نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

نفوذ فراماسونری در صنعت نقاشی
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٤
 

 

نفوذ فراماسونری در صنعت نقاشی

 

 

ماجرای رانده شدن حضرت آدم و حوّا (ع) از بهشت و علّت آن، مورد قبول سه دین بزرگ اسلام و مسیحیت و یهود می باشد ولی آنچه که حائز اهمیت است وجود تفاوت اساسی در دلیل رانده شدن و کیفیت نقل ماجراست. که سعی بر آن شده مواردی را که نیاز به تحلیل و بررسی دارد اجمالاً به بررسی آنها بپردازیم.
هم اکنون به نقل مستقیم نظر هر یک از کتاب های (قرآن و تورات و انجیل ) می پردازیم:
نظر اسلام از متن قرآن
«به آدم گفتیم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و هر چه می خواهید از نعمت های آن گوارا بخورید»
«ولی به این درخت مخصوص نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید شد»
«سرانجام شیطان آن دو را به لغزش واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بیرون کرد»
طبق فرمایش خداوند در قرآن چون آدم خود را در برابر فرمان الهی دربارۀ خودداری از درخت، ممنوع دید و شیطان اغواگر هم که سوگند یاد کرده بود دست از گمراه کردن آدم و فرزندانش برندارد به وسوسه گری مشغول شد و چنان که از سایر آیات قرآن استفاده می شود به آدم اطمینان داد که اگر از این درخت بخورد او و همسرش فرشتگانی خواهند شد و جاویدان در بهشت زندگی خواهند نمود حتّی قسم یاد کرد که من خیر خواه شما هستم (اعراف آیه 20 و 21) »
سرانجام شیطان آن دو را به لغزش واداشت و از آنچه در آن بودند (بهشت) بیرون کرد.
در این جا سوالی که پیش می آید آن است که مگر آدم مرتکب چه گناه و عملی شد که باعث رانده شدن وی از بهشت می شود؟
از آیات ذکر شده به خوبی روشن است که اصلی ترین دلیل عدم توجّه به نهی خداوند از خوردن میوه درخت ممنوعه می باشد که باعث نزول وی از بهشت به زمین شد.
«روشن است آدم با آن مقامی که خدا در آیات قبل مورد بحث (مسجود ملائکه بودن و غیره) برای او بیان کرد مقام والایی از نظر معرفت و تقوا داشت او نماینده خدا در زمین بود، او معلّم فرشتگان بود او مسجود ملائکه بزرگ خدا گردید این آدم با این امتیازات مسلماً گناه نمی کند به علاوه می دانیم او پیامبر بود و هر پیامبری معصوم است. آنچه آدم مرتکب شد یا ترک اولی و یا به عبارت دیگر گناه نسبی بود نه گناه مطلق.
گناه مطلق گناهی است که از هر کس سر بزند باید مجازات و تببیه شود مثل کفرـ شرک و غیره ولی گناه نسبی، گناهی است که از آن به عنوان ترک اولی یاد می شود مثلاً پیامبران به علّت شأن و مقام والایی که دارند نباید مرتکب برخی از مباحات شوند که انجام این قبیل از کارها هر چند گناه نمی باشد ولی در خور شأن و منزلت پیامبران نمی باشد که خداوند هر پیامبری را که مرتکب ترک اولی شود به شیوه خاصّ خود مجازات می کند.
و یا اینکه نهی خدا در اینجا نهی ارشادی است یعنی همانند دستور طبیب که می گوید فلان غذا را نخور که بیمار می شود، خداوند نیز به آدم فرمود اگر از درخت ممنوعه بخوری از بهشت بیرون خواهی رفت، بنابراین آدم مرتکب گناه نشد بلکه مخالفت نهی ارشادی خداوند کرد.»
سپس از نظر اسلام علّت رانده شدن آنها از بهشت ترک اولی و یا به عبارت دیگر مخالفت با نهی ارشادی پروردگار می باشد.
نظر یهود از متن تورات
داستان آدم و حوّا و خارج شدن آنها از بهشت در تورات این گونه آمده است:
«خداوند به آدم اجازه داد که از تمام میوه های بهشت تناول کند به جزء میوۀ درخت معرفت یعنی درخت شناخت خیر و شر، خداوند به آدم فرموده: آدم اگر روزی از این میوه تناول کنی همان روز خواهی مرد.
سپس خداوند از آدم، همسرش حوّا را آفرید و هر دو در بهشت برهنه بودند زیرا نیک و بد را تشخیص نمی دادند ناگهان ماری آمد و آنان را بر آن درخت ممنوع راهنمایی کرد و به خوردن میوه آن تشویق شان نمود و چنین گفت شما با خوردن نمی میرید بلکه چون خداوند می داند که اگر از این میوه بخورید چشمتان باز شده و نیک و بد را تشخیص خواهید داد این است که شما را از خوردن آن نهی نموده است. چون آدم و حوّا گفتار مار را باور نمودند و از میوه آن درخت خوردند چشمشان باز گردید و فهمیدند لخت هستند و با لنگی خودشان را پوشانیدند خداوند که در بهشت قدم می زد آنان را دید و آدم و حوّا خود را از خدا مخفی نمودند. خدا آدم را صدا زد: که کجا هستی آدم؟ وی گفت چون صدای تو را شنیدم خود را مخفی نمودم زیرا که من عریانم خدا گفت: چگونه فهمیدی که عریان هستی؟ مگر از آن میوه که نهی ات کرده بودم خوردی؟ آن گاه که برای خدا آشکار شد که آدم از آن شجره خورده است گفت حال دیگر آدم نیز مانند ما شده، خوب و بد و زشت و زیبا را شناخته است و ممکن است هم اکنون دستش را دراز کند و از درخت حیات و زندگی نیز بخورد و برای همیشه زنده بماند و مثل ما باشد این بود که خدا او را از بهشت راند و میان آدم و درخت حیات حائلی قرار داد».
«مار قدیمی همان شیطان است و شیطان نیز همان است که همه دنیا را به سوی ضلالت و گمراهی سوق می دهد»
چنانچه ملاحظه می شود کتاب به اصطلاح آسمانی چگونه ساحت قدس الهی را متهم به کذب نموده و نسبت مکر، غدر، دروغ و ترس به او می دهد. به این معنی که خداوند آدم را به دروغ از درخت معرفت ممنوع ساخت و گفت که آن درخت مرگ است و سپس چون خدا ترسید که آدم از درخت حیات نیز استفاده کند و به زندگی جاوید و همیشگی دست یابد و در خدایی و سلطنت با او معارضه نماید این بود که وی را از بهشت بیرون راند. باز از این کتاب آسمانی استفاده می شود که خداوند جسم است و در میان بهشت قدم می زند و نسبت جهل به پروردگار می دهد که وی از محل و مخفی گاه آدم بی اطلاع است و از همه بدتر شیطان را خیرخواه تر از خدا معرفی می کند و می گوید که شیطان بر آدم نصیحت کرد و آدم را از تاریکی جهل و نادانی به نور دانش و معرفت راهنمایی نمود»
نظر مسیحیت مسیحیان همان داستانی را که در تورات آمده، پذیرفته اند زیرا تورات جزئی از کتاب مقدس مسیحیان به شمار می آید لکن در تفسیر و حقیقت گناه حضرت آدم ـ علیه السلام ـ نظرها می دارند و چنین می گویند:
«شیطان به صورت مار داخل باغ شد و حوّا را راضی کرد که از میوۀ آن درخت بخورد سپس حوّا آن را به آدم داد و آدم هم از آن میوه خورد این عمل والدین اولیه ما تنها یک اشتباه معمولی و یا خطایی از راه بی فکری نبود بلکه عصیان عمدی بر ضدّ خالق بود به عبارت دیگر آنها می خواستند خدا شوند و مایل نبودند مطیع اراده خدا گردند بلکه می خواستند امیال خود را انجام دهند نتیجه چه شد خدا آنها را به شدّت سرزنش نمود و از باغ بیرون راند تا در جهان پر از درد و رنج زندگی کنند» این تفسیری بود که دکتر ویلیام میلر در مورد آیات انجیل به عنوان نظر و نقل از انجیل آورده است و در آن بالاترین گناه یعنی ضدیّت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است.
چنانچه مورد یقین است انجیل و تورات امروزی تحریفات و دگرگونی های محتوایی زیادی شده است که دیگر نمی توان به آن نام کتاب آسمانی نهاد تورات و انجیل اصلی در عصر حاضر موجود نمی باشد و در طول دوران به خاطر اهداف و اغراض شخصی و دنیوی برخی دستخوش تحریفات گسترده ای شده اند.
بنابراین چنین نتیجه گرفته می شود که به نظر اسلام و یهود و مسیحیت علّت رانده شدن آدم و حوّا عبارت است از:
1ـ اسلام: آدم و حوّا به خاطر ترک اولی و مخالفت با نهی ارشادی خداوند از بهشت رانده شدند.
2ـ یهودیت: خدا بر این که حائلی بین درخت حیات (جاودانگی) و آدم و حوّا ایجاد کند آنها را از بهشت به زمین راند.
3ـ مسیحیت: خروج آنان به خاطر عصیان و گناه بزرگی که آدم و حوّا مرتکب شدند که عبارت از مخالفت و ضدیّت با مقام الهی و تسلیم شدن بر هوای نفسانی و در پی کسب مقام خدایی بودن، می باشد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی.
2ـ بیان در علوم و مسایل کلّی قرآن نوشته آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خوئی (ره).
3ـ تورات، سفر تکوین (پیدایش).
4ـ مسیحیت، نوشته دکتر ویلیام میلیر.
5ـ تفاسیری همچون المیزان و مجمع البیان ذیل تفسیر آیات 35 و 36 بقرة و 20 و 21 اعراف

امام علی بن حسین ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«حرص سرچشمه گناه (ترک اولی) از ناحیه آدم و حوّا شد».

خیال باطلمشغول تلفن