پناه بردارد ولى فرعون راهى درپیش گرفته بود که بازگشت نداشت.
کسى که دعوى خدایى، آن هم بزرگترین خدا را دارد و ما فوقى براى خود تصور نمى کند،چگونه حاضر مى شود به فرمان موسى گردن بنهد وخود را از مسند خدایى پائین بیاورد و مانند یک فرد معمولى بگوید: خدایا! مرا بیامرز؟!
فرعون ، عاقبت آسیه را میان ایمان به خدا و اطاعت از خود آزاد گذاشت تا یکى از آنها را برگزیند: یا دل به موسى و سخنان او بدهد و آماده هرگونه پیشامد سوء و شکنجه باشد و یا به صورت همان ملکه نیل و بانوى اول مصر باقى بماند و بت بپرستد و فرعون را خداى خدایان بداند!
آسیه ایمان به خدا و موسى را برگزید و از اعتقاد روشن خود دست برنداشت. او که با دیدن معجزات موسى از صمیم دل ایمان به خالق جهان آورده بود و مى دانست که فرعون مردى ستمگر و در عین حال ضعیف و خودکامه است و دعوت انبیا واقعیت دارد، سرانجام زندگى مجلل دربار مصر و کاخ پرشکوه فرعون را که روزى مانند فرعون ، زوال پذیر خواهد بود، با آنچه در نزد خداست و باقى و پایدار است ،معاوضه کرد و تن به هر گونه پیشامدى دادکه در انتظارش بود!
فرعون نیز که از سعى خود نتیجه اى نگرفت ، دستور داد آسیه را به چهار میخ بکشند. هنگامى که آسیه را به میخ کشیده بودند، سنگى بزرگ بر سرش ‍ کوفتند و بدینگونه به زندگیش پایان دادند. در لحظه اى که آسیه شکنجه مى شد با خدا راز و نیاز مى کرد. سخن او را در آن حالت دردناک و در زیر شکنجه ، قرآن بدینگونه نقل مى کند:
«وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»(التحریم/11)
و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه‌ای برای من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایی بخش!»آسیه در زیر شکنجه هاى جانکاه فرعون جان داد ولى نامش در تاریخ ‌جهان و قرآن کتاب آسمانى ما به عنوان یکى از زنان بزرگ و کم نظیر عالم ،جاوید ماند.[1]

 

 

پی نوشت:
[1]. زن در قرآن، على دوانى. ص 41 به بعد...