نیک نام

در این وبلاگ قصد دارم به مطالب مختلفی بپردازم امید وارم لذت ببرید

ناگفته هایی از عید پاک 2
نویسنده : س . جمال عباسی - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۳
 

 

میترا در بیست و پنجم دسامبر به عنوان فرزند خدای خورشید «مهر» به دنیا آمد. دائرة المعارف Chambers چیمبرز می گوید: « مهم ترین فستیوال میترا، تولدش بود که در 25 دسامبر جشن گرفته میشد، روزی که بعدها علی رغم تمامی شواهد به عنوان میلاد مسیح حساب شد. پرستش میترا به امپراطوری روم راه پیدا کرد. و نمایش اسرار آمیز مذهبی میترا که در زمان اعتدال بهاری بود، در میان اعیاد روم بسیار مشهور بود.» «واتیکان بر روی زمینی که قبلاً مخصوص پرستش میترا (600 سال پیش از مسیح) بود ساخته شده است» (دائرة المعارف ویکی پدیا). در قبرستان زیر زمینی مشهور رُم (Catacomb) بقایای نقش پرستش میترا باقی مانده است که تصویر میترای نوزاد می باشد که در آغوش مادر باکره اش (آناهیتا، الهۀ ماه یا الهۀ طبیعت) قرار گرفته است. میترا سه روز پس از کشته شدن از مرگ برخاست. رستاخیز او هر ساله جشن گرفته می شد. فستیوال اصلی میترا در زمان اعتدال بهاری بود، زمانی که از مرگ برخاست.                                                                                                                              




« گاهی میترا به عنوان مرد بالغی که از سنگی به شکل تخم مرغ بیرون می آید به تصویر کشیده می شود(Petra Genetrix) ...این تصویری است از این خدا که از مرگ بر می خیزد. بنابر برخی گفته ها میترا مُرد و در یک سنگ توخالی[ تخم مرغی شکل] دفن شد و سپس زنده شد. (Indopedia, The Indological Knowledge Base, فرهنگ هندشناسی ایندوپدیا)

« تصویری برنزی از میترا که در حال بیرون آمدن از یک حلقۀ نجومی تخم مرغی شکل بود، در یک پرستشگاه مرتبط به پیروان میترائیسم در کنار دیوار مشهور هِیدرین Hadrian’s Wall یافت شده است که اینک در دانشگاه نیوکسل Newcastle می باشد. سنگ نوشته ای از شهر رم این ایده را تقویت می کند که میترا به عنوان خدای خالق Phanes (فینز)که از یک تخم در ابتدای زمان بیرون آمده بود و سبب ایجاد هستی شده بود، شناخته می شد؛ این عقیده توسط نقش برجسته ای که در موزۀ Estense در شهر مودنای (Modena) ایتالیا وجود دارد و فینز را که از یک تخم خارج می شود نشان می دهد تأیید می شود، این تصویر بسیار شبیه تصویر میترا در دانشگاه نیوکسل می باشد.»(دائرة المعارف ویکی پدیا)

گستردگی و همچنین شباهت اینگونه فرهنگهای غیر الهی در میان اقوام گوناگون، اصلاً شگفت انگیز نیست؛ چرا که از سویی، از طریق مهاجرت ها، جنگها و... فرهنگ ها در میان اقوام گوناگون گسترش می یابند و از سوی دیگر رهبر و معلّم تمامی این فرهنگ های غیر الهی، یک شخص واحد می باشد و آن هم کسی نیست جز ابلیس.                                                                                

آنگونه که اشاره شد، یکی از منشأهای اصلی اعتقاد به خدا و پسر خدا بودن حضرت عیسی علیه السّلام، مرگ و زنده شدن آن حضرت، گرامیداشت تخم مرغ در عید پاک و ...از آئین ها و اساطیر شرک آلود ایرانیان باستان قبل از اسلام سرچشمه می گیرد. قرآن کریم می فرماید:

یأیها الناس إنا خلقناکم من ذکر و أنثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفواْ إن أکرمکم عند الله أتقئکم إن الله علیم خبیر

اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را اقوام و قبائل قرار دادیم‏تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا با تقواترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است. (سوره حجرات (49)، آیه 13)

اقوام و قبائل گوناگون انسانها بر روی زمین پراکنده اند و انسان اندیشمند با شناخت دیگر همنوعان خود و بررسی و تحقیق در تاریخ و سنت ها می یابد که تنها راه وحدت بشریت پیروی از «حقیقت» می باشد؛ چرا که باطل ها فراوانند و هر کس باطل ها را با سلیقه و خواسته های خود تغییر داده و در نتیجه باطل های جدید خلق می کند، لیکن «حقیقت» همیشه یکی بوده است و خواهد بود و لذا به فرمودۀ قرآن ارزش انسان ها در نژاد، رنگ، قوم و قبیله و سنت های آنان نیست بلکه در تقوای الهی بر مبنای پذیرش «حقیقت» می باشد. پیروی کورکورانه از سنت های باستانی عقلانی نیست بلکه یافتن معنای حقیقی سنت ها و پذیرش یا رد آنان بر مبنای «حقیقت» کلید موفقیت و حرکت به سوی وحدت بشریت می باشد. افتخار ما ایرانیان نه پیروی کورکورانه از سنت های شرک آلود پیشینین بلکه پذیرش اسلام و یافتن همان «حقیقت» که تمام انبیاء و اوصیاء علیهم السّلام از ابتدای خلقت تعلیمش داده اند، است. ارزش انسان نه در محدود شدن در خط و مرزهای فرضی قومی و مملکتی و... ست بلکه در پرواز در بی نهایۀ آسمانی و ابدی می باشد. افتخار ما ایرانیان بلکه افتخار عالمیان، انسان هایی چون سلمان فارسی می باشند که از درون سنت های پیشینیان، قدم در جادۀ «حقیقت» نهاد و با نشانه هایی که کشیش های مسیحی به او داده بودند، حضرت محمّد و حضرت علی علیهما السلام را یافت و در صعودش آنچنان اوج گرفت که از لحاظ ایمان و تقوا به بالاترین درجات انسانی رسید و اهل بیت علیهم السلام، او را از خود دانستند و لقب «سلمان محمّدی» به او دادند. با این سایت همراه باشید تا با هم سفری در زندگی شیرین و پر ماجرای سلمان محمّدی داشته باشیم.

آری، با در نظر گرفتن مبادی شرک آلود اعتقاد به مرگ و رستاخیز حضرت عیسی علیه السلام که از فرهنگ های غالب در امپراطوری روم، که بعدها مهد مسیحیت پولسی گشت، به درون مسیحیت نفوذ کرد، و همچنین همانگونه که در مقاله دیروز تا فردا اجمالاً به آن اشاره شده است، با توجه به این نکته که مجموعۀ «عهد جدید» کنونی از کتابی که به «کتاب مقدس» مشهور شده است در امپراطوری روم تدوین و تثبیت گردید، جای تعجب نیست تناقضات فراوانی در مورد این مسئله در این متون موجود است؛ در اینجا ما صرفاً به بیان یک نمونه بسنده می کنیم و یقیناً حدیث مفصل توان خواند از این مجمل.

مسیحیان امروز به انجیل متی، فصل دوازدهم، عبارات 39 و 40 استناد می کنند. « او[عیسی] در جواب ایشان گفت: فرقۀ شریر و زناکار آیتی می طلبند و بدیشان جز آیت یونس نبی داده نخواهد شد. زیرا همچنانکه یونس سه شبانه روز در شکم ماهی ماند، پسر انسان نیز سه شبانه روز در قلب زمین خواهد بود.» جالب اینست که مسیحیان می گویند حضرت عیسی علیه السلام کشته شدن خود و سه شبانه روز در قبر ماندنش و سپس از مرگ برخاستنش را با داستان حضرت یونس علیه السلام مقایسه کرد. در حالیکه حضرت یونس علیه السلام اصلاً کشته نشده بود و در بطن ماهی زنده بود!!! اینکه چگونه مسیحیان از داستان حضرت یونس پی به کشته شدن حضرت عیسی علیه السلام و از مرگ برخاسته شدنش برده اند، سوالی ست که هرگز پاسخش داده نشده است.در واقع این خودش می تواند نشانه ای شگفت انگیز باشد، چرا که نشانۀ زنده باقی ماندن است و نه مرگ!

اینک برای اینکه تناقضات باورنکردنی در این مورد را در متون «عهد جدید» بهتر لمس کنیم، بیایید با دقت به جنبه ای دیگر از این به اصطلاح «نشانۀ مرگ» بنگریم؛ عهد جدید نقل می کند حضرت عیسی علیه السّلام که مسیحیان او را خدا و پسر خدا می دانند(مراجعه شود به مقالۀ دو مسیح) در «قلب زمین» یا آنگونه که در انجیل متی،باب 27، عبارات 59 و 60 ذکر شده در قبری که یوسف اهل رامه در صخره حفر کرده بود، قرار داشت. اما اگر به شواهد متون مقدس بنگریم می بینیم که گفته شده است که عیسی علیه السّلام به گمان آنان در روز جمعه، یا در ساعت سوم (انجیل مرقس، باب 15، عبارت 25)، یا در ساعت ششم (انجیل یوحنا، باب 19، عبارت 14تا 16) به صلیب کشیده شد؛ آنگاه در انجیل متی، باب 28، عبارت اول گفته شده است که وقتی آنان بر سر قبر در هنگام فجر یکشنبه رفتند بدن عیسی علیه السلام یا به تعبیر آنان بدن خدا و پسر خدا در آنجا نبود. یعنی بنا بر این گفته ها، عیسی علیه السلام فقط دو روز در قبر بود. ما بالاخره نفهمیدیم که «خدا» دو روز در قبر بود یا سه روز؟!!! پناه بر خدا که خدا کشته شود و به خاک سپرده شود، چه دو روز و چه سه روز! سؤال دیگری که می توان از مسیحیان کرد اینست که آیا جهان هستی در زمانی که خدا مرده و دفن شده بود، بدون خدا بود؟!!! سبحان الله

آنچه که ذکر شد به روشنی نشان می دهد که حضرت عیسی علیه السلام هرگز کشته نشد و از مرگ برنخاست؛ در این زمینه آیه ای از قرآن را نیز ارائه می کنیم:

وقولهم إنا قتلنا المسیح عیسى ابن مریم رسول الله و ما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهم و إِن الذین اختلفواْ فیه لفی شک منه ما لهم به من علم إلا اتباع الظن و ما قتلوه یقینا

و نیز بدان سبب که گفتند: ما مسیح پسر مریم پیامبر خدا را کشتیم. و حال آنکه آنان مسیح را نکشتند و مصلوبش نکردند بلکه امر برایشان مشتبه شد و آنان که درباره او اختلاف مى‏کردند خود در تردید بودند و به آن یقین نداشتند. تنها پیرو گمان خود بودند و عیسى را به یقین نکشتند.(سوره نساء (4)، آیه 157)



قرآن صریحاً تأکید می کند که حضرت عیسی علیه السلام هرگز به صلیب کشیده نشد بلکه خداوند او را بالا برد:

بل رفعه الله إلیه و کان الله عزِیزا حکیما

بلکه خداوند او را به سوی خود فرا برد، که خداوند شکست ناپذیر و حکیم است. (سوره نساء (4)، آیه 158)

و اینک حضرت عیسی علیه السلام در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام به سر می برد تا پس از ظهور آن حضرت به اذن خداوند فرود آید و آن حضرت را در تحقق گسترش توحید و عدالت در سراسر جهان یاری نماید:

و إن من أهل الکتاب إلا لیؤمنن به قبل موته و یوم القیامة یکون علیهم شهیدا

و از اهلِ کتاب، کسى نیست مگر آنکه پیش از مرگ وی حتماً به او ایمان مى‏آورد، و روز قیامت او بر آنان شاهد خواهد بود. (سوره نساء (4)، آیه 159)

علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش از یکی از اصحاب امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند که حجاج بن یوسف که فرمانروایی ظالمی بود از آیۀ فوق به شگفت آمد و اقرار کرد که بسیاری از اهل یهود و نصرانی را می کشت اما بر طبق این آیه که می فرماید همۀ اهل کتاب قبل از مرگ به عیسی و به نبوت عیسی اقرار می کنند، لبهای آنها پیش از مرگ تکان نمی خورد و اقرار نمی کردند. شاگرد امام باقر علیه السلام به نقل از آن حضرت به حجاج گفت که این آیه دربارۀ آخرالزمان است که حضرت عیسی علیه السلام فرود خواهد آمد و آنگاه پیش از مرگ ایشان، هیچ پیرو آیین یهودیت و غیره باقی نماند مگر آنکه به او ایمان آورد و پشت سر ایشان نماز گذارد.

پس ما شیعیان به استناد قرآن کریم و کلام اهل بیت علیهم السلام به صلیب کشیده شدن، دفن شدن، و از مرگ برخاستن حضرت عیسی علیه السلام را قبول نداریم، اما به عروج آن حضرت و رجعت ثانی ایشان پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام معتقدیم و چشم به راهیم.















.
.