نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

دشمن شناسی از دید گاه امام علی (ع)
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٧
 

 

از محورى ترین مسایل دفاعى کشور, دشمن شناسى است. با شناخت دشمن مى توان احتمال پیروزى و یا شکست را مشخص کرد و به ایجاد زمینه هاى دفاعى همت گماشت.در عرصه مسایل سیاسى و اجتماعى نیز دشمن شناسى از اهمیت ویژه اى برخوردار است و از مهمترین عوامل در تإمین امنیت فردى و اجتماعى محسوب مى شود. برهمین اساس بخش عظیمى از آیات قرآن کریم به معرفى دشمن اختصاص یافته است.در سیره پیامبر اکرم(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و ائمه اطهار(علیهم السلام) نیز به دشمن شناسى توجه بسیار شده است. و در میان معصومین, رفتار حضرت على علیه‏السلام با دشمنان از همه درسآموزتر است. على علیه‏السلام با توجه به شرایط زمانى و شیوه حکومتش با دشمنانى روبرو بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و دیگر ائمه(علیهم السلام) با آن روبرو نشدند.کسانى که سابقه درخشانى در خدمت به اسلام داشتند; انسان هایى که اهل عبادت و شب زنده دارى بودند ولى از روح تعالیم اسلام بى خبر بودند از این گروه هاى معارض به شمار می آیند.
على علیه‏السلام با نفاق پنهان روبرو بود; دشمنانى که مقابله با آن ها به مراتب سخت تر از مبارزه با نفاق آشکار است. حضرت على علیه‏السلام در حکومت پنج ساله خود با سه جریان مخالف روبرو شد: ناکثین, قاسطین و مارقین.

بررسى و شناخت عملکرد این سه گروه مخالف و مواضع آن حضرت, در برابر آن ها, مى تواند نقش بسیار مهمى در آگاهى از شیوه برخورد با دشمنان داشته باشد.

به عبارت دیگر, تبیین اندیشه هاى امیرالمومنین على علیه‏السلام در زمینه شناخت دشمن به ما کمک مى کند تا در اصلاح روش و سلوک خود به منظور مقابله با دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى به شکل آگاهانه ترى اقدام نماییم . . . . . . .


 

اهمیت دشمن شناسى

شناخت دشمن از ضروریات اولیه هر مبارزه است و از طریق آن مى توان بقاى خود و جامعه را تضمین کرد. در طول تاریخ جوامع, تمام شکست ها ناشى از بى توجه اى به دشمن بوده است.

امروز, قدرت هاى بزرگ با ایجاد سازمان ها و تشکیلات اطلاعاتى و جاسوسى و اختصاص بودجه هاى کلان براى این مراکز, تلاش مى کنند تا دشمنان بالقوه و بالفعل خود را شناسایى کنند و قبل از آنکه نقشه دشمنان کارساز شود آن ها را درهم شکنند. این تشکیلات در تصمیم گیرى و برنامه ریزىهاى اساسى این دولت ها نقش مهمى دارند.
در مکتب رهایى بخش اسلام نیز درباره شناخت دشمن, توصیه هاى فراوان شده است.

صفات دشمنان از دیدگاه قرآن

قرآن کریم نیز به شناخت دشمن, براى حفظ و سلامت جامعه سفارش کرده و در قالب داستان هاى عبرتآموز به معرفى دشمنان توحید در اشکال گوناگونى چون شیطان شناسى, منافق شناسى, طاغوت شناسى و کفار و مشرکان اشاره مى کند.
قرآن شناخت اهداف دشمنان اسلام و جامعه اسلامى را از حساس ترین وظایف مسلمانان عنوان مى کند. مهمترین ویژگى دشمنان اسلام از نظر قرآن, پیمان شکنى آن ها است.

قرآن کریم در این زمینه مى فرماید:
((کیف وان یظهروا علیکم لایرقبوافیکم الا و لاذمه(1)چگونه (پیمان مشرکان ارزشى دارد) در حالى که اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خویشاوندى با شما را مى کنند و نه پیمانى را (پایبند هستند).

قرآن دشمنان اسلام را داراى خصلت هاى ناپسندى نظیر نژادپرستى, قانون شکنى, خوى استکبارى و... مى داند. در آیه پنجم سوره حجر(2) و در آیه 96 سوره بقره(3) یکى از ویژگى هاى دشمنان اسلام دنیاپرستى عنوان شده است.
در آیه 54 سوره نسإ(4) و آیه 105 سوره بقره(5) حسادت و بدخواهى یکى دیگر از خصلت هاى ناپسند دشمنان شمرده شده است.

همچنین در آیه 100 سوره اسرإ(6) و آیه 53 سوره نسإ(7) و آیه هاى 75 و 119 سوره آل عمران(8) و آیه 74 سوره نسإ(9) و آیه 175 سوره آل عمران(10) و آیه 71 سوره طه(11) و آیه 22 سوره انفال(12) تنگ نظرى, خیانت, خشم و کینه, شیطان صفتى, خود را قیم مردم دانستن, و بالاخره بى شعورى از خصلت هاى ناپسند دشمنان اسلام محسوب شده است.

قرآن در جاى دیگر خطر دشمن را چنین بیان مى کند:
((اگر (دشمنان) برشما دست یابند همچنان با شما دشمن اند و دستان شان (به زور) و زبان هایشان (به تبلیغات) به بدى به سوى شماباز است و دوست دارند کافر شوید و از ارزش هاى خویش دست بردارید.))(13)

دشمن شناسى در روایات

همچنین درباره لزوم شناخت دشمن احادیث فراوانى از پیامبر اکرم(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین(علیهم السلام) وجود دارد که به پاره اى از آن ها اشاره مى کنیم:

پیامبر صلی الله علیه و آله درباره ضرورت شناخت دشمن مى فرماید:
((إلا و ان إعقل الناس عبد عرف ربه فإطاعه و عرف عدوه فعصاه))
آگاه باشید, عاقل ترین مردم کسى است که خدایش را بشناسد و از او پیروى کند, و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.(14)

در حدیثى دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله مى فرماید:
((مردم اگر به ده چیز شناخت پیدا کنند, سعادت دنیا و آخرتشان تإمین است, که یکى از آن امور شناخت ابلیس و یاورانش مى باشد.))(15)

دشمن شناسى در نهج البلاغه


حضرت على علیه‏السلام در نهج البلاغه شناخت دشمن را رمز بینش معرفى مى کند و مى فرماید:
واعلموا انکم لن تعرفوا الرشد, حتى تعرفوا الذى ترکه ولن تإخذوا بمیثاق الکتاب حتى تعرفوا الذى نقضه و لن تمسکوا به حتى تعرفوا الذى نبذه...;
((و بدانید که رشد نمى یابید مگر که ترک کنندگان آن را بشناسید و هرگز به کتاب خدا چنگ نمى زنید, مگر که فرو فکننده آن را چنانکه باید, شناخته باشید.))(16)

علىعلیه‏السلام ماهیت دشمنان اسلام را چنین معرفى مى کند:
((به بالا دست خود نافرمان, به زیر دست ستم کننده, و با ستمکار هم دست اند. ))(17)

آن حضرت درباره مکر و حیله دشمن مى فرماید:
((کن للعدو المکاتم إشد حذرا منک للعدو المبارز))
((از دشمن پنهان بیشتر از دشمن آشکار(18) برحذر باش))

نیز در جاى دیگر به عدم غفلت از دشمن و پرهیز از کوچک شمردن آن سفارش کرده و مى فرماید:
((لاتستصغرن عدوا و ان ضعف))
((هرگز دشمنى را کوچک مشمار, هر چند ضعیف باشد)).(19)

همچنین مى فرماید:
((آفه القوى استضعاف الخصم))
((آفت قدرتمند ضعیف شمردن دشمن است.))(20)

حضرت امام جوادعلیه‏السلام نیز یکى از ارکان مهم دفاع را شناخت دقیق دشمن مى داند و مى فرماید:
((من لم یعرف الموارد اعتیه المصادر))
((کسى که نقشه ها و مواضع کلیدى دشمن را نشناسد, در رسیدن به هدف عاجز است)). (21)

از این احادیث و رهنمودها در مى یابیم, که یکى از اساسى ترین عوامل پیروزى, شناخت دشمن است. بررسى انقلاب هاى توحیدى نشان مى دهد که رهبران این انقلاب ها براى ایجاد انقلاب در جامعه ابتدا چهره دشمنان را شناسایى و سپس مبارزات علنى خود را شروع کردند.

معرفى دشمن یکى از اهداف اساسى معصومین(علیهم السلام)

پس از رحلت پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم), اسلام واقعى از مسیر اولیه اش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) گرفته شد, از این رو, از همان ابتدا, امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایى چهره دشمنان اسلام کردند. حضرت على, امام حسن, امام حسین و دیگر ائمه(علیهم السلام) تلاش هاى زیادى در جهت معرفى دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهمترین رمز پیروزى آن ها, بویژه پیروزى نهضت حسینى در این بود که دشمن را به مردم معرفى کرده بودند. بى تردید, مهمترین عامل در پیروزى انقلاب اسلامى ما نیز تإکید حضرت امام(ره) برشناخت و معرفى دشمنان بوده است و در سایه این شناخت انقلاب اسلامى به ثمر رسید.



تاکتیکهای دشمنان

سه جریان عمده مخالف حکومت حضرت علی علیه‏السلام هر یک به روشی به دشمنی با حضرت پرداختند و برای دستیابی به اهداف خویش توطئه های فراوانی به راه انداختند. از این سه جریان، ناکثین از همه بیشتر در این راه پیش قدم بوده اند. اینها کسانی بودند که جزء اصحاب پیامبر و از اولین بیعت کنندگان با حضرت امیر علیه‏السلام بودند. سمبل این جریان طلحه و زبیر هستند.

بررسی این جریان می تواند ما را در شناخت دشمنان داخلی انقلاب اسلامی که در لباس دوستی تیشه به ریشه انقلاب می زنند، یاری دهد. جریان ناکثین (پیمان شکنان) قصه دردناک خودی های بریده از آرمان ها است. ناکثین داستان عبرت آمیز برگزیدگانی است که دنیاطلبی، آنان را در مدار نفاق قرارداد و سرانجام به مبارزه با امام علیه‏السلام کشاند. این جریان آینه عبرت است. درسی برای تمامی کسانی که باور دارند دنیا محل امتحان است و ماده امتحانی آن، عشق به خداست.

«به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می زند اما من اهل مکر و حیله نیستم.»


مهمترین روش ها و تاکتیک های دشمنان اسلام از دیدگاه حضرت علی علیه‏السلام عبارتند از:


انجام فعالیتهای سازمانی و تشکیلاتی

فعالیت تشکیلاتی و سازمان یافته، تأثیر مهمی در پیروزی یک جریان دارد. ناکثین با آگاهی از نقش و تأثیر فعالیت سازمانی تلاش کردند تا در قالب یک گروه، حزب و سازمان، متشکل شوند و اهداف خود را به آسانی پیش ببرند.
علیعلیه‏السلام بیان می دارند، با اینکه اهل باطل در درون خود جهنمی از اختلاف و تفرقه دارند، اما در مقابل حق متحد بوده و در قالب یک تشکل به مقابله با حق می پردازند. علی علیه‏السلام در نهج البلاغه آنگاه که سخن از پیمان شکنان می کند بر روی این نکته تأکید می کند که اینان گروهی متشکل و سازمان یافته هستند.

دشمنان برای رسیدن به اهداف خود با یکدیگر متحد شده و همکاری می کنند. علی علیه‏السلام طلحه و زبیر، یعلی بن امیه و عبدالله بن عامر را مثال می زند و می فرماید:
«با اینکه طلحه و زبیر از شورشیان علیه عثمان بودند هزینه سپاه خود را در جنگ جمل از طریق فرمانداران عثمان تأمین می کردند به طوری که یعلی بن امیه که از طرف عثمان در صنعا حکومت می کرد و اموال زیادی اندوخته بود چهار هزار دینار و هفتصد شتر در این راه، در اختیار زبیر قرارداد.»

عبدالله بن عامر نیز که از فرمانداران عثمان بود همین اندازه بودجه سپاه را تأمین کرد و شتری به نام عسکر در مقابل ششصد درهم در اختیار طلحه قرار داد.

ابن ابی الحدید می نویسد:
وقتی طلحه و زبیر شورش کردند، معاویه در نامه ای به زبیر از وی به عنوان امیرالمؤمنین یاد می کند:
«به نام خداوند رحمان و رحیم، به بنده خدا، زبیر امیر مؤمنان، از معاویه پسر ابوسفیان. درود بر تو، همانا من برای تو از اهل شام بیعت خواستم، آنان پذیرفتند و دسته جمعی اطاعت نمودند. بر شما باد که بصره و کوفه را در یابید که فرزند ابوطالب بر شما سبقت کرد. بعد از به دست آوردن این دو شهر، دیگر مشکلی در کار نیست و من بعد از تو با طلحه بیعت نمودم. پس خونخواهی عثمان را اعلام کنید و مردم را نیز به این مطلب دعوت نمایید و باید جدیت فراوان و چابکی برای این کار داشته باشید.»

اینجا است که علی علیه‏السلام از این مجموعه به عنوان حزب شیطان تعبیر می کند و می فرماید:
«الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله
آگاه باشید شیطان حزب خویش را گرد آورده و سواران و پیادگان لشکر خویش را فراخوانده است.»
بنابراین، علی علیه‏السلام به مسلمانان هشدار می دهد که دشمنان برای رسیدن به مقاصد خویش و سرنگونی حکومت اسلامی، با همدیگر متحد می شوند و در قالب سازمان و یا حزب به مبارزه خود ادامه می دهند.
«و اینان در طلب حقی هستند که خود آنرا ترک کرده اند و خواهان خونی که خود آنرا ریخته اند.»

شعارها و بهانه های عامه پسند

یکی از مهم ترین روش های مخالفان، طرح شعارهای عامه پسند است. از این طریق جو جامعه را مخدوش و با خود همراه می کنند و برای مردمی جلوه دادن حرکت خود، شعاری مناسب را طرح و با آن جامعه را ملتهب می سازند.
این شعار و بهانه بنابر مقتضیات زمان به شکلی خاص مطرح می شود. درزمان حکومت علی علیه‏السلام سوژه پیراهن عثمان برای مخالفان آن حضرت بهانه مناسبی بوده است. عجیب این است که کسانی که خود در رأس مخالفان حکومت عثمان بودند حتی شادی خود را از قتل عثمان پنهان نکردند، پیراهن خونین عثمان را علم کردند و به مخالفت با علی علیه‏السلام برخاستند.

ابن ابی الحدید می گوید:
طلحه، سخت ترین تحریک کنندگان علیه عثمان بود و بعد از او زبیر در این قسمت از همه بیشتر پافشاری می کرد.

بلاذری از ابی مخنف و دیگران نقل کرده است:
وقتی مردم، عثمان را محاصره کردند، طلحه برای آنکه حلقه محاصره تنگ تر شده و عثمان کشته شود از ارسال آب و نان برای عثمان جلوگیری می کرد. تا آنجا که علی علیه‏السلام از این ماجرا به خشم آمد و برای عثمان آب فرستاد.

حضرت علی علیه‏السلام این جریان را چنین تحلیل می کند:
«به خدا سوگند او (طلحه) برای خونخواهی عثمان با عجله دست به کار نشد، جز اینکه می ترسید خون عثمان از خود او مطالبه شود زیرا او متهم به قتل عثمان است و در میان مردم از او حریص تر بر کشتن عثمان یافت نمی شود...»

و در جای دیگری می فرماید:
«... و انهم لیطلبون حقاً هم ترکوه و دماء، هم سفکوه...»
«و اینان در طلب حقی هستند که خود آنرا ترک کرده اند و خواهان خونی که خود آنرا ریخته اند.»

به هر حال، ناکثین برای ایجاد تردید در مسلمانان و مغالطه کاری، گروهی را به عنوان خونخواه دور خود جمع کردند تا حکومت علی علیه‏السلام ساقط شود. علی علیه‏السلام شیوه پیمان شکنان را بهانه جویی و سوژه یابی معرفی می فرماید:
بهانه هایی که می آورند چیزهایی است که تنها در ظاهر، رنگ و رویی دارد و در باطن هیچ.
رهنمودهای علی علیه‏السلام درباره بهانه تراشی های دشمنان، ما را به هوشیاری در برابر دشمنان و بهانه هایی که آن را دستاویز توطئه های خود قرار می دهند دعوت می کند.

استفاده ابزاری از چهره های مقبول

شخصیت ها و چهره های شناخته شده، همانگونه که یکی از عوامل مهم پیروزی بوده اند، گاهی بزرگترین عامل انحطاط و باعث انحراف مردم شده اند. دشمنان تلاش می کنند تا با استفاده از این چهره ها، مردم را با خود همراه سازند. ناکثین در راه هدف شوم خود، عایشه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله را با خود همراه کردند زیرا عقیده داشتند، مسلمانان به خاطر احترام به پیامبر صلی الله علیه و آله، همراه عایشه در راه مبارزه با علی علیه‏السلام همگام می شوند و این نقشه نیز مؤثر واقع شد.

علی علیه‏السلام درباره این روش مبارزه ناکثین چنین می فرماید:
«پس اینان شورش کردند، در حالی که همسر رسول خدا را همچون کنیزی که برای فروش می برند، به دنبال خود کشاندند در حالی که همسران خود را در خانه پشت پرده نگه داشتند (تا از نظر بیگانگان دور باشند) و پرده نشین حرم پیامبر را در برابر دیدگان خود و دیگران قرار دادند»

عایشه عالی ترین چهره برای تبلیغات طلحه و زبیر بود. این دو از عنوان ام المؤمنین سوءاستفاده فراوان کردند و از این راه توانستند مردم را در جنگ جمل علیه علی علیه‏السلام بسیج کنند. علی علیه‏السلام در برخورد با این شیوه دشمن می فرماید: «راه جلوگیری از انحراف این است که حق را شناخت نه شخصیت افراد را»
این طریق بهترین شیوه برای حفظ انقلاب ها و آرمان ها است و باید مورد توجه ملت ایران نیز قرار گیرد.

ایجاد شبهه

از آنجا که حق، مطابق با فطرت، و باطل، برخلاف سرشت آدمی است، باطل با وصف بطلانش نمی تواند ظاهر شود. باطل آنگاه می تواند نفوذ کند که لباس حق بپوشد و این همان چیزی است که علی علیه‏السلام از آن در نهج البلاغه تحت عنوان شبهه یاد می کند. شبهه چیزی است که شبیه به حق است.

علی علیه‏السلام می فرماید:
«شبهه را از این رو شبهه نام نهادند که شباهت به حق دارد اما برای دوستان خدا، نوری که آنان را در تاریکی های شبهه راهنمایی کند، یقین آن ها است، و راهنمای آن ها، مسیر هدایت است، ولی دشمنان خدا، گمراهی شان آنان را به شبهات دعوت می کند.»

حضرت علی علیه‏السلام یکی دیگر از روش های دشمنان را ایجاد شبهه در میان مردم می داند و معتقد است برای مردمی که به حقایق واقف نیستند، بزرگترین خطر، شبهه است، زیرا عامه مردم آنقدر قدرت تجزیه و تحلیل ندارند که باطل را تشخیص داده و لباس حق را از تن باطل برکنند و دشمنان نیز در پی همین فرصت هستند.

به اعتقاد علی علیه‏السلام ، دشمنان، باطل را در لباس حق به مردم جلوه می دهند، تا آنجا که گاه حتی بر نزدیکان هم، حق مشتبه می گردد. کار شبهه، گاه به آنجا می رسد که حتی «حق ناطق» و «تبلور راستین حق» هم باید تلاش زیادی برای معرفی حق کند تا شبهه داران باور کنند که لباس حق را بر باطل پوشانیده اند.

هنگامی که علی علیه‏السلام نزدیک بصره رسید، پیمان شکنان کسی را نزد حضرت فرستادند تا حقیقت حال را جویا شود و بدانند با شورشگران (ناکثین) چگونه رفتار خواهد کرد تا شبهه از دلشان زدوده گردد. امام علیه‏السلام چگونگی رفتار خویش را به شکلی بیان فرمود که برای این شخص روشن شد حق با آن حضرت است، در این هنگام که امام

اعتراف او را نسبت به حقانیت خویش یافت از او خواست بیعت کند،اما او پاسخ داد:
من فرستاده گروهی هستم و از پیش خود کاری نمی کنم. امام علیه‏السلام فرمود:

- اگر آن ها تو را گسیل می داشتند که محل ریزش باران را برایشان بیابی و سپس به سوی آن ها باز می گشتی و از مکان سبزه و آب آگاهشان می کردی اگر مخالفت می کردند و به سرزمین های بی آب و علف روی می آوردند تو چه می کردی؟
- آن ها را رها می ساختم و به جایی که آب و گیاه بود می رفتم.
- پس دستت را دراز کن و بیعت نما.
آن شخص می گوید:
سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق بر من، توانایی امتناع را نیافتم و با آن حضرت بیعت نمودم.
بزرگترین آفت انقلاب اسلامی ایجاد شبهه و شک و تردید در میان مردم است. طرح مسایل بی-اساس در جامعه بویژه در زمینه مسایل اعتقادی و دینی از سوی برخی گروه ها می تواند اعتماد مردم را به انقلاب و نظام سست نماید و در دراز مدت خطر جدی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی به حساب آید. مقابله با این ترفند دشمن از ضرور ی ترین وظایف نیروهای مؤمن و انقلابی است و دراین زمینه بایستی توصیه های علیعلیه‏السلام را جدی گرفته و سرلوحه کارشان قرار دهند.

یکی از شگردهای دشمنان این است که سعی می کنند پیوسته مردم را در جهل و نادانی نگه دارند و برای مبارزه از این روش بهره ها می گیرند. از دیدگاه علی علیه‏السلام طلحه و زبیر با استفاده از جهالت مردم بصره توانستند شورش به پا کنند.

امام علیه‏السلام دراین باره خطاب به مردم بصره می فرماید:
«سرزمین شما به آب نزدیک است و از آسمان دور، عقل هایتان سبک و افکار شما سفیهانه است، پس هدف خوبی برای تیراندازانید و لقمه چربی برای مفتخواران و صیدی برای صیادان!
افراد جاهل، سریع ابزار و آلت دست زیرک ها قرار می گیرند و سد راه مصالح عالیه اسلامی واقع می شوند. همیشه منافقان بی دین، مقدس نماهای احمق را علیه حکومت اسلامی برمی انگیزانند.»


مکر و حیله

علیعلیه‏السلام مکر و حیله را از اصولی ترین روش های دشمنان اسلام می داند و علت اتخاذ این روش را در دوری آن ها از اخلاق و معنویت عنوان می کند. زیرا سیاست درنظر آن ها عبارت است از مکر و حیله، و از سیاست چیزی جز آن نمی فهمند. شورشگران بصره نیز از راه مکر و حیله وارد صحنه کارزار شدند. اینها از اولین کسانی بودند که با آن حضرت بیعت کردند و بعداً پیمان خود را شکستند. یکی از آن ها مروان بن حکم بود. وی در جنگ جمل اسیر شده بود و با وساطت امام حسن و امام حسین علیه‏السلام آزاد شد. پس حسنین علیه‏السلام از امام علی علیه‏السلام خواستند که مروان می خواهد با شما بیعت کند.

حضرت بالحنی خشم آلود فرمود:
«مگر او پس از قتل عثمان با من بیعت نکرد. هرگز نیازی به بیعت او ندارم دستش دست یهودی (دست خیانتکار و بی وفا) است، اگر با دستش بیعت کند، با پشت خود به شکستن پیمان اقدام می کند.»

زمانی که عده ای می گفتند معاویه از علی علیه‏السلام سیاستمدارتر است امام در پاسخ آن ها فرمود:
«به خدا سوگند معاویه از من سیاستمدارتر نیست وی نیرنگ می زند اما من اهل مکر و حیله نیستم.»
بنابراین یکی از راهکارهای دشمنان اسلام از دیدگاه علی علیه‏السلام استفاده از مکر و حیله است. این مکر و حیله در زمان های مختلف به اشکال متفاوت رخ می نماید.

تبلیغات و جوسازی

یکی دیگر از شگردهای همیشگی اهل باطل، جوسازی و تبلیغات منفی است. دشمنان با ایجاد جریان های انحرافی، افرادی را اسیر خود کرده به دنبال خویش می کشانند.

علیعلیه‏السلام می فرماید:
«ای مردم! در طریق هدایت از کمی افراد وحشت نکنید زیرا مردم در اطراف سفره ای اجتماع کرده اند که مدت سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.»

امام علیه‏السلام از تبلیغات دشمنان به رعد و برق تعبیر می کند و تأکید می کند که آنان از طریق سرو صدا هم نمی توانند به نتیجه برسند زیرا باطل محکوم به فنا است و آن ها مرد شعار هستند نه مرد عمل، ولی اهل ایمان اول عمل می کند بعد شعار می دهد.

«قد ارعدوا و ابرقوا و مع هذین الامرین الفشل و لسنا نرعد حتی نوقع ولانسیل حتی نمطر
«بازیگران کارزار جمل، رعد و برق ها به راه انداختند و بالاخره با آن همه هیاهو و خروش، شکست خوردند ولی ما برای تهدید دیگران رعدآسا نمی خروشیم تا شکست دشمن تهدید عملی برای آنان گردد و تا باران سیل آور نبارانیم سیلی به راه نمی اندازیم.

ایجاد اختلاف و تفرقه در صف مسلمین

برنده ترین سلاح دشمن تفرقه و اختلاف است و از این طریق می کوشد وحدت مسلمانان را خدشه دار کند. امیرالمؤمنینعلیه‏السلام بیشترین تاکید را بر وحدت مسلمانان داشته و معتقدند که برای استحکام نظام و حرکت اجتماعی وحدت و هماهنگی، لازم و تفرقه زیانبخش است.

آن حضرت بیان می دارند که دشمنان وی از طریق تفرقه در صفوف یارانش توانستند غائله جمل و صفین را به وجود آورند و مردم را به شورش علیه حکومت اسلامی دعوت کنند. آن حضرت درباره دشمنانش می فرماید:
«بر مأموران من و خزانه داران بیت المال مسلمین که در اختیار من است وارد شدند و در شهری که همه مردمش در اطاعت و بیعت من هستند قدم گذاردند، وحدت آن ها را برهم زدند و جمعیت آن ها را که همه با من بودند به شورش واداشتند.

از نظر حضرت علی علیه‏السلام، تفرقه، آثاری همچون از یاد بردن اهداف الهی، حضور دشمن درکشور و شکست و نابودی و ذلت مؤمن را به همراه دارد.
وحدت در نزد علی علیه‏السلام آن چنان مهم و با ارزش است که به خاطر حفظ وحدت جامعه اسلامی بیست و پنج سال سکوت را درپیش گرفت.

فرصت طلبی

دشمنان اسلام تا فرصت لازم را به دست آورند به بهانه های مختلف علیه حکومت اسلامی قیام می کنند. در واقع، یکی از ویژگی های دشمنان اسلام فرصت طلبی آن ها است. آن حضرت خاندان ابوسفیان و قاسطین را فرصت طلبانی معرفی می کند که هیچ گاه قلبا به اسلام گرایش پیدا نکردند و هرگاه فرصتی حاصل می شد، دست به شورش می زدند.
مهمترین نشانه این فرصت طلبی برخوردهای نابخردانه آنان با حکومت علی علیه‏السلام بود و بر همین اساس بود که پیامبر صلی الله علیه و آله با الهام الهی، باطن معاویه را شناخته و طبق نص صریح اهل سنت بارها او را مورد لعنت و نفرین قرار داده و محشورشان در قیامت بر غیر امت اسلام را برای او پیش بینی کرده است.
بنابراین، از دیدگاه علیعلیه‏السلام دشمن همیشه در کمین است و تا فرصت به دست آورد، حمله ور می شود.

استفاده ابزاری از مقدسات

یکی از شیوه های دشمنان در طول تاریخ، استفاده ابزاری از مقدسات بوده است. سوءاستفاده از تقدسات، گریزگاه حق گریزی در طول تاریخ بوده است. استفاده معاویه در جنگ صفین از قرآن برای فریب یاران علیعلیه‏السلام نمونه ای از این شیوه است.

حضرت علی علیه‏السلام پس از فتنه تحکیم، در نامه ای به معاویه نوشت
«ثم انک قد دعوتنی الی حکم القرآن و لقد علمت انک لست من اهل القرآن و لاحکمه ترید»
تو مرا به حکم قرآن دعوت کردی در حالی که اهل قرآن نیستی و حکم او را نمی خواهی»

از نظر علی علیه‏السلام خوارج، گروهی خشکه مقدس و جاهل مقدس مآب بودند و دشمنان نیز با تفسیرهای غلط از دین از این جماعت بهره ها گرفتند و آن ها را علیه علیعلیه‏السلام شوراندند