نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

در ادامه اومانیسم
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱۱
 

 

متفکراعتقاد، نماد، شعار

بیشتر افراد نگاه مثبتی به اومانیسم یا بشرنگاری دارند. آنها فکر میکنند که این اعتقاد شامل نوع دوستی، برادری و... است. در حالی که اومانیسم با آفرینش انسان توسط انسان مخالف است. اگر در یک واژهنامهی عادی معنای این واژه را نگاه کنید به این تعریف برمیخورید:

نظام فکری مثبتی بر ارزشها، خصایص و اخلاقیاتی که پنداشته میشود فارق از هرگونه قدرت ماوراالطبیعی، درون انسان وجود داشته باشند.


متفکراعتقاد، نماد، شعارمتفکرمتفکرمتفکرمتفکرمتفکر

بیشتر افراد نگاه مثبتی به اومانیسم یا بشرنگاری دارند. آنها فکر میکنند که این اعتقاد شامل نوع دوستی، برادری و... است. در حالی که اومانیسم با آفرینش انسان توسط انسان مخالف است. اگر در یک واژهنامهی عادی معنای این واژه را نگاه کنید به این تعریف برمیخورید:

نظام فکری مثبتی بر ارزشها، خصایص و اخلاقیاتی که پنداشته میشود فارق از هرگونه قدرت ماوراالطبیعی، درون انسان وجود داشته باشند.

کرلس سامنت مینویسد:

اومانسیم معتقد است که طبیعت سراسر از حقیقت ساخته شده، ماده و انرژی اساس جهان را تشکیل می­دهند و ماوراالطبیعه وجود ندارد. غیر معنا بودن ماورااطبیعه به این معنا است که اولا در سطح بشری، انسانها دارای روح غیرمادی و جاودان نیستند، و ثانیا در سطح جهانی، عالم صاحب خدای غیرمادی و فناناپذیر نیست.



از جمله عاقیدی که اومانیسم به آن معتقد است:

انسان نسبت به هیچ قدرتی نسبت به خود مسئولیتی ندارند.

عقیده به خداوند موجب عدم پیشرفت افراد و جوامع شده است.

اولین بیانیه اومانیسم:

- اومانیستهای مذهبی، جهان را وجودی خود به خود میپندارند و به آفرینش ایمان ندارند.

- اومانیسم معتقد است انسان جزیی از طبیعت است و در نتیجهی فرایند ممتد پدیدار شده است.

- اومانیسم با عقیده بر یکپارچگی حیات، دوگانگی ذهن و روح را رد میکنند.

- اومانیسم معتقد است تمدن و فرهنگ مذهبی بشر به طور واضح در علوم انسان شناسهی تاریخ ترسیم گردیدهاند محصول طبیعی کنش و واکنشها انسان با محیط طبیعیفردی که در محیط فرهنگی خاصی متولد میشود تا حدود بسیاری از آن الگو میپذیرد.

- اومانیسم ادعا می-کند آنچه توسط دانشمندان نوین به عنوان ماهیت جهان ترسیم شده هرگونه ضمانت ماوراالطبیعه بودن ارزشهای انسانی را غیرقابل قبول میکند...

- ما مجاب شدهایم که جهان دورهی توحید، خداپرستی، مدرنیسم و انواع اندیشههای جدید را پشت سر گذاشته و میگذارد.



در واقع آنان از محیط بیرون نگاه میکنند و میگویند ما اندیشه­ای هستیم که میگوییم اندیشههای دیگر میآیند و از بین میروند. در واقع این اندیشهای است که میگویند از بقیه بالاتر است.

در مادهی یک میگوید جهان خودش به وجود آمده. در مادهی 2 میگوید انسان آفریده نشده است. در مادهی 3 میگوید انسان روح ندارد و از تماما از ماده است. در مادهی 4 منکر طبیعت خدا شده. در مادهی 5 منکر برتری خدا به انسان شده. در مادهی 6 میگوید توحید باید کنار گذاشته شود.

اومانیست یک تفکر ضد مذهبی است.

در قرآن آمده که مگر انسان نمیپندارند که ما او را از نطفهای که در شکم مادرش است آفریدیم و به او شکل دادم و سپس او را زنده میکنم پس از مرگ.

خداوند میگوید انسان بدون مسئولیت نیست و باید در روز موعود پاسخ کارهایش را بدهد و در مقابل اعمال خود مسئول است.

اومانیست در اولین بیانیهی خود معتقد است که دانشمندان و علم هم با این امر موافقند در حالی که این طور نیست. جاودانگی جهان و نظریهی تکامل به اثبات رسیده که اشتباه هستند.

دو نظریهی علمی که بیانگر انبساط جهان و محاسبهی نسبت هیدروژن به هلیم ثابت میکند که جهان شروعی داشته. نظریهی بینگ بنگ میگوید که جهان از هیچ شروع شده است. اومانیسمها بالاخره در جلوی این فرایض تسلیم گشتند.

نظریه تکامل هم که میگوید موجودات زنده خود به خود از مادهای که خود وجود نداشته به وجود آمده است با توجه به سنگوارهها رد میشد زیرا قالب موجودات از همان اول با همان خصوصیات بوده است. این گواه آفرینش است.

مادههایی هم که ادعا میکند انسانها بی دین خوشبخت ترند نیز در طی تاریخ رد شده. مثلا نظام کمونیسم اومانیسمی باعث کشته شدن هزاران نفر در جاهای مختلف جهان شده است. هم چنین نظام سرمایه داری آمریکا که اومانیسمی هست نیز در درست کردن صلح و خوشنودی ناموفق بوده است.

با تمام این استدلالها آنان هنوز بر عقید مذهبی خود پافشاری میکنند و در حال تبلیغات وسیع در این زمینه هستند.

بعد از رد شدن نظریات آنها. آنان پس از 40 سال بیانیهی دوم خود را منتشر کردند:

اومانیستها هنوز هم همانند سال 1933 م. معتقدند، توحید سنتی، مخصوصا ایمان به اینکه خدا دعا را می­شنود، زنده است، مراقب انسانهاست، دعاهایشان را درک میکند و برایشان کاری انجام میدهد، هنوز به اثبات نرسیده و منسوخ شده است. ما معتقدیم مذاهب متعصب سنتی و خودکامه که وحی، خدا، تشریفات مذهبی و دین را مافوق نیازها و تجربیات انسان می­پندارند موجب بدبختی نوع بشر گشتهاند. مابه عنوان کسانی که به توحید ایمان نداریم به انسان و طبیعت و نه به خدا توجه میکنیم.

این تعریف بسیار سطحی است و به قول بچهها مسئله را شکافت. بیانیهی دوم تنها بر اثر تعصبات جاهلانه و کورکورانهی خودشان است.

سخنان خداوند در قرآن دربارهی کافرین:



خدای شما آن خالق یگانه و یکتاست و آنان که به آخرت ایمان نمیآورند دلهاشان منکر توحید است و آنها مردمانی عصیانگر و متکبرند. به طور قطع خداوند به آن­چه که مشرکان آشکار میکنند و آنچه که پنهان می­دارند دانایی کامل دارد و بدون ترید خداوند متکبران عصیانگر را دوست نمیدارد. و چون از آنان پرسیده شود:(( پروردگارتان چه چیز نازل کرد؟)) پاسخ می­دهند:(( همان افسانهها و داستانهای قدیمی و تکراری.))

در واقع این آیه همه چیز را دربارهی رفتار آنها شرح میدهد. این در ذات کافران است. مانند خیسی که در ذات آب است و یا چربی که در ذات روغن است.